به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، از ظهور معناشناسی به مثابه يك علم كمتر از نيم قرن میگذرد. اين پديده جزيی از روند گسترده موسوم به چرخش زبانی يا نقطه عطف زبانی در معرفت نظری در مغربزمين است.
از نيمه دوم قرن بيستم، توجه به زبان رفته رفته به كانون تأملات نظری تبديل شد. هم در سنت فلسفه قارهای و هم در سنت فلسفه تحليلی و اخيراً در فضای فلسفهٔ آمريكايی و البته در هر كدام به اسلوبی خاص، اين توجه نمايان است. روندی كه بعدها تحول عظيم زبانی نام گرفت دامنه بسيار گستردهای داشت كه تقريباً تمام حوزههای معرفت نظری را به نحوی متأثر كرد.
فلسفه معناشناسی تبيين نسبت موجود ميان زبان و جهان است. در معناشناسی، زبان راه خود را به سوی جهان پيدا میكند و عبارات به اشياء و رخدادهای درون جهان ارجاع میشوند. يكی از وظايف معناشناسی پرداختن به مدلول كلمات است. در كاركردگرايی نسبت زبان با بافت كاركردی و عملی آن و نيز با كاربران زبان مورد توجه قرار میگيرد.
هرگاه كاوش ما معطوف به اظهارات و بيانات زبان و دلالات معنايی آنها باشد و به سخن متكلم توجه كند وارد عرصۀ معناشناسی شده است. برخی انديشمندان همچون هاليدی ميان دو سنخ بررسی معنا تمايز قائل میشود. بررسی معنای تمثلی (Ideational) كه همان معناشناسی است و بررسی معنای بينالاذهانی و ميان فردی (Interpersonal) كه از آن به كاركردگرايی تعبير میشود.
يادآور میشود، كتاب «معنای معنا» تأليف سی. كی. اگدن و آیای ريچاردز با ترجمه محمود فضيلت و مريم نويدی در تيراژ 1000 نسخه و با قيمت 16000 تومان منتشر شده است.