آمريكا و فرانسه متحدان اصلی رژيم صهيونيستی در جهان هستند و همواره تلاش كردهاند كه منافع اين رژيم اشغالگر را بر منافع ملی و بينالمللی خود ارجحيت دهند چراكه لابیهای يهودی وابسته به رژيم اسرائيل در اين دو كشور به اندازهای قدرتمند هستند كه اگر سياستمداران كاخسفيد و اليزه، بدون كسب رضايت آنان دست به اقداماتی بزنند بهطور قطع، وضعيت كشورشان به هرجومرج میرسد.
اگر به نتايج نظرسنجیها در فرانسه و آمريكا نگاهی بيندازيم چيزی جز مخالفت افكار عموم با سياستهای جنگطلبانه باراك اوباما و فرانسوآ اولاند نخواهيم ديد ولی جالب اينجاست كه اين دو رئيسجمهور با كوبيدن بر طبل جنگ عليه سوريه، به روشنی نظر شهروندان را هيچ میشمارند و منافع فرامنطقهای – يا همان منافع صهيونيستی – را بر منافع ملی خود ترجيح میدهند. تاريخ سالهای اخير اين دو كشور حاكی از دشمنی آشكار آنها با اسلام و مسلمانان و در نقطه مقابل، همكاری بسيار گسترده با رژيم اسرائيل است.
هدف اين نوشته بازنويسی اقدامات ضداسلامی در فرانسه و آمريكا نيست چراكه هر شهروندی كه به اخبار دسترسی دارد، از سوزاندن كلام الهی در آمريكا و تلاش فرانسه برای ممنوعيت كلی حجاب مطلع است؛ ولی نكتهای كه شايد در اين ميان پوشيده باقی مانده، رابطه اين اقدامات با سرنوشت رژيم اسرائيل است. به عبارتی، گرچه آمريكا در ظاهر امر به بهانه مبارزه با القاعده و طالبان وارد خاورميانه شده است ولی باطن امر، تضعيف جهان اسلام و باز كردن مسير برای پيشروی اشغالگران قدس در سراسر فلسطين است و در اين مسير نيز بزرگترين كشور اروپای غربی يعنی فرانسه همواره حامی رژيم صهيونيستی است.
دولت فرانسه پس از حمله نظامی به جمهوری مالی برای آنچه كه مبارزه با اسلامگرايان تندرو میخواند ولی در اصل برای سلطه دوباره بر منابع زيرزمينی اين كشور بود، چهرهای مخدوش از خود در قاره سياه بهجای گذاشت. موسسه نظرسنجی «پيو» با انتشار گزارشی اعلام كرد كه علاوه بر نگاه منفی شهروندان كشورهای آفريقايی كه عمدتا غيرمسلمان هم هستند، 73 درصد تركها، 61 درصد مصریها، 61درصد اردنیها و 57 درصد فلسطينیها پس از حمله فرانسه به جمهوری مالی نگاه نامناسبی نسبت به سياستمداران اين كشور اروپايی پيدا كردهاند. با اين وجود، اين كشور جزو نخستين حاميان حمله نظامی به سوريه بود و عليرغم اينكه ديگر كشورهای اروپايی شركت در اين مداخله را منوط به تصميم سازمان ملل دانستهاند ولی فرانسه اين تصميم را منوط به اقدام آمريكا میداند!
به صراحت میتوان گفت كه فرانسه مهمترين متحد رژيم صهيونيستی پس از آمريكاست. دليل اين ادعا نيز اقداماتی است كه طی سالهای اخير در اين كشور برای حفظ منافع رژيم اسرائيل صورت گرفته است. حال ادعای استفاده نظام دمشق از بمبهای شيميايی بهترين فرصت را برای حاميان صهيونيسم جهانی فراهم كرده است تا به خط مقاومت در خاورميانه حمله كنند و زمينه را برای ساخت معبد مورد ادعای يهوديان تندرو به جای مسجدالاقصی آماده كنند.
پايگاه اطلاعرسانی «شورای نمايندگی يهوديان فرانسه» كه يكی از نهادهای فعال در اين كشور برای ترويج تفكر صهيونيستی به شمار میرود، با انتشار مقالهای تحت عنوان «حمله به سوريه؛ وظيفه و افتخار فرانسه»، دولت اولاند را آشكارا به حمله به دمشق تشويق میكند و دلايل جالبی نيز برای اين «وظيفه و افتخار» برمیشمرد.
نويسنده اين مقاله بدون اشاره به استفاده عراق از سلاح شيميايی در جنگ هشتساله و سكوت غرب در اين مورد، تاكيد میكند: استفاده از سلاحهای شيميايی كه به عنوان ابزاری برای كشتار عمومی درنظر گرفته شدهاند، توسط هر كشوری محكوم است و عاملان آن بايد تنبيه شوند. اگر امروز فرانسه در مقابل دمشق كاری انجام ندهد، اين بهمعنای ضعف در مقابل سلاح هستهای در كره شمالی و ناكامی برای جلوگيری از تلاشهای ايران برای دستيابی به سلاح اتمی خواهد بود!
البته اطاعت بیچون و چرای فرانسه از يانكیها دليل اقتصادی هم دارد؛ پاريس منافع اقتصادی زيادی در وال استريت دارد و اولاند به خوبی میداند كه پيروی نكردن از اوباما به معنی حمله پنهان لابیهای صهيونيستی به منافع اقتصادی اليزه در بورس نيويورك خواهد بود. اولاند به خوبی میداند كه هزينه تقبل حمله به سوريه كمتر از هزينهای است كه وی بايد برای جبران ركود اقتصادی و افزايش بيكاری در ميان جوانان بپردازد و همين امر، بزرگترين كشور اروپای غربی را برای حمله به خاورميانه قانع كرده است!
از هر جنبهای كه به حوادث اخير در جهان بهويژه افزايش حملات ضداسلامی، ترويج اسلامهراسی، حمله به كشورهای مسلماننشين و تلاش برای نسبت دادن تروريسم به تعاليم اسلامی، نگاه كنيم، پای منافع رژيم صهيونيستی به وسط میآيد. پايگاه يهوديان فرانسه در مقالهای ديگر، ضمن بررسی نتايج حمله به سوريه از ديدگاه دينی، عنوان كرده است: كافی است وضعيت جنگ در كشوری با احاديث انجيل مشابهت داشته باشد تا نظريهها درباره پايان جهان در عهد قديم، كتاب "اشعيا" مطرح شود كه در آن به مهاجرت يهوديان از بابل و سپس بازگشت آنها و ساخت معبد اورشليم اشاره شده است.
همچنين به گفته نويسنده اين مقاله، در بخش 17 كتاب اشعيا نيز آمده است: دمشق، ديگر شهر نخواهد بود بلكه به صورت كوهی از ويرانه درخواهد آمد. همچنين شهرهای "عروعير" به طور كامل تخليه خواهد شد و مردم به اسارت درخواهند آمد و حيوانات به غنيمت برده خواهند شد و ديگر كسی وجود نخواهد داشت كه باعث خوف و رعب دشمنان شود. همچنين، افرايم از دژ بيرون رانده خواهد شد و ديگر در دمشق حكومتی نخواهد بود.
آمريكا، فرانسه و رژيم اسرائيل، هريك در يك بخش از جهان به محور شرارت جهانی تبديل شدهاند كه هدف غايیشان، نفوذ به جهان اسلام و زمينهسازی برای ساخت معبد كذايی «سليمان» و سلطه يهوديان تندرو بر «سرزمين موعود» است؛ حال بايد منتظر بنشينيم و ببينيم كه كشورهای عربی كه علیرغم عربی و اسلامی بودن، همواره در جريانهای مختلف پشت همديگر را خالی كردهاند، در قبال نقشه جديد صهيونيسم جهانی برای استعمار خاورميانه چه موضعی اتخاذ خواهند كرد؟ مثل هميشه پذيرای اربابان غربی خود خواهند شد يا اينبار متوجه خطری كه تهديدشان میكند، میشوند!
داود عظيمی