هر ساله با نزديك شدن به هفته دفاع مقدس شاهديم كه مديران سينما و تلويزيون از فعاليتهای خود در اين ژانر سخن میگويند؛ گفتههايی كه تنها به كلام خلاصه شده و هيچگاه رنگی از واقعيت به خود نمیگيرد. همين امر هم سبب شده ديگر اين گونه در سينما و تلويزيون جايگاه لازم را نداشته باشد و كميت و كيفيت كارها نيز كاهش چشمگيری پيدا كنند
توضيح فوق نيز تنها ادعايی نيست كه نگارنده آن را بيان كرده باشد، بلكه مسئله ای است كه تمامی اهالی سينما به ويژه افرادی كه در اين حوزه فعاليت میكنند، معترف هستند، چون با هر يك از سينماگران كه سابقه كار كردن در اين حوزه را دارند درباره كم كاريشان در اين زمينه، صحبت میشود، آنان به اين نكته اشاره دارند كه امكانات لازم برای كار كردن آنها فراهم نيست، پس در اين وضعيت ديگر مجالی برای كار كردن آنها فراهم نيست.
برای به وجود آمدن چنين وضعيت دو دليل میتوان ذكر كرد؛ ابتدا اينكه فعاليت در ژانر دفاع مقدس معطوف به آدم های خاص شده است، البته اينكه به جای كلمه فيلمساز از واژه آدم استفاده میكنم دليلش اين است كه عمدتا افرادی كه در اين حوزه پركار هستند جز فيلمسازان خوب و تاثيرگذار كشور محسوب نمیشوند، والا اگر قرار بود در اين ژانر فيلمسازانی چون حاتمی كيا، كمال تبريزی، باشه آهنگر و ... فعاليت كنند سرانجام اين ژانر اينگونه نبود.
معضل ديگری كه سبب شده كمتر فيلمسازی به اين حوزه ورود كند، نبود سختافزار لازم برای فعاليت در اين حوزه است، زيرا اين گونه سينما همچون كارهای اجتماعی نيست كه بتوان با چند آپارتمان و خيابان آن را به سرانجام رساند، بلكه بايد برای آن مهمات و سلاحهای نظامی فراهم كرد. امكاناتی نظير آنچه كه برای فيلم «دوئل» فراهم شد تا كاری كه ساخته میشود به واقع رنگ و بوی دفاع مقدس به خود گيرد، به ويژه اينكه در زمان حال تماشاگران ما به واسطه آشنايی با كارهای عظيم خارجی در اين ژانر با كارهای كم هزينه و كم خرج كمتر ارتباط برقرار می كنند.
برای رفع ضعف فوق هم عموما شنيده میشود كه بايد داستان های دفاع مقدسی را در زمان حال پرداخت كرد، يعنی به نتايج جنگ پرداخت، توجيهی كه به هيچ وجه صحيح نيست، چون وقتی به نتايج جنگ در زمان حال نگاه میشود، عمده برداشت ها منفی است، درصورتيكه كه جنگ ما دفاع مقدسی بود كه در خود ارزشهای زيبايی را نهفته داشت، بنابراين نشان دادن اين ارزشها هم به واسطه پرداخت مستقيم به موضوع حاصل می شود.
نكته ديگری كه در اين ميان نبايد از ياد رود نقش تماشاگران است، چون همان اندازه كه ما به نقش مسئولان و سينماگران برای رونق سينمای دفاع مقدس بها می دهيم بايد به جايگاه و ميزان تاثيرگذاری مخاطبان سينما هم اشاره كنيم، چون آنها هستند كه با استقبال خود از فيلم های دفاع مقدسی باعث رونق كمی و كيفی اين ژانر می شوند، هرچند متاسفانه امروز به دليل كيفيت پايين آثار دفاع مقدسی در سينما و تلويزيون، عمده تماشاگران از اين گونه روی برگردانده اند.
مطلب پايانی درباره اين موضوع معطوف به برخی از خطوط قرمزی میشود كه شكلگيری آن به هيچ وجه پايه منطقی ندارد، بلكه هر مديری با توجه به نوع نگاهش به جنگ باعث میشود فيلمسازان كمتر به اين ژانر توجه كنند. اين آسيب را به خوبی میتوان نسبت به فيلم خوب «ملكه» مشاهده كرد كه با اظهار نظرهای شخصی اكرانش تا مدتها به تعويق افتاد و زمانی كه روی پرده رفت از كمترين حمايت بهره برد.