حجتالاسلام والمسلمين كاظم قاضیزاده، استاد سطح عالی حوزه علميه قم، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) گفت: زبان، آسانترين وسيله انتقال مفاهيم ذهنى در انسان به شمار مىرود و سادهترين ابزارى است كه آدمى مىتواند در حيات اجتماعى، معانى متصوره خويش را مورد تبادل و تفاهم قرار دهد؛ مسئله خطير تفهيم و تفهم كه لازمه زندگى اجتماعى است تنها از همين راه است كه سهل و ساده انجام مىگيرد.
وی افزود: لذا خداوند پس از نعمت آفرينش، آن را از بزرگترين نعمتها ياد كرده است؛ الرَّحْمَنُ؛ عَلَّمَ الْقُرْآنَ؛ خَلَقَ الْإِنسَانَ؛ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ؛ پروردگارى كه گستره رحمت او موجب گرديد تا قرآن را به انسان بياموزد، بزرگترين نعمتى را كه پس از نعمت آفرينش به او ارزانى داشت، نعمت بيان بود.
مدير موسسه علمی فهيم، يادآور شد: شرايع الهى كه براى انسانها آمده و با آنان سخن گفته، از همين شيوه معمولى و متعارف بهره جسته است؛ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ؛ هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آن كه با زبان مردم خويش سخن گويد، تا[بتواند پيام الهىرا] براى آنان روشن سازد؛ از اين رو زبان شريعت همان زبان مردم است و چون روىسخن با مردم است، بايد با زبانى قابل فهم ارائه شود.
وی گفت: قرآن در ميان قوم عرب نازل شد و با زبان عربى رسا و آشكار بر آنان عرضه شده است؛ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ ما، قرآن را به زبان عربى فرستاديم تابتوانيد[خطاب به عرب]آن را درك كنيد؛ اِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، ما آن را قرآنى عربى قرار داديم تا بتوانيد[پيام]آن را دريافت داريد؛ به علاوه خداوند زبان قرآن را زبان عربى آشكار معرفى كرده است؛ و هذا لسان عربی مبين؛ «مبين»به معناى آشكار است.
قاضیزاده يادآور شد: خداوند فرمود كه «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ؛بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِينٍ؛ روح الامين[ جبرئيل]آن را بر دلت نازل كرد تا[در نافرمانىها]ازهشدار دهندگان باشى[و آن را] با زبان عربى آشكار[آورد]؛ وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ» و قرآن را براى پند آموزى سهل و آسان كردهايم، پس آيا پند گيرندهاى هست؟؛ يا در جای ديگر میفرمايد كه فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ ؛ در حقيقت[قرآن]را بر زبان تو سهل و آسان گردانيديم، اميد كه پند گيرند؛ و در جای ديگر كه فرمود «قُرآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» قرآنى عربى بىهيچ پيچيدگى[رسا و روشن]، باشد كه آنان راه تقوا پويند.
وی افزود: به همين دليل بايد گفت كه زبان وحى-يا زبان قرآن-همان زبان عرف عام است كه مورد خطاب قرار گرفتهاند كه سهل و آسان و بدون پيچيدگى در بيان بر آنان عرضه شده؛ البته هر يك بر وفق استعداد خود از آن بهرهمند مىشوند؛ نزلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا؛ از آسمان، باران [رحمت]را فرو فرستاد و بستر رودها هر يك، به اندازه گنجايش خود روان شدند؛ خداوند اين آيه را به عنوان «مثل» آورده است؛ باران رحمت كنايه از قرآن و شريعت، و بستر رودها كنايه از استعدادهاى متفاوت انسانها است تا هر يك بر حسب ظرفيت و اندازه پذيرایى خود از آن بهره گيرد.
قاضیزاده تصريح كرد: خداوند در پايان مىگويد كه «كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ» اين گونه است كه خداوند مثلها را مىآورد؛ يعنى با ضربالمثل (مثل زدن) واقعيت حال را روشن مىسازد، زيرا گفتهاند كه المثال يوضح المقال، مثال آوردن گفتار را روشن مىسازد.
اين پژوهشگر و استاد حوزه علميه گفت: آرى قرآن، ظاهرى دارد و باطنى، كه ظاهر آن براى همه آشكار است ولى عمق باطن آن به انديشه و تدبر بيشترى نياز دارد؛ در جاى جاى قرآن دستور تعمق و تدبر در آيات آن داده شده است؛ أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آيا در قرآن نمىانديشند، يا[مگر]بر دلهاىشان قفلهایى نهاده شده است؟!؛ هم چنين محكمى دارد و متشاهى؛ محكم آن دلالتى رسا و متشابه آن پيچيده است و دانش و بينش بيشترى لازم دارد تا غبار تشابه زدوده شود.
وی افزود: ولى با اين وصف هرگز راه رسيدن به حقايق نهفته و آشكار قرآن بر كسى بسته نيست و به ابزار فهم و وسايل رهيابى كه در اختيار دارد بستگى دارد؛ اين كه در حديث آمده كه العبارة للعوام و الاشارة للخواص؛ به همين حقيقت اشارت دارد، يعنى مفهوم ظاهرى آن براىهمگان است كه نگرشى سطحى دارند ولى عمق باطنى آن براى اهل تخصص است كه با ابزار دانش و بينش، و انديشيدن در نكتهها و ظرافتهاى قرآن، حقايق آن را به دست مىآورند.
مدير موسسه علمی و پژوهشی فهيم يادآور شد: آن چه گفته شد، بر وفق مقتضاى حكمت الهى است تا سخنى را كه براى مردم گفته، بر ايشان قابل فهم باشد؛ به علاوه صفحه بلند تاريخ خود گواه است كه مردم هر زمان، زبان پيام الهى را كه بر دست پيامبرانشان بر آنان عرضه مىشده فهميدهاند و هيچگاه در تاريخ ثبت نشده كه پيروان پيامبرى گفته باشند: زبان پيامى كه آوردهاى براى ما مفهوم نيست!.
وی افزود: ولى اخيراً شبههاى مطرح شده كه زبان وحى قابل فهم نيست، جز مفهوم ظاهرى آن (در حد ترجمه) كه راه رسيدن به حقيقت آن براى بشريت بسته و درك آن ميسور نيست؛ مىگويند: وحى چون پيام الهى و سخن از ماوراى جهان طبيعت است، نمىتواند نمايانگر مفهوم حقيقى آن باشد؛ زيرا واژههاى به كار رفته در لسان شريعت، براى مفاهيمى وضع شده است كه با جهان حس و عالم شهود سنخيت(همگونى) دارد و با آن چه در پس پرده غيب وجود دارد سنخيتى ندارد و اين ناهمگونى ميان اين دو گونه مفاهيم، دلالت الفاظ و عبارات به كار رفته در زبان وحى را از كار مىاندازد.
قاضی زاده بيان كرد: مىگويند پر پيدا است كه كار برد اين گونه واژهها بر پايه استعاره و تشبيه امور نامحسوس به اشياء محسوس نهاده شده است و هرگز نمىتواند لفظ مستعار نمايانگر كامل مفهوم مستعارله باشد؛ برخى زبان وحى را زبان رمز دانستهاند كه كشف آن براى هر كس ميسور نيست؛ برخى فراتر رفته زبان وحى را تمثيلى و تخيلى محض گرفتهاند كه اصلاً از واقعيتى حكايت ندارد، جز ترسيم مجرد ذهنى همانند كتاب«كليله و دمنه»كه مطالب اخلاقى و تربيتى را در قالب تصوير ذهنى درآورده است.
وی گفت: در نتيجه نمىتوان از ظاهر تعابير كتب آسمانى، به حقيقتى ثابت پىبرد و با اين شيوه خواستهاند تا برخى ناهنجارىها (خلاف واقعيتها كه احياناً دراين كتب به چشم مىخورد) توجيه كنند و برخى اشكالات وارد بر كتب عهدين را مرتفع سازند؛ دنبالهروها گمان بردهاند كه مىتوان همين شيوه را درباره قرآن نيزبه كار برد!
ادامه دارد...