کد خبر: 2588935
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۲

فهم عميق قرآن مستلزم احاطه به زبان باطنی آن است

گروه حوزه‎های علميه: حجت‎‏الاسلام قاضی‌زاده زبان ظاهری قرآن را بی هيچ پيچيدگی عنوان كرد ولی فهم عميق قرآن را ملزم به دانستن زبان باطنی قرآن دانست.

حجت‎‏الاسلام والمسلمين كاظم قاضی‌زاده، استاد سطح عالی حوزه علميه قم، در گفت‎‏وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) گفت: زبان، آسان‏ترين وسيله انتقال مفاهيم ذهنى در انسان به شمار مى‏رود و ساده‏ترين ابزارى است كه آدمى مى‏تواند در حيات اجتماعى، معانى متصوره ‏خويش را مورد تبادل و تفاهم قرار دهد؛ مسئله خطير تفهيم و تفهم كه لازمه زندگى ‏اجتماعى است تنها از همين راه است كه سهل و ساده انجام مى‏گيرد.
وی افزود: لذا خداوند پس از نعمت آفرينش، آن را از بزرگترين نعمت‏ها ياد كرده است؛ الرَّحْمَنُ؛ عَلَّمَ الْقُرْآنَ؛ خَلَقَ الْإِنسَانَ؛ عَلَّمَهُ الْبَیَانَ؛ پروردگارى كه گستره رحمت او موجب گرديد تا قرآن را به انسان بياموزد، بزرگترين نعمتى را كه پس از نعمت آفرينش به او ارزانى‏ داشت، نعمت ‏بيان بود.
مدير موسسه علمی فهيم، يادآور شد: شرايع الهى كه براى انسان‏ها آمده و با آنان سخن گفته، از همين شيوه معمولى و متعارف بهره جسته است؛ وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ ؛ هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آن كه با زبان مردم خويش سخن گويد، تا[بتواند پيام الهى‏را] براى آنان روشن سازد؛ از اين رو زبان شريعت همان زبان مردم است و چون روى‏سخن با مردم است، بايد با زبانى قابل فهم ارائه شود.
وی گفت: قرآن در ميان قوم عرب نازل شد و با زبان عربى رسا و آشكار بر آنان عرضه ‏شده است؛ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ؛ ما، قرآن را به زبان عربى فرستاديم تابتوانيد[خطاب به عرب]آن را درك كنيد؛ اِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ، ما آن را قرآنى عربى قرار داديم تا بتوانيد[پيام]آن را دريافت داريد؛ به علاوه خداوند زبان قرآن را زبان عربى آشكار معرفى كرده است؛ و هذا لسان عربی مبين؛ «مبين‏»به‏ معناى آشكار است.
قاضی‌زاده يادآور شد: خداوند فرمود كه «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ؛بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِينٍ؛ روح الامين[ جبرئيل]آن را بر دلت نازل كرد تا[در نافرمانى‏ها]ازهشدار دهندگان باشى[و آن را] با زبان عربى آشكار[آورد]؛ وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ» و قرآن را براى پند آموزى سهل و آسان كرده‏ايم، پس آيا پند گيرنده‏اى ‏هست؟؛ يا در جای ديگر می‎‌فرمايد كه فَإِنَّمَا یَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ ؛ در حقيقت[قرآن]را بر زبان تو سهل و آسان گردانيديم، اميد كه پند گيرند؛ و در جای ديگر كه فرمود «قُرآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ» قرآنى ‏عربى بى‏هيچ پيچيدگى[رسا و روشن]، باشد كه آنان راه تقوا پويند.
وی افزود: به همين دليل بايد گفت كه زبان وحى-يا زبان قرآن-همان زبان عرف عام است كه مورد خطاب قرار گرفته‏اند كه سهل و آسان و بدون پيچيدگى در بيان بر آنان عرضه شده؛ البته هر يك بر وفق استعداد خود از آن بهره‏مند مى‏شوند؛ نزلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهَا؛ از آسمان، باران [رحمت]را فرو فرستاد و بستر رودها هر يك، به‏ اندازه گنجايش خود روان شدند؛ خداوند اين آيه را به عنوان‏ «مثل‏» آورده است؛ باران رحمت كنايه از قرآن و شريعت، و بستر رودها كنايه از استعدادهاى متفاوت انسان‏ها است تا هر يك بر حسب ظرفيت و اندازه پذيرایى خود از آن بهره گيرد.
قاضی‌زاده تصريح كرد: خداوند در پايان مى‏گويد كه «كَذَلِكَ يَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ» اين گونه است كه خداوند مثل‏ها را مى‏آورد؛ يعنى با ضرب‌المثل (مثل زدن) واقعيت ‏حال را روشن مى‏سازد، زيرا گفته‏اند كه المثال يوضح المقال، مثال آوردن گفتار را روشن مى‏سازد.
اين پژوهشگر و استاد حوزه علميه گفت: آرى قرآن، ظاهرى دارد و باطنى، كه ظاهر آن براى همه آشكار است ولى عمق‏ باطن آن به انديشه و تدبر بيشترى نياز دارد؛ در جاى جاى قرآن دستور تعمق و تدبر در آيات آن داده شده است؛ أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا؛ آيا در قرآن‏ نمى‏انديشند، يا[مگر]بر دل‏هاى‌شان قفل‏هایى نهاده شده است؟!؛ هم چنين ‏محكمى دارد و متشاهى؛ محكم آن دلالتى رسا و متشابه آن پيچيده است و دانش ‏و بينش بيشترى لازم دارد تا غبار تشابه زدوده شود.
وی افزود: ولى با اين وصف هرگز راه‏ رسيدن به حقايق نهفته و آشكار قرآن بر كسى بسته نيست و به ابزار فهم و وسايل‏ رهيابى كه در اختيار دارد بستگى دارد؛ اين كه در حديث آمده كه العبارة للعوام ‏و الاشارة للخواص‏؛ به همين حقيقت اشارت دارد، يعنى مفهوم ظاهرى آن براى‏همگان است كه نگرشى سطحى دارند ولى عمق باطنى آن براى اهل تخصص‏ است كه با ابزار دانش و بينش، و انديشيدن در نكته‏ها و ظرافت‏هاى قرآن، حقايق آن را به دست مى‏آورند.
مدير موسسه علمی و پژوهشی فهيم يادآور شد: آن چه گفته شد، بر وفق مقتضاى حكمت الهى است تا سخنى را كه براى مردم ‏گفته، بر ايشان قابل فهم باشد؛ به علاوه صفحه بلند تاريخ خود گواه است كه مردم هر زمان، زبان پيام الهى را كه بر دست پيامبرانشان بر آنان عرضه مى‏شده فهميده‏اند و هيچ‏گاه در تاريخ ثبت نشده كه پيروان پيامبرى گفته باشند: زبان پيامى كه آورده‏اى‏ براى ما مفهوم نيست!.
وی افزود: ولى اخيراً شبهه‏اى مطرح شده كه زبان وحى قابل فهم نيست، جز مفهوم ظاهرى آن (در حد ترجمه) كه راه رسيدن به حقيقت آن براى بشريت‏ بسته و درك آن ميسور نيست؛ مى‏گويند: وحى چون پيام الهى و سخن از ماوراى جهان طبيعت است، نمى‏تواند نمايانگر مفهوم حقيقى آن باشد؛ زيرا واژه‏هاى به كار رفته در لسان‏ شريعت، براى مفاهيمى وضع شده است كه با جهان حس و عالم شهود سنخيت(همگونى) دارد و با آن چه در پس پرده غيب وجود دارد سنخيتى ندارد و اين‏ ناهمگونى ميان اين دو گونه مفاهيم، دلالت الفاظ و عبارات به كار رفته در زبان وحى ‏را از كار مى‏اندازد.
قاضی زاده بيان كرد: مى‏گويند پر پيدا است كه كار برد اين گونه واژه‏ها بر پايه استعاره و تشبيه امور نامحسوس به اشياء محسوس نهاده شده است و هرگز نمى‏تواند لفظ مستعار نمايانگر كامل مفهوم مستعارله باشد؛ برخى زبان وحى را زبان رمز دانسته‌اند كه ‏كشف آن براى هر كس ميسور نيست؛ برخى فراتر رفته زبان وحى را تمثيلى و تخيلى ‏محض گرفته‏اند كه اصلاً از واقعيتى حكايت ندارد، جز ترسيم مجرد ذهنى همانند كتاب‏«كليله و دمنه‏»كه مطالب اخلاقى و تربيتى را در قالب تصوير ذهنى درآورده است.
وی گفت: در نتيجه نمى‏توان از ظاهر تعابير كتب آسمانى، به حقيقتى ثابت پى‏برد و با اين شيوه خواسته‏اند تا برخى ناهنجارى‏ها (خلاف واقعيت‏ها كه احياناً دراين كتب به چشم مى‏خورد) توجيه كنند و برخى اشكالات وارد بر كتب عهدين را مرتفع سازند؛ دنباله‌روها گمان برده‏اند كه مى‏توان همين شيوه را درباره قرآن نيزبه كار برد!
ادامه دارد...
captcha