کد خبر: 2590619
تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۹۲ - ۲۳:۰۸

معرفی «شيخ محمدعلی معزی دزفولی» يكی از فرهيختگان شهرستان دزفول

شيخ محمد علی معزی، از علما و مراجع كم‌نظير و ارزشمند و مفاخر تشيع در عصر خود بوده كه سلوك و مشی عالمانه و حكيمانه ايشان اسوه و الگوی حسنه‌ای برای دوستداران علم و فضيلت است.

فرزند شيخ عبدالحسين بن شيخ محمد طاهر‌بن شيخ محسن بن شيخ اسماعيل بن شيخ محسن ابن شيخ المعز‌الدين استت كه تولدش در 15 رجب سال ۱۲۹۸ه.ق در شهرستان دزفول اتفاق افتاد.
وی مقدمات علوم حوزوی، فقه و اصول و ساير علوم مربوطه را در محضر جد بزرگوارش مرحوم آيت‌الله شيخ‌محمد طاهر و حاج شيخ محمدرضا معزی گذراند. در سن ۱۲ سالگی منظومه «بحرالعلوم» را در نزد جدش آقاشيخ محمد طاهر فرا گرفت و بعد از وفات جدش تحصيلات عالی فقهی خود را در محضر آيت‌الله حاج شيخ محمدرضا معزی به پايان رساند. تقريباً از سن ۱۸ سالگی تدريس را آغاز كرده و علاقه عجيبی به تربيت طلاب با استعداد داشت و تربيت شدگانی والامقام از خود به جا گذاشته است.
در سن ۲۵ سالگی كتاب اولين تأليف آن مرحوم، كتابی است در احكام «بقاء بر تقليد ميت». ايشان حدود 50 سال از زندگانی خود را صرف تأليف كتاب با ارزش فقهی استدلالی «تجديد الدوارس و تحديد المدارس» كرد.
اخلاق، رفتار و مشی عالی آن بزرگوار آنگونه بود كه همه او را به بلند همتی و بزرگ منشی با هيبتی روحانی در عين حال متواضع می‌شناختند. در زندگی توكلی عجيب داشت. اعتقادی راسخ به امام زمان(عج) و توسلات خاصی به حضرتش داشت. مكرراً مكاشفاتی كه منجر به حل مشكلات او می‌شد برايش حاصل می‌گشت ولی هرگز مايل نبود موضوع را برای كسی بازگو كند.
در وضع شخصی خود حد اعتدال و ميانه‌روی را كاملاً رعايت می‌كرد. در كمك به مستمندان و اعانت مردم از نظر مادی و معنوی دريغ نداشت. در عصر خود در صحنه فضل و كمال، فقه، اصول و ساير علوم اسلامی نه تنها كم‌نظير بلكه حقاً بی‌نظير بود. تقريباً تمامی شاگردانش به مراتب عالی كمال، فضل و ادب نائل آمدند. اصولاً درس اساتيد و تربيت شاگردان، نشانه‌ای از عمق و فضل اساتيد است يعنی كمالات شاگردان گويای كمالات اساتيد است. در آن روزگار مثل هر زمانی هم اساتيد طبقه‌بندی بودند هم طلاب و محصلان علوم دينی در اشتياق علم‌جويی طبقه‌بندی می‌شدند.
درس آيت‌الله معزی جزو درس‌های درجه يك بود؛ لذا طلابی كه دور شمع وجود ايشان پروانه‌وار می‌چرخيدند، طالب شيفته علم، ادب، فضل و كمالات بودند. طلاب درجه دو و درجه سه كه انگيزه درس آنها ضعيف بود در درس ايشان حاضر نمی‌شدند، چون كه گويای فضای علمی و معنوی درس ايشان طلبه غير سختكوش را دفع می‌كرد. جاذبه درس ايشان فقط ممتازان طلاب را می‌ربود.
شاگردانش معترفند كه در عصر خودش حقاً كسی به تسلط، احاطه و وسعت علمی ايشان مخصوصاً در فقه نمی‌رسيد. در غالب علوم مسلط بود. در ادبيات، معانی بيان، منطق، فقه، اصول و تفسير و … .
جاذبه درس ايشان چنان بود كه حتی روزهای جمعه هم شاگردانش درس ايشان را ترك نمی‌كردند. مرحوم حاج شيخ محمد كاظم تدين می‌گفت «حتی روز جمعه هم به درس ايشان می‌رفتم». درس ايشان و تلمذ در محضر ايشان ضابطه فضل بود و به عنوان يك ملاك، هركس شاگردی آيت‌الله معزی را كرده بود درخشيده و برجسته شده بود.
در ادبيات فارسی و ادبيات عرب تبحر عجيبی داشت. تصحيح كتاب مرزبان‌نامه به عنوان متن ادبی قديم تبحر ايشان را تأييد می‌كند. در مجامع حوزه‌ای به عنوان يك اصل مطرح است كه آن دسته از فضلايی كه در ادبيات عرب تبحر و تخصص بيشتری داشته باشند در استنباطشان از روايات و در نتيجه فتاوای آنها از جايگاه عالی‌تری برخوردارند و مرحوم آيت‌الله آقا شيخ محمدعلی معزی در لغت و ادبيات عرب تسلطش بی‌نظير بود.
در زمانی كه كتاب مرزبان‌نامه تصحيح و تحشيه مرحوم ميرزا محمدخان قزوينی از انتشارات موقوفات گيپ چاپ برلين را برای طلاب علوم دينی دزفول كه خود را برای شركت در امتحانات دانشكده معقول و منقول آماده می‌كردند، تدريس می‌كردند نظرات صائبی در مورد كتاب مذكور ابراز می‌داشتند. وی در ضمن درس و ملاحظه تصحيحات مرحوم قزوينی كه در ذيل صفحات به صورت پاورقی نوشته شده بود با استناد به قواعد نحو، صرف و لغتنامه‌های عربی تصميمات ياد شده را كلاً و يا بعضاً فاقد وجاهت علمی می‌دانست. بعدها اين اشارات و نظرات علمی بر تصحيحات مرحوم قزوينی به صورت مرتب تديون شد و در چاپ بعدی كتاب مرزبان‌نامه كه به صورت آفست انجام پذيرفت و به صورت جزوه مستقلی به آخر كتاب افزوده شد.
اين فقيه اهل بيت(ع) در عين حال كه قسمت اعظمی از خوزستان از ايشان تقليد می‌كرد و آوازه علمی و فضل ايشان به حوزه‌های قم و نجف هم رسيده بود، پا به پای وزانت علمی و فقهی از زهد و زندگی ساده و به دور از تجملات و نفسانيات، اعراض از ظواهر و تلذذات دنيايی برخوردار بود. درب خانه وی بر روی تمام اقشار مردم و دوستداران فضل و ادب باز بود. حقاً مصداق آن سخن ارزشمند بود كه هركس به ايشان می‌نگريست به ياد رسول‌الله(ص) می‌افتاد. زندگی بی پيرايش و به دور از زرق و برق، منزلی فرسوده، فرشی ساده و فقط مقداری كتاب و عمری صرف احيای فقه آل محمد(ص).
يكی از اساتيد نقل می‌كند يكی از اهل علم شهرهای مجاور دزفول روزی خدمت ايشان رسيد بعد از پايان جلسه درس عرض كرد بنا دارم زندگی‌نامه بزرگان را بنويسم خدمت شما رسيده‌ام، ايشان فقط در جواب فرمودند «سلام مرا به آقايان و علمای(فلان) برسان» و جهت استراحت به اندرونی تشريف بردند كه حتی حاضر نبود كمترين وقتی را برای مطرح كردن خود صرف كرده باشد.
در سال ۱۳۴۲ ه.ش رئيس ساواك وقت دزفول به اتفاق فرماندار و فرمانده پايگاه وحدتی دزفول از آيت‌الله معزی تقاضای ملاقات می‌كند. ايشان به دلايل سياسی روز اجابت می‌فرمايند. ولی قبل از آنكه آنان وارد محل تدريس شيخ شوند آيت‌الله معزی به اتاق ديگر مدرسه می‌روند. بعد از آنكه وارد می‌شوند آقا را اطلاع می‌دهند كه ميهمان‌ها آمدند. آيت‌الله بر آنها وارد می‌شود و آنان قيام و احترامات لازمه را به جا می‌آورند. خادم شيخ با چای از آنها پذيرايی می‌كند. رئيس ساواك با لحنی موهن و بی‌ادبانه خدمت آيت‌الله عرض می‌كند «مدرسه نبوی محلی برای روحانيون مخالف دولت شده است». آيت‌الله با شنيدن اين لفظ نشستنش را از حالت عادی تغيير می‌دهد و با لحنی آمرانه و قاطع با يك عبارت به لهجه محلی آنان را مورد عتاب قرار می‌دهد و می‌فرمايد «هر كناسی (رفتگر) كه چند قبه حلبی بردوش نصب كند به او می‌گويند جناب سرهنگ مگر آيت‌الله العظمی نبوی(ازير كله مارت درومه سه) كنايه از اينكه مگر ايشان بی‌ارزش است».
وقتی ميهمان‌های ناخوانده با اين برخورد عتاب‌آميز روبرو می‌شوند بدون نوشيدن چای، حوزه آيت‌الله معزی را با نگرانی و نااميدی ترك می‌كنند. شاگردان آقا معتقد بودند علت اينكه آقا از اتاق آقا به اتاق ديگر تشريف بردند، اين بود كه ايشان دوست نداشتند در مقابل كارگزاران ظلمه برخيزد و به آنان احترام كند.
از ويژگی‌های بارز و شايد كم نظير آن فقيه بزرگ، منبر علمی و خطابه‌های جذاب ايشان بود كه حقاً سازنده‌ترين درس اخلاق برای تمام اقشار مردم بوده كه در خوزستان كم نظير، بلكه بی‌نظير بوده است. شاهدان عينی آن منابر ارزشمند نقل می‌كردند كه در ماه مبارك رمضان علاوه‌بر تجار، كسبه، طلبه، علما و روحانيون بزرگ هم شركت می‌كردند و در آن گرمای طاقت فرسای تابستان بعد از اقامه نماز جماعت در آن مسجد كوچك و گرم حتی كوچه‌های اطراف مسجد برای استفاده از آن عالم ربانی تجمع می‌كردند. مخصوصاََ در ايام محرم و عاشورا چند جمله ذكر مصيبت خاندان عترت را چنان از روی اخلاص و ارادت فوق‌العاده بيان می‌فرمودند كه در شنونده تأثيری خاص داشت، به طوريكه بارها حالت دگرگونی و هيجان در حاضران مجلس بدست می‌آمد.
روزی يكی از مستمعين خدمت آقا می‌رسد و می‌گويد «آقا ديشب حضرت فاطمه زهرا(س) را خواب ديدم» فرمودند كه به ايشان (آيت‌الله معزی) اطلاع دهيد كه (دستوری می‌فرمايند) انجام بدهند چون در موقع ايراد ذكر مصيبتشان من حضور دارم، كه تا آخر عمر دستور آن حضرت را با كمال دقت اجرا كردند».
وفاتش در ۱۲ رمضان ۱۳۹۱ ه.ق مطابق ۲۱ آبان ۱۳۴۹ اتفاق افتاد. ايشان در هفته آخر زندگيش از وفات نزديك خود به فرزندش خبر داده بود. علاوه‌بر آن مرحوم حاج شيخ عباس مخبر كه از شاگردان آقا بودند نقل می‌كردند كه آقا مرگ خود را پيش‌بينی كرده و به من دستور دادند كه شعر معروف احمدبن‌محمد بن عياش را كه در جلد يازدهم بحار مرحوم مجلسی نوشته شده و به عنوان عرض ارادت و اخلاص به خاندان عترت سروده شده است حفظ كن و هفته بعد كه آمدی برايم بخوان. هفته بعد آقا به ملكوت اعلا پيوست و دستورش را در مجلس ترحيم آن فقيه برجسته اجرا كردم و همان شعر در مسجد جامع دزفول خوانده شد و مجلس را در اندوهی افزون فرو برد.
تأليفات مرحوم شيخ محمد علی معّزی عبارتند از: تجديد الدوارس، آيات متشابهات، رساله عمليه او به فارسی، مشتمل بر عبادات كه دو بار به چاپ رسيده است، مفتاح التحقيق، توضيح لغات مشكله، الترجمان عن كتاب مرزبان نامه، مقاله مفصلی در هفت صفحه به مناسبت هزاره شيخ ابو جعفر طوسی در تاريخ تحول فقه شيعه و ادواری كه برآن گذشته و به ويژه در مورد تأليف و فتوای شيخ طوسی(ره)، حواشی متفرقه، بر منظومه مرحوم حاج ملا هادی سبزواری در حكمت، حاشيه بر كفايه ملا محمد كاظم خراسانی در اصول، مجموعه‌ای مشتمل‌بر اجوبه مسائل متفرقه در فقه و تفسير و غيره، رساله‌ای در مناسك حج، كه احكام حج را با زبانی ساده و عباراتی روان به فارسی به رشته تأليف در آورده است و اين رساله نيز به چاپ رسيده است، رساله مستقلی در احكام خلل و سهو، رساله‌ای در احكام خلل و قضا فوائت نماز، رساله‌ای در مقدمات نماز، مقاله بر فقه الرضا.
captcha