«ژان پیير فيليو»، كارشناس مسائل خاورميانه و استاد دانشگاه علوم سياسی پاريس، در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی ايران(ايكنا) با اشاره به ناكامی دستاوردهای انقلابی در كشورهايی چون مصر، تونس و ليبی، عنوان كرد: طی سه سال اخير، جهان اسلام با رويدادهای مهمی مواجه شده است كه مهمترين آنها، قيامهای مردمی در مصر، تونس و ليبی است. شهروندان مسلمان اين كشورها عليه نظام فاسد حكومتی كه نماينده كشورهای استعمارگر در منطقه بودند، قيام كردند و با سر دادن شعارهای اسلامی، روح دينی اين قيامها را به نمايش گذاشتند.
وی افزود: هر قدر هم كه برخی افراد يا گروهها برای نفی منشاء اسلامی اين قيامها تلاش كنند، باز هم خواستههای مردم و انتخاب گروههای اسلامی در پارلمان اين كشورها، نشانگر اسلامخواهی شهروندان است. مشكلاتی كه امروز در مصر شاهدش هستيم، ناشی از فقدان رهبر واحد و تلاش كشورهای استعمارگر برای بازپسگيری جايگاه از دسترفتهشان در منطقه است.
اين كارشناس مسائل خاورميانه در ادامه سخنانش به نقش محوری «رهبر واحد» در انقلابها اشاره و تأكيد كرد: برای درك بهتر اين مسئله كه چرا انقلابهای منطقه در مسيری نادرست در حال حركت هستند، بايد به مقايسه اين قيامها با انقلاب سال 57 در ايران بپردازيم. انقلاب اسلامی ايران به رهبری امام خمينی[ره] پيروز شد و علیرغم همه مشكلاتی كه نظير آنها را در انقلابهای اخير هم میتوان مشاهده كرد، قيام مردم ايران به بار نشست و نه تنها، خواست اصلی مردم كه همان بازگشت تعاليم دينی به جامعه بود، محقق شد؛ بلكه گروههای مخالف انقلاب نيز با مشاهده عزم و اراده ملت برای حفظ دستاوردهای انقلاب، از ادامه مخالفتها دست كشيدند.
وی اضافه كرد: اين موفقيت دلايل مختلفی داشت؛ نخست اينكه مردم ايران از ابتدای امر، رهبر واحدی را برای قيام خود انتخاب كرده بودند كه همواره راهنمای آنان در اين مسير بود. دوم اينكه، پس از پيروزی انقلاب و رأی مردم به جمهوری اسلامی، همه دستگاهها از عناصر رژيم فاسد قبلی پاكسازی شد و نيروهای متعهد به حكومت و مردم كارها را بر عهده گرفتند كه همين مسئله باعث تضعيف نيروهای مخالف در داخل و خارج از ايران شد. سومين دليل موفقيت انقلاب ايران، مبارزه با حزبگرايی در دستگاههای دولتی بود؛ بدين معنی كه هر فرد با هر عقيده سياسی، خود را ملزم به اطاعت از «رهبر واحد» میدانست و به دليل دلبستگی به اسلام، اجازه نمیداد كه منافع حزبی و گروهی به ايجاد تفرقه در جامعه بينجامد.
اين تحليلگر مسائل سياسی به چهارمين دليل ادامه مسير انقلاب اسلامی اشاره و عنوان كرد: دليل چهارم و شايد بتوان گفت، دليل اصلی اين كه انقلاب ايران پس از سه دهه هنوز هم در مسير اصلی خود گام برمیدارد، وجود رهبری آگاه است. پس از انقلاب، رهبری مردم به عهده امام خمينی بود و پس از رحلت ايشان، آيتالله خامنهای اين وظيفه را عهدهدار شد. ويژگی مشترك اين دو رهبر، استكبارستيزی آنهاست و همين خصوصيت به مردم و انقلابيون ايران نيز منتقل شده است. در واقع تفاوت انقلابهای اخير در جهان اسلام با انقلاب سال 1357 ايران در نوع رهبری قيام مردمی است؛ رهبری دينی و سياسی در ايران با هوشياری تمام مانع از نفوذ انديشههای ليبرالی در نظام حكومتی شد.
وی ادامه داد: اگر امروز دولت محمد مرسی به راحتی سقوط میكند و ارتش وابسته به رژيم قبلی و مهمتر از آن، وابسته به آمريكا، امور را به دست میگيرد، دليلی غير از اين ندارد كه محمد مرسی به جای اتكا به مردم و انقلابيون، به كشورهای بيگانه تكيه داد و وعدههای آنان را باور كرد. اولين سفر مرسی به عربستان بود و پادشاه سعودی نخستين فرد پس از سقوط دولت مصر بود كه نظام كودتا را به رسميت شناخت(!) در حقيقت، مشكل اصلی قيامهای منطقه در اين است كه رهبران جديد، تفاوت دوست و دشمن را نمیدانند و بهجای الگو قرار دادن كشورهای موفق در زمينه تشكيل حكومتهای مردمسالار مبتنی بر تعاليم اسلامی، به غرب متوسل میشوند.
اين كارشناس فرانسوی در پاسخ به سؤالی درباره دلايل دشمنی غرب با جمهوری اسلامی ايران، بيان كرد: جمهوری اسلامی ايران به همراه سوريه و حزبالله لبنان حلقهای تشكيل داده است كه همه از آن به عنوان «جبهه مقاومت» ياد میكنند. همه میدانند كه اين جبهه، مخالف استكبار و صهيونيسم است و به همين دليل است كه كشورهايی چون آمريكا و رژيم اسرائيل مخالفان اصلی انقلاب ايران هستند. رهبری ايران از ابتدای انقلاب تاكنون، با هوشياری كامل از مواضع ايران در برابر سلطهگران دفاع كرده و اجازه نداده است كه تفكرات ضددينی و ليبرالی در بطن جامعه نفوذ كند كه اگر چنين میشد، انقلاب ايران نيز تاكنون به سرنوشت كشورهای ديگر دچار شده بود.
وی در پايان تأكيد كرد: رمز موفقيت انقلاب اسلامی ايران و تفاوت بارز آن با ديگر انقلابهای منطقه در همين است كه رهبران انقلابی ايران به خواست مردم و هدف اصلی قيام پايبند ماندهاند و به هر قيمتی از حقوق ملت دفاع میكنند؛ درحالیكه رهبران قيامهای اخير، به سرعت فريب وعدههای بيگانگان را خوردند و در نهايت نيز، نه تنها به نوعی در انحراف قيامها سهيم شدند، بلكه خود نيز در دام غفلت گرفتار گشتند.
گفتنی است، ژان پیير فيليو، نويسنده كتاب « انقلاب عربی: 10 درس انقلابهای دموكراتيك»، در حال حاضر در دانشگاه علوم سياسی پاريس به تدريس در زمينه مطالعات خاورميانه مشغول است. وی همچنين در زمينه جنبشهای جهادی در كشورهای اسلامی نيز مقالاتی منتشر كرده است.