به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، مدرسه مادر جامعه است و فرزندان خود را تربيت میكند و تحويل آن میدهد تا در جايگاه اصلی و مفيد و سازنده به فعاليت بپردازند. هيچكس نيست كه دارای شغل و منصبی باشد و امروز ادعا كند كه هرگز نيمكتنشين مدرسه نبوده است.
فرزندان فارغالتحصيل مدارس، هر يك بخشی از جامعه را بر اساس شغل و موقعيتی كه دارند، هدايت میكنند. حتی كسانی كه شاغل نيستند، هر چقدر توانايی و توانمندی برای زندگی دارند، بخش بزرگ ان را از مدرسه گرفتهاند.
مادر كه منشأ تربيت برای به فعليت بخشيدن به تمامی استعدادهاست، چگونه میتواند فقط به خاطره تبديل شود؟ امروزه وقتی افراد خاطرات خود را مرور میكنند، دوران مدرسه را بزرگترين بخش میدانند با آنكه تمام محروميتها و نداشتههای تحصيلی و تربيتی يادشان است، اما وقعی بر آن نمینهند چون مدرسه را يك پايگاه دولتی و جزء وظايف دولت میدانند كه رفع كاستیهای فيزيكی را بايد دولت برطرف كند.
در اينكه دولت مهمترين متولی آموزش و پرورش رسمی كشور بر اساس قانون اساسی است، شكی نيست اما آيا راه مشاركت و همكاری و تعامل مردم و فرزندان مدرسه بسته شده است؟ آيا توسعه علم و دانش و مهارتهای عملی، بصيرت دينی از تأكيدات دين ما نيست؟ آيا همه تعالی ما در گستره يادگيری و تعليم و تربيت غنی با توجه به همه ابعاد آن مربوط نمیشود؟ مگر نه آن است كه اجانب و بيگانان دانش خود را سبب سيطره بر جهان میدانند؟ آنچه ما را بینياز به آنها میكند افزايش دانش علمی و بصيرت دينی و مهارتهاست. اين امر از مدارس آغاز میشود و كليد میخورد.
آنچه معلم ياد میدهد و دانشآموز میآموزد، تثبيت يادگيریها با استفاده از روشها و برنامهها و امكانات آموزشی ميسر است. نگاه حرفهايی و غير شخصی معلمان و عملكرد انان بر اساس محتوا و برنامههای درسی غنی، جايگاه يادگيری را متحول میكند. رابطه بين خانه و مدرسه و نهادهای محلی و ظرفيتهای اجتماعی به تكميل پروژه ملی مدرسه كمك میكند.
ما میبينيم مدارسی كه با همكاری داوطلبانه اوليای دانشآموزان و در قالب نماينده پايهها و انجمن اوليا و مربيان فعاليت میكنند، شرايط بهتری را برای فراگيران و معلمان برای امر ياددهی و يادگيری فراهم میكند. روند همكاری خانه و مدرسه بايد به روند تعاملی مدرسه و جامعه تبديل شود.
وقتی تربيت يافتگان مدارس، جامعه را از هر نظر اعم از مثبت يا منفی تحت تأثير قرار میدهند و البته خروجیهای شايسته آن برای آحاد جامعه مؤثرند، چرا نبايد از مشاركت كل جامعه برای توسعه و تجهيز و تقويت برنامههای تربيتی، آموزشی، تربيت بدنی، مهارتی و ... استفاده شود؟ فرهنگسازی و تشويق مردم به اين امر بر عهده رسانههای ملی، صاحبان رسانههای نوشتاری و نمايشی است. از طرفی قوانين تشويقی هم میتواند به اين مهم كمك كند.
اگر ماليات برای عمران و آبادی كشور است، میتوان مالياتهايی تشويقی و يا ضروری ايجاد كرد كه به تقويت آموزش و پرورش كشور منجر شود. تا كی در قانونی بودن و غير قانونی بودن دريافت كمكهای مردمی و زمان دريافت آن و چگونگی دريافت آن در ترديد باشيم؟ هر روز ما شاهد تولد نوزادانی هستيم كه روزی دانشآموزان مدارس میشوند، اگر والدين آنها مبلغی ناچيز را طبق قانون به حساب آموزش و پرورش بريزند، بخشی از اعتبار اين بخش تجميع و تأمين میشود.
اين كودك اگر بماند، روزی وارد چرخه آموزش و پرورش خواهد شد و خودش استفاده خواهد كرد و اگر خدای ناخواسته فوت كند، باز هم جزء باقيات و صاحات او تا دنيا دنياست، خواهد شد. مانند اين موضوع زياد است.
موضوع مهم ديگر اين است كه بازگشايی مدارس حال و هوای كشور ار عوض میكند. همه با شور و نشاط میشوند. در چنين شرايطی كه اقبال عمومی جامعه به درس و مدرسه زياد است، به جای آنكه بگوئيم جشن عاطفه، بگوئيم روز ملی مدرسهها. همه مردم در هر شهر و محلهايی، چه دانشآموز داشته باشند، چه نداشته باشند در آن شركت كنند. ممكن است مردم وسائلی داشته باشند كه برای مدرسه محلشان و برای كودكان بیبضاعت مفيد باشد. شايد يكی نذر كرده چند بسته كاغذ به مدرسه بدهد، يا يك دانشآموز بیبضاعت را در همان مدرسه پوشش دهد يا يكی سماوری دارد كه میخواهد به مدرسه هديه كند و چيزهايی از اين دست.
مردمی كه به توسعه مدارس كمك میكنند، حتماً به كودكان نيازمند خاصه ايتام نيز كمك خواهند كرد. شبكه شناسايی از كودكان يتيم و نيازمند از طريق سامانهايی در آموزش و پرورش تشكيل شود و در اختيار مؤسسات مردمنهاد قرار بگيرد تا آنها كه متولی اين امور هستند به شايستگی از آنها حمايت كنند.
نبايد شروع سال تحصيلی برای مدارس محروم و مسئولان آن به جهت نداشتن امكانات مشقتبار باشد. طرح جهادی حمايت از مدارس روستايی و محروم با برنامههای تشويقی وزارت آموزش و پرورش سريعتر از تصويب قوانين حمايتی دولتی میتواند در پيشرفت و توسعه اين مدارس از طريق مشاركتهای مردمی كمك كند.
مردم نيكوكار با مشاهده عملكرد خوب مدارس، خود داوطلبانه در اين امور قدم برمیدارند بطوريكه برای مثال در مورد تختههای كلاس با يك خانم صحبت شد و به ايشان گفته شد كه نصب اين تختهها تا زمانی كه بچهها از آن برای يادگيری استفاده میكنند، به تعداد سالهای فعاليت مدرسه و جمعيت دانشآموزی، ثواب آن از آن شما و امواتتان خواهد شد و ايشان نيز پذيرفت و با حمايت مالی ايشان كلاسها تجهيز شد.
راه تعليم و تربيت، راهی بی بازگشت و رونده است. هركس در اين مسير دست در دست متوليان تعليم و تربيت بگذارد، به تداوم ارزشمند اين مسير كمك خواهد كرد. هيچ فعلی ارزشمندتر از فعل خدمت به تعليم و تربيت كشور نيست چراكه همه نقصها و مشكلات در همين بستر شناسايی و از بين میرود و زمينههای شكوفايی و توسعه همهجانبه كشور فراهم میشود. روز ملی مدرسه را همزمان با بازگشايی مدارس احيا كنيم تا امكان مشاركت همه آحاد مردمی برای حمايت از مدارس ايجاد شود.