کد خبر: 2595455
تاریخ انتشار : ۰۴ مهر ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۰

نماز و مفاهيم رمزی آن در مثنوی معنوی بررسی شد

گروه انديشه: نماز و مفاهيم رمزی آن در مثنوی معنوی در قالب مقاله‌ای توسط رامين محرمی بررسی و به بيست و دومين اجلاس سراسری نماز ارائه شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه لرستان، در اين مقاله كه توسط رامين محرمی نگاشته و به بيست و دومين اجلاس سراسری نماز با موضوع نماز و سبك زندگی به ميزبانی استان لرستان ارائه شده است، نماز نماز و مفاهيم رمزی آن در مثنوی معنوی بررسی شده است.مولف اين مقاله در چكيده عنوان می‌دارد: نماز، پيوند ناگسستنی ميان ناسوت و لاهوت است، گفت‌گويی ميان بنده و خالق كه از نياز بنده به خالق و از لطف و عنايت خالق به بنده حكايت می‌كند، مولوی به‌عنوان عارفی مسلمان كه طريقت را نشات گرفته از شريعت و مبتنی بر آن می‌داند ضمن تاكيد بر ظاهر و عمل عبادی نماز، به نماز نگرش عرفانی دارد.
مولف اضافه می‌كند: مولوی از اركان نماز و حركات نمازگزار تفسير و تاويل عرفانی ارائه می‌كند، از ديدگاه او حقيقت نماز محدود به ظاهر نماز و حركات جسمانی نيست بلكه همراه با جسم انسان، روح و دل او نيز بايد روی در محراب عبادت بياورد و با هر ركوع و سجده تن، دل و روح انسان نيز به ركوع و سجده رود.
نويسنده اين مقاله با بيان اينكه از ديدگاه مولوی نماز، ترك دل‌بستگی به ماسوی الله و اظهار نياز به درگاه خداوند است و در عين حال، سپاسگزاری از خالقی است كه سر و جان بخشيده و در مقابل اين همه لطف از بنده قيام و سجده‌ای بيش نخواسته است.
در مقدمه اين مقاله با بيان اينكه عرفان اسلامی ريشه در تعاليم دين اسلام و سنت نبوی دارد، عنوان شده است: در نگرش عرفانی، طريقت لازم و ملزوم هم هستند، در كلام عرفا سخنان زيادی را می‌توان يافت كه بيان‌گر لزوم حفظ اعمال و آداب شريعت، حتی در مراتب بالاتر مقامات و احوال عرفانی است.
مولف می‌افزايد: مولوی عقيده دارد همان‌گونه كه تن بايد آداب شريعت را نگه دارد و به فرايض و سنن پايبند باشد دل نيز ادب مقام حضور را بايد نگه دارد زيرا حكم نه بر ادب تن بلكه بر مودب بودن دل است و در آيين پرستش عاشقانه به حال اهميت می‌دهند نه به قال، تفسير عاشقانه مولوی از اعمال و عبادات دينی تاكيد بر مذهب عشق، اهميت دادن او به دل و باطن بنده است.
در ادامه اين مقاله آمده است: در مثنوی، نماز به معنای ترك تن، ترك خواهش‌های آن و ترك ماسوی‌الله است زمانی كه انسان در برابر خداوند به حالت نماز می‌ايستد بدين معناست كه همه چيز و همه كس را رها و فراموش ساخته و فقط به خداوند روی آورده است، از ديدگاه مولانا نماز نمازگزار بايد مثل نماز حضرت ابراهيم(ع) باشد كه در نماز خود به قربه الی الله هم خود و هم فرزند خود را قربانی و فدا كرد، تن خود را به آتش نمرود و فرزند را به دم تيز كارد سپرد و چون نمازش محض رضای خدا و برای خداوند بود هم خود و هم فرزندش نجات يافت و هيچ آسيبی به او و فرزندش نرسيد.
در خاتمه اين مقاله مؤلف نتيجه‌گيری كرده است: عرفا نماز را وسيله تقری به خداوند می‌دانند از ديدگاه عرفا نماز گفت‌وگوی مستقيم بنده با معبود و عاشق با معشوق است؛ لذا عرفا هم به مواظبت بر ظاهر نماز داشتند و هم تاويل و تفسير باطنی از نماز ارائه می‌كردند، مولوی مثل همه عرفا، انسان‌ها را دعوت می‌كند تا با به جا آوردن نماز به خداوند تقرب جويند و از دست نفس، دنيا و حجاب‌های نفسانی رهايی يابند و با بهترين و زيباترين هستی حقيقتی و لايتناهی گفتگوی عاشقانه داشته باشند.
captcha