کد خبر: 2596455
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۴۸

جلسه شرح و تفسير خطبه پنجم نهج‌البلاغه در قم برگزار شد

جلسه شرح و تفسير خطبه پنجم نهج‌البلاغه با همكاری دار‌القرآن اداره‌كل تبليغات اسلامی قم و با حضور جمعی از اعضای طرح ياوران نماز در هيئت حضرت صاحب‌الزمان(عج) قم برگزار شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين محمود لطفيان سرگزی، كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم در جلسه شرح و تفسير خطبه پنجم نهج‌البلاغه كه با همكاری دار‌القرآن اداره‌كل تبليغات اسلامی قم و با حضور جمعی از اعضای طرح ياوران نماز در هيئت حضرت صاحب‌الزمان(عج) قم برگزار شد، گفت: خطبه پنجم نهج‌البلاغه از خطبه‌هاى آن حضرت است بعد از وفات پيامبر(ص) در خطاب به عباس و ابوسفيان كه پس از اوضاع سقيفه از حضرت درخواست قبول بيعت داشتند.
وی بيان كرد: ابوسفيان به همراه عباس (عموی پيامبر اكرم(ص)) به مولا علی(ع) پيشنهاد دادند كه شما قيام كنيد و ما هم به همراه شما نمی‌گذاريم كه سقيفه قدرت را به دست بگيرد. اميرالمؤمنين(ع) می‌دانست كه اين پيشنهاد از غيرت دينی ابوسفيان نيست بلكه به دليل كينه داشتن ابوسفيان از اسلام است كه در پاسخ به وی فرمودند «تو سابقه ديرنه‌ای در خيانت به اسلام و مسلمانان داری و حالا دلسوز شده‌ای».
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم عنوان كرد: اصولا انسان‌ها در سه گروه فرصت‌سازان، فرصت‌سوزان و فرصت‌طلبان هستند كه اين سه گروه در هر جريان ديده می‌شوند. كسانی كه انقلاب‌آفرين بوده افرادی هستند كه در رديف اول يعنی فرصت‌سازان قرار دارند، مانند وجود مقدس رسول اكرم(ص)، حضرت علی(ع) و اصحاب فداكار كه به همراه پيامبر(ص) در زمره فرصت‌سازان، فرصت نشر اسلام را فراهم كردند.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم ادامه داد: گروه دوم، فرصت‌سوزان كسانی هستند كه فرصت به‌دست آمده را قدر نمی‌دانند و آن را تباه می‌كنند؛ اعتقاد ما بر اين است آنهايی كه بعد از پيامبر اكرم(ص) همراه حضرت علی(ع) نشدند گرچه در زمره مخالفان هم قرار نگرفتند، در زمره فرصت‌سوزان هستند. و اما گروه سوم كه بسيار خطرناك بوده، فرصت‌طلبان هستند؛ آنها در مواقع سخت و نيازمندی به فداكاری، خود را از صحنه دور كرده و زمانی كه كاری به ثمر می‌رسد ادعای طلب آن را می‌كنند. در صدر اسلام يكی از همين فرصت‌طلبان، ابوسفيان بود كه در صدر طايفه اموی قرار داشت.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم گفت: در اين خطبه آمده است «اَیُّهَا النّاسُ، شُقُّوا اَمْواجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجاةِ، وَ عَرِّجُوا عَنْ طَريقِ الْمُنافَرَةِ، وَ ضَعُوا تيجانَ الْمُفاخَرَةِ. اَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَناح، اَوِ اسْتَسْلَمَ فَاَراحَ. هذا ماءٌ آجِنٌ، وَلُقْمَةٌ یَغَصُّ بِها آكِلُها» اى مردم، با كشتى‌هاى نجات امواج فتنه‌ها را بشكافيد، از جاده دشمنى و اختلاف كنار رويد، تاج‌هاى مفاخرت و برترى‌جویى را از سر بيندازيد؛ رستگار شود آن كه با داشتن يار قيام كند، يا در بى‌قدرتى راه سلامت گيرد و ديگران را راحت گذارد. حكومت به اين صورت آبى متعفن، و لقمه‌اى گلوگير است. منظور از أیّها النّاس در اينجا تنها عباس و ابوسفيان نبوده بلكه جمعی را به دنبال دارد كه مولا حضرت علی(ع) اين خطبه را در خطاب به آنها می‌فرمايد.
حجت‌الاسلام لطفيان افزود: در جمله «شُقُّوا اَمْواجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجاةِ» استعاره‌هايی صورت گرفته است؛ الف) فتنه‌ها به دريای طوفانی تشبيه شده‌اند كه وجه شباهت در غرق‌كننده بودن هر دو يعنی فتنه و دريای طوفانی است، ب) از لوازم بحر، امواج است. لازمه بحر، ذكر شده و مراد از اين لازمه در اينجا هيجان‌الفتن است. زمانی كه دريا طوفانی می‌شود، امواج پی در پی دارد و فتنه‌ها هم كه می‌آيند ايجاد موج می‌كند كه در اين موج اگر كسانی، كشتی نجات نداشته باشد غرق خواهند شد و ج) تشبيه اهل بيت(ع) به كشتی نجات. آن‌چنان كه در طوفان‌ها در دريای طوفانی، تنها كشتی نجات است كه انسان را از غرق شدن رهايی می‌بخشد.
كارشناس فرهنگی ستاد اقامه نماز استان قم اظهار كرد: «وَ عَرِّجُوا عَنْ طَريقِ الْمُنافَرَةِ»، منافره هم به معنای انحراف و هم به اختلافی گفته می‌شود كه پيش قاضی می‌برند و نتيجه آن مخاصمه است و معنی كلی يعنی آنكه از راه اختلاف و ايجاد دشمنی بپرهيزيد كه اختلاف و دشمنی، ثمره و نتيجه‌ای نخواهد داشت.
وی عنوان كرد: حضرت علی(ع) در جمله «وَ ضَعُوا تيجانَ الْمُفاخَرَةِ» دو انگيزه ابوسفيان را بيان می‌كند. مولا(ع) به ابوسفيان فرمود «من می‌دانم كه در پی تشديد اختلاف امت هستی تا از اين آب گل‌آلود ماهی بگيری، تفرقه بياندازی و حكومت كنی؛ در پی اختلاف هستی آن هم اختلافی با انگيزه شيطانی». همچنين در پيشنهاد ابوسفيان، رگ و ريشه ناسيوناليستی است و آنچه دغدغه حضرت علی(ع) بود، اسلام و دين بود و اگر هم خلافت را خواهان بود به دليل همان فرمايشی بود كه فرمودند «الا انی اقيم الحق و ادفن الباطل»، من در پی اقامه حق و دفن باطل هستم. از اين تدبير حضرت استفاده می‌شود كه هميشه، امروزه، فردا و فرداها برای جدا كردن مردم از حق، از ابزاری با نام رگ و ريشه ناسيوناليستی استفاده می‌كنند و می‌بينيم كه ابوسفيان از اين روش استفاده می‌كند.
كارشناس مركز تربيت مربی دفتر تبليغات اسلامی حوزه علميه قم با بيان اين پرسش كه چرا حضرت علی(ع) بعد از پيامبر(ص) قدرت را در دست نگرفتند؟، اظهار كرد: «اَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَناح، اَوِ اسْتَسْلَمَ فَاَراحَ»، اولين دليل مولا(ع) بر اينكه سكوت كرده اين بود كه حضرت يار نداشتند كه در خطبه‌های ديگر هم به اين مطلب تأكيد شده است. در اين خطبه، حضرت چهار تشبيه برای سكوت خود آورده است الف) مثل كسی كه استخوان در گلويش گير كرده است، ب) مثل كسی كه خاشاك در چشمش فرو رفته است، ج) خوردن ميوه تلخ‌تر از تلخ به نام حَنظَل و د) مثل كسی كه نوك تيز شمشير را در قلب او قرار داده باشند. اين جمله بيانگر اين است كه اگر حضرت علی(ع) دست به قيام نمی‌زند و اعلام جنگ نمی‌كند برای آن است كه يار وفادار ندارد ولی در عين حال بر نكته ديگری نيز تأكيد می‌كند و آن اين است كه حضرت علی(ع) به اندازه ذره‌ای، شيفته حكومت و به قدرت رسيدن نبوده؛ بلكه ايشان دردِ دين داشته است.
حجت‌الاسلام لطفيان با اشاره به اينكه قيام و حكومت بستر مناسب می‌خواهد و در عرصه‌های سياسی نبايد احساساتی عمل كرد، گفت: «وَ مُجْتَنِى الثَّمَرَةِ لِغَیْرِ وَقْتِ ايناعِها كَالزّارِعِ بِغَیْرِ اَرْضِهِ» هر كس ميوه را به موقع نچيند چون كشاورزى است كه بذر را در زمين ديگرى بپاشد، «فَاِنْ اَقُلْ یَقُولُوا: حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ، وَ اِنْ اَسْكُتْ یَقُولُوا: جَزَعَ مِنَ الْمَوْتِ» اگر از قدر و منزلتم بگويم تهمتم مى‌زنند كه بر حكومت حريص است، و اگر ساكت بمانم مى‌گويند از مرگ ترسيده، «هَیْهاتَ، بَعْدَ اللَّتَیّا وَالَّتى! وَاللّهِ لاَبْنُ اَبى طالِب آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ اُمِّهِ. بَلِ انْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْم لَوْ بُحْتُ بِهِ لاَضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ الاَْرْشِیَةِ فِى الطَّوِىِّ الْبَعيدَةِ» هرگز، آن هم با آن همه مبارزات و جنگ‌ها! به خدا قسم عشق پسر ابوطالب به مرگ از علاقه كودك شيرخوار به پستان مادر بيشتر است. سكوتم محض اسرارى است كه در سينه دارم كه اگر بگويم همه شما مردم همچون ريسمان‌هاى بسته در دلو در اعماق چاه به لرزه خواهيد آمد».
وی افزود: «بَلِ انْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْم لَوْ بُحْتُ بِهِ لاَضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ الاَْرْشِیَةِ فِى الطَّوِىِّ الْبَعيدَةِ» ترجمه آزاد اين جمله آن است كه، من از چيزهايی خبر دارم كه از شما پوشيده است و اگر برايتان بگويم، به بدنتان لرزه می‌افتد و من چيزهايی می‌دانم كه شما نمی‌دانيد. (انْدَمَجْتُ) از ريشه دمج است و به معنای داخل شدن در چيزی و پوشيده شدن به آن چيز است، (ماج) به معنای پيچيده شدن و پنهان گشتن است، (بَلِ انْدَمَجْت) يعنی در جانم مطالبی پيچيده و پوشيده است. در اين خطبه (مَكْنُون) نيز به معنای پنهان است. (بُحْ) به معنای ظهور است و در اعمال مجاز كه به آن مُباح می‌گويند برای آن است كه در مُباح همه چيز در روی آدمی باز است و بايد و نبايد ندارد.
مدير كانون نويسندگان نماز استان قم ادامه داد: (اَْرْشِیَةِ) جمع رشاء است و به معنای طناب بلندی است كه در چاه می‌اندازند و آب می‌گيرند. (الطَّوِىِّ) به معنای طويل است و به چاه سنگبست نيز، طويل گفته می‌شود زيرا اطراف چاه را سنگچين می‌كنند و در چاه طناب می‌اندازند و از آن آب می‌كشند. خطبه‌های حضرت دنيای استعاره، تشبيه و تشريح را داراست.
حجت‌الاسلام لطفيان اظهار كرد: حضرت می‌فرمايد بر من، علومی پوشيده و من در آن پيچيده شده‌ام كه اگر آن را ظاهر كنم، مضطرب و متزلزل می‌شويد مانند تزلزل طناب در چاه عميق. در اين كلام حضرت، يك مشبه و يك مشبه به وجود دارد و عبارت است از آنچه كه حضرت علی(ع) می‌داند كه دانش وی، مايه اضطراب مردم می‌شود و آن هم اضطرابی گسترده نه معمولی؛ و مشبه به آن، اضطرابی است كه در طناب پيدا می‌شود كه وقتی می‌خواهد با دلو، آن هم يك دلو سنگين، آب از چاه بكشند (كه تشبيه آن است) آن اضطراب و نا‌آرامی و نگرانی در طناب به‌وجود می‌آيد (كه مشبه به آن است) تا اينكه اين نگرانی از بين برود و دوباره سرازير شود، مگر آنكه طناب را محكم و درست بسته باشند.
وی عنوان كرد: شخصی فرصت‌طلب به نام ابوسفيان آمده و از مولا(ع) عليه دستگاه خلافتی تقاضای قيام كرده است كه مولا هم در پاسخ می‌فرمايد «اولا تو، فتنه‌گر هستی و ثانيا زمان قيام من نرسيده است» همچنين می‌فرمايد «چيدن ميوه در غير وقتش مثل آن است كه بذر را در سرزمين نامساعد نشاند و گرفتاری من اين است كه اگر حرف بزنم می‌گويند كه علی، طالب حكومت است و اگر سكوت كنم می‌گويند كه علی، ترسيده؛ در صورتی كه من از مرگ بيمی ندارم».
captcha