فرزاد مؤتمن، كارگردان سينما در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه در سينما نمیتوان با نامگذاری، ژانرسازی كرد، گفت: در ابتدای سخنانم بايد به اين مهم اشاره داشته باشم كه من به وجود، گونهای تحت عنوان ژانر دينی در سينما معتقد نيستم، چون ژانر آن چيزی است كه در تمامی سينما بدان معتقد بوده و در خصوص آن فيلمسازی میكنند، پس اينكه ما بخواهيم صرفا ژانرسازی كنيم، نه منطقی است نه اينكه با واقعيت همخوانی لازم را دارد.
وی افزود: اما اين نكته را میتوانم به روشنی بيان كنم كه هر ژانری میتواند از مفاهيم دينی در خود بهره ببرد. برای مثال در فيلم «هفت» كه يك اثر كاملا حادثهای است از موضوع و مفهوم دينی بهره برده شده است. در اين فيلم سينمايی چون مضوع داستان هفت گناه كبيره است نمیتوان گفت كه اين فيلم نمونهای از كارهای ژانر دينی است، بلكه فيلمی حادثهای است كه مضمونی دينی دارد.
وی در بخش ديگری از سخنان خود تصريح كرد: بزرگترين داستان عالم را جرج استيون بر پايه زندگی عيسی مسيح (ع) میسازد، اما اين كار را بايد اثری دينی ناميد؟ جواب منفی است، چون در اين كار روايتی تاريخی بيان میشود و محوز زندگی فردی است كه پيامبر خداست، اما مفهوم دينی آن چيزی است كه به آموزهها دينی و مذهبی توجه دارد.
كارگردام فيلم «جعبه موسيقی» ادامه داد: سالها پيش در تلويزيون فيلمی خارجی ديدم كه به عقيده من آن كار از فيلم جرج استيون بسيار دينیتر به نظر میرسيد؛ در اين فيلم زندگی دختری 5 ساله روايت میشد كه پس از فوت مادرش، مرگ برايش امری پيچيده شده بود. اين كار در ظاهر كلام يا اشارهای دينی نداشت، اما بيننده را به شدت به موضوعاتی چون مرگ و زندگی پس از آن درگير میكرد.
مؤتمن در پاسخ به اين سؤال كه مشكل فيلمهای دينی سينمای ما چيست؟ بيان كرد: آسيب اصلی اين بخش همان سفارش است. چون در وهله اول مديران ما ساخت كارهايی را سفارش میدهند كه صرفا به مفهوم میپردازد و در آن به فرم آنگونه كه بايد توجه نمیشود، بنابراين اكثر اين كارها توليداتی الكن و كليشهای هستند كه نمیتوانند با بيننده ارتباط لازم را برقرار كنند.
وی متذكر شد: معضل ديگر فيلمهای دينی اين است كه به شدت تحت تأثير سينمای هند و تركيه است؛ در كلامی ديگر توليدات اين عرصه آثاری هستند كه ساختار فيلمفارسی دارند، بنابراين درامهايی كه در آن شكل میگيرد، مشكل فيلمنامه دارد. اين اتفاق برای من در فيلم «بيداری» كه كاری درباره انقلاب اسلامی بود روی داد.
اين فيلمساز اضافه كرد: دليل اينكه از فيلم خودم نام بردم اين بود كه به من از جاهای مختلف سفارش میشد اين كار را بكنم يا نكنم، پس بهترين راه را كنارگيری از اين كار ديدم. اين شرايط برای فيلمهای دينی ما نيز وجود دارد و سبب شده اين كار معمولا آثاری خوب از كار در نيايند.
وی اضافه كرد: به فيلمنامهنويسان و فيلمسازان اجازه دهيم به صورت خودجوش به موضوعات مورد نظر توجه كنند، چون تجربه ثابت كرده اين دسته آثار كارهايی بسيار بهتر از فيلمهايی میشوند كه از مقامات بالا نسبت به آن توصيه يا تصميم گرفته میشود.
اين فيلمساز در پايان درباره فيلم «جعبه موسيقی» نيز چنين گفت: در آن فيلم خواستم به بحث انتظار توجه كنم، اما اين رويكرد هيچگاه به صورت رو بيان نشده بودف بلكه در قالب داستانی معاصر و نو به امام زمان (عج) پرداخته شد، البته اين امر را بايد متذكر شوم كه اين كار به سفارش محمد خزايی و بنياد سينمايی فارابی ساخته شد، اما فرم و ساختار آن به دور از كليشه بود.