زبان، مترجم عواطف و انديشههای آدمی است و با توجه به اينكه افكار و عواطف بشر متدين بايد جويای حق و حقيقت باشد، از اين رو وظيفه زبان بيان حق و حقيقت، ذكر خدا، ارشاد مردم و تفهيم حوائج عمومی است.
حقگويی و راستی، فضيلت زبان است و به حكم آيات قرآنی، زبان از گفتن سخن لغو نهی شده و يكی از صفات مؤمنان اين است كه از لغو اعراض دارند: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛ و آنان كه از بيهوده رويگردانند»(سوره مومنون، آيه 2)، «وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا؛ و كسانياند كه گواهى دروغ نميدهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى ميگذرند»، (فرقان/72).
برخی از رذايل زبان، سير انسان را در مسير تعالی كُند و در بسياری موارد متوقف میكند؛ فحش و ناسزاگويي و تهمت وارد آوردن، معصيتی عظيم است و در آيه يازدهم سوره حجرات از آن نهی و اين گونه سخنها فسق پس از ايمان معرفی شده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَكُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَى أَن یَكُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند شايد آنها از اينها بهتر باشند و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد آنان خود ستمكارند».
يكی از رذايل كه زبان ممكن است بدان دچار شود، غيبت است؛ بيان سخنی رنجشآور در غياب ديگری كه برادر نوعی و دينی محسوب ميشود، روا نيست. آيه دوازدهم سوره حجرات حاكی از اين معنی است: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَیْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى گمانها بپرهيزيد كه پارهاى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن كراهت داريد [پس] از خدا بترسيد كه خدا توبهپذير مهربان است».
غيبت حمله كردن به كسی است كه وسيله دفاع ندارد و از اين جهت شخص غيبت شونده، مانند مرده است. شخصی كه از او غيبت میشود، برادر دينی ما است و با ما اخوت نوعی دارد، بد گفتن از او بر حسب ظاهر مانند يك غذای لذيذ كه از گوشت تهيه شده باشد مطبوع مینمايد، اما بايد متوجه باشيم كه اين غذا از گوشت برادر ما است، ما با غيبتی كه از او میكنيم، حيثيت و شرافت او را كه حيثيت حيات معنوی او است، از وی ميستانيم و بدتر از غيبت، رذيله افتراء و تهمت بستن است.
چون لفظ، آئينه معنی و به همين اعتبار مورد لحاظ است، قرآن مجيد، در گام نخست ما را متوجه ساخته كه الفاظ و سخنان، در حساب ما منظور میشوند؛ بهحكم آيه هجدهم از سوره ق «مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛ [آدمى] هيچ سخنى را به لفظ درنمىآورد مگر اينكه مراقبى آماده نزد او [آن را ضبط مىكند]».
و ثانياً گفتار بیكردار، مورد مذمت و نكوهش است، دومين آيه از سوره صف، چنين مقرر میدارد: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ ای مؤمنان، چرا از كارهايی كه نمیكنيد دم میزنيد.!
با بهرهگيري از كتاب احكام قرآن نوشته محمد خزائلی.