کد خبر: 2598905
تاریخ انتشار : ۱۱ مهر ۱۳۹۲ - ۲۰:۱۱

جلسه شرح و تفسير خطبه چهارم نهج‌البلاغه در نيك‌شهر برگزار شد

جلسه شرح و تفسير خطبه چهارم نهج‌البلاغه با حضور حجت‌الاسلام احمد لطفيان سرگزی، امام‌جمعه نيك‌شهر در اين شهرستان برگزار شد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام احمد لطفيان سرگزی، امام‌جمعه نيك‌شهر در جلسه شرح و تفسير خطبه چهارم نهج‌البلاغه كه در شهرستان نيك‌شهر برگزار شد، گفت: خطبه چهارم نهج‌البلاغه، خطبه‌ای است بسيار بلند و به تعبير ابن ابی الحديد معتزلی، متن بلندش گويای آن است كه گوينده اين سخن، غير از اميرالمؤمنين علی(ع) نمی‌تواند باشد و به عبارت ديگر در ارزيابی احاديث اهل بيت(ع)، تنها سند، محوريت ندارد بلكه قوت و استحكام متن يك اصل در فهم روايات عترت است و اين خطبه از استحكام ويژه‌ای برخوردار است و در تعبير سيد رضی آمده است كه اين بهترين كلام مولا علی(ع) است.
وی افزود: اين خطبه را مولا علی(ع) بعد از سركوبی شورش جمل و كشته شدن طلحه و زبير ايراد فرموده‌اند كه مخاطب اين خطبه يا باقی‌ماندگان آن جبهه (از لشكر پيمان‌شكن) و يا مردگانشان هستند و اين بی‌سابقه نيست، چراكه وجود مقدس پيامبر اكرم(ص) نيز بعد از جنگ بدر، با مرده‌های آن‌ها در جنگ سخن گفت.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر با اشاره به اينكه شأن صدور اين خطبه بعد از ماجرای جنگ جمل بوده است، بيان كرد: «بِنَا اهْتَدَیْتُمْ فِى الظَّلْماءِ» با ما، در تاريكی‌ها هدايت شديد. (ظلماء) به معنی تاريكی آغاز شب است، لذا بين ظلمات و ظلماء فرق است؛ زيرا كه ظلماء، تاريكی آغاز شب است به اين معنی كه تاريكی بعد از نور را گويند، و از اين استفاده می‌شود كه اولا، قبل از ظهور نبی اكرم(ص) مكتب الهی، مطرح بوده است اما اين‌ها اعراض كردند. لكن از جمله مولا(ع) معلوم می‌شود كه فاصله زيادی هم نبوده يعنی مانند تاريكی بعد از نور بوده است، ثانيا اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، كانون نور هستند، و در اصل، تأويل نور و نار در روايات اهل بيت(ع) خود اهل بيت عصمت و طهارت(ع) هستند.
امام‌جمعه نيك‌شهر عنوان كرد: «وَ تَسَنَّمْتُمُ الْعَلْياءَ» اگر ترقی داشته‌ايد به بركت ما بوده است، (تسنمتم) از ريشه سَنام است و به كوهان شتر گفته می‌شود؛ لذا اين واژه كنايه‌ای است از هر مكان بلندی. اگر فداكاری‌های اميرالمؤمنين(ع) نبود، اگر استقرار اسلام نبود، اين همه پيشرفت و اقتدار وجود نداشت پس در اين قسمت مولا(ع) می‌فرمايند «اگر اسلام دارای اقتدار شده و شما به بركت اسلام به جايی رسيده‌‌ايد به خاطر ما است».
استاد دانشگاه پيام نور نيك‌شهر ادامه داد: «وَ بِنَا انْفَجَرْتُمْ عَنِ السَّرارِ» و به بركت ما، شما از تاريكی داخل فجر و روشنايی شديد. (فجر) در لغت به معنای شكافتن وسيع چيزی است. اطلاق واژه فجر به اين دليل است كه سپيده صبح، تاريكی شب را می‌شكافد. (سَرار) از سِّر و يا سَّر به معنای پنهان است و مقابل عَلَن به معنای آشكار است؛ سرار نيز به شب‌های آخر ماه نيز گفته می‌شود كه كاملاً تاريك است.
وی بيان كرد: تاريكی در كلام مولا علی(ع) به معنای تاريكی جهالت و جاهليت است و همچنين قرآن نيز تعبير می‌كند كه شما در ضلال مبين بوديد و ما اهل بيت (پيغمبر اكرم(ص)، اميرالمؤمنين علی(ع)، حضرت زهرا(س)، امام حسن و امام حسين(ع)) بوديم كه شما را از اين تاريكی در آورديم. لذا ما بر گردن شما حق حيات داريم، رشد اسلام، دين و ساير مواردی كه به آن افتخار می‌كنيد، اين‌ها همگی به بركت ما بود.
حجت‌الاسلام لطفيان گفت: «وُقِرَ سَمْعٌ لَمْ یَفْقَهِ الْواعِیَةَ» كر باد گوشی كه صدای حق را نشنود. (وُقِرَ) از ريشه وَقر و به معنای سنگين‌گوش و كری است و (واعيه) به معنای صدای بلند است. كر باد گوشی كه فرياد بلند را نشنوند كه اين فرياد بلند همان وحی رسالت است و اگر كه به فرياد رسالت عمل می‌شد، اين مخالفت‌ها ديگر نبود.
وی اظهار كرد: «وَ كَیْفَ یُراعِى النَّبْأَةَ مَنْ أصَمَّتْهُ الصَّیْحَةُ» كسی كه از صدای بلند گوشش كر است چگونه می‌خواهد كه فرياد ملايم را بشنود. واژه (نبأه) به معنی صدای خفيف و واژه (صيحه) به معنای صدای شديد است. صيحه، كنايه از فرياد نبی اكرم(ص) است كه وقتی شما، فرياد نبی اكرم را پشت پا می‌گذاريد، حالا می‌خواهيد كه حرف علی را بشنويد؟.
استاد دانشگاه آزاد اسلامی نيك‌شهر بيان كرد: «رُبِطَ جَنانٌ لَمْ یُفارِقْهُ الْخَفَقانُ» محكم باد دلی كه اضطراب و ترس از خداوند، از آن جدا نشد. (رُبط) به معنای سَكَنَ و ثَبَتَ و (جَنان) به معنای قلب است؛ و (جِنان) نيز جمع جنّت بوده و ريشه همه اين كلمات به يك كلمه بر می‌گردد كه از ريشه جَنَنَ است و به معنای پوشيدگی است. اطلاق واژه جنّت به اين دليل است كه پوشيده از درخت است.
امام‌جمعه نيك‌شهر با بيان اينكه قسمت اول اين خطبه مربوط به مقام شامخ معصومين سلام الله عليهم اجمعين و قسمت دوم در رابطه با تحليل گوشه‌ای از حوادث جنگ جمل است، افزود: جنگ جمل اولين فتنه‌ای است كه تشنگان قدرت عليه حضرت علی(ع) به راه انداختند و كسانی بودند كه رياست‌طلبی و حب رياست داشتند. اين حادثه را طلحه به راه انداخت و وی اولين كسی بود كه در اين ماجرا بعد از عثمان با حضرت علی(ع) بيعت كرد و دومين نفر زبير بود.
حجت‌الاسلام لطفيان عنوان كرد: «مازِلْتُ اَنْتَظِرُ بِكُمْ عَواقِبَ الْغَدْرِ» من از پيش انتظار حيله‌گری را از شما داشتم، «وَاَتَوَسَّمُكُمْ بِحِلْیَةِ الْمُغْتَرِّينَ» نشان فريب‌خوردگان را در شما می‌ديدم و ديدم كه كلاه بر سرتان می‌رود.
وی با اشاره به معنای جمله «سَتَرَنى عَنْكُمْ جِلْبابُ الدِّينِ»، اظهار كرد: دو معنا برای اين جمله وجود دارد 1) همين مختصر پوشش دين مانع بود من با شما برخورد كنم. برخی اين معنی را برگزيدند و اين معنی درست نيست زيرا اگر اين معنی صحيح بود بايد اين طور می‌شد «حتی ستركم»، نه اينكه «سترنی». حتی ستركم انّی جلابب دينی، كه پوشش دين شما (دين ظاهری شما) مرا از برخورد با شما بازداشت كه برخی از شارحان اين‌گونه تفسير كرده‌اند. 2) وليكن معنای درست اين است كه دينم مانع برخورد با شما شد. جلباب به پوششی می‌گويند كه تمام بدن را فرا گيرد. از نگاه حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(س) دين،‌ شعار نيست بلكه دين، پوشش است.
استاد دانشگاه پيام نور نيك‌شهر گفت: «وَ بَصَّرَنيكُمْ صِدْقُ النِّیَّةِ» من شما و رفتار شما را از صدق نيت خود شناختم، من با صدق نيت‌ام شما را شناختم كه چه طور آدم‌هايی هستيد، «اَقَمْتُ لَكُمْ عَلى سَنَنِ الْحَقِّ فى جَوادِّ الْمَضَلَّةِ» من اقامه كردم (قرار دادم) برای شما و برای جاده‌های گمراهی، نشانه‌های حق را، «حَیْثُ تَلْتَقُونَ وَلادَليلَ» گردهمايی‌هايی داشتيد و نمی‌دانستيد كه چه كار می‌كنيد، «وَ تَحْتَفِرُونَ وَلاتُميهُونَ» زمين را می‌كنديد و به آب نمی‌رسيديد.
وی ادامه داد: «اَلْیَوْمَ اُنْطِقُ لَكُمُ الْعَجْماءَ ذاتَ الْبَيانِ» من امروز به زبان می‌آورم حوادثی را كه سخن نمی‌گويد برای شما. عجماء، عَجَم و عَجَمَ در حقيقت به معنای گنگ است؛ به اين دليل به غير عرب عجم گفته می‌شود كه زبان را فقط زبان عربی می‌دانند. عجماء يعنی آن چيزی كه گنگ است و زبان ندارد، و معنای جمله اين است كه حوادث تاريخی گنگ است و زبان ندارند كه من برايتان تحليل می‌كنم.
امام‌جمعه نيك‌شهر گفت: «غَرَبَ رَأْىُ امْرِئ تَخَلَّفَ عَنّى»، عزوب در اصل لغت به معنای بُعد و عازب به معنای بعيد است. آن كسی كه از دستورات من تخلف كند از حق به دور افتاده است، «مَاشَكَكْتُ فِى الْحَقِّ مُذْ اُريتُهُ، لَمْ یُوجِسْ مُوسى عَلَیْهِ السَّلامُ خيفَةً عَلى نَفْسِهِ» از زمانى كه حق را به من نماياندند در آن ترديد نكردم پس وحشتم از خودم نيست، چنانكه موسى بر خودش نترسيد، «بَلْ اَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهّالِ وَ دِوَلِ الضَّلالِ» وحشتش از پيروزى جهال و حكومت‌هاى گمراه بود، «اَلْیَوْمَ تَواقَفْنا عَلى سَبيلِ الْحَقِّ وَالْباطِلِ. مَنْ وَثِقَ بِماء لَمْ یَظْمَأْ» امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطليم (ما حقيم و شما باطل)، كسى كه اطمينان به وجود آب دارد تشنه نمى‌ماند.
captcha