خرافات عقايد و باورهای عامه برخی مردم است كه ريشه ديرينه دارد و بعضی از باورها مانند اعتقاد به نظر زدن يا اثر طلسمها و .. در بيشتر دورههای تاريخی و در اكثر نقاط جهان وجود داشته و دارد و پارهای خرافات هم ممكن است مختص يك كشور ، منطقه يا دهكده و يا حتی گروه و خانواده خاصی باشد.
در لغت نامه عميد خرافات جمع خرافه به معنای حديث باطل، سخن بيهوده و ياوه است و به نظر روانشناسان نيز در مواقع حساس و لحظههای عدم اطمينان و اعتماد به وجود میآيند(1) كه خداوند در آيه 168 سوره بقره به همه مردم اعم از مسلمان و غير مسلمان فرموده است: « یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ: اى مردم از آنچه در زمين استحلال و پاكيزه را بخوريد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد كه او دشمن آشكار شماست» و لذا خداوند متعال دستور داده كه از آنچه در زمين است بخورند و با اين بهانهها و افكار خرافی آنها را بر خود حرام نكنند(2)
ترس از خرافات، غير واقعی است و سلامت انسان را به مخاطره میاندازد و بر اساس قرآن و روايات برای درمان آن بايد تاثير ناپذيری مستقل خرافات را باور داشت و موثرها را در جای ديگری جز خرافات و موهومات بیپايه و اساس جستجو كرد در غير اين صورت اعتقاد به خرافات و ترس از آنها سلامت را نيز به مخاطره میاندازد.
خدای تعالی در برخی آيات، اختيار به وقوع پيوستن اتفاقات شوم و حوادث ناگوار را به خود منسوب میكند و میفرمايد: «آنگاه چون به آنان خوشی میرسيد میگفتند سزاوار اين هستيم و چون ناخوشی فرا میرسيد، به موسی و همراهان او فال بد میزدند، بدانيد كه فال(نيك و بد) شان با خداست ولی بيشترشان نمیدانند.(3)
«گفتند ما به تو و همراهانت فال بد زدهايم گفت فال شما با خداست. بلكه شما قومی هستيد كه در معرض آزمونيد».(4)
يعنی اگر خداوند بخواهد، مسالهای شوم میشود و حادثه ناگوار اتفاق میافتد و اگر نخواهد خير. همه امور به دست اوست، هيچ نعمتی جز از طريق او به دست نمیآيد و هيچ بلايی جز به وسيله او مرتفع نمیشود. «كل نعمه فمنالله لا يصرف السوء الاالله» و از طرف ديگر حوادث ناگوار، ناراحتیها و عذابها هم به عملكرد، نيت و حالت انسان مرتبط میشود: «گفتند فال بدتان با شماست، آيا چون اندرز داده شويد(بايد فال بد بزنيد؟) حق اين است كه شما قومی تجاوز پيشهايد»(5)
لذا امام صادق(ع) به اين مضمون میفرمايند:« تأثير يا بی تأثيری فال بد در روان تو، تابع وضعيتی است كه آن را در نهاد خود قرار میدهی. اگر سست و ناچيزش بدانی، سست و ناچيز خواهد بود، اگر آن را يك امر قوی و مهم پنداری اثرش در تو نيز مهم و شديد خواهد بود و اگر اصلاً به فال بد ترتيب اثر ندهی و آن را هيچ و غير واقعی بدانی، هيچ و بی اثر خواهد بود.(6)
بدين ترتيب اگر بدانيم فال بد زدنها و... هيچ تأثير مستقلی ندارند بلكه مؤثرها را در جای ديگر بايد جستچو كرد ديگر ترس و اضطراب از اين موارد رخت بر خواهد بست.
البته توضيح و تبيين اين مرحله از درمان يعنی بيان راهها و شيوههای ايجاد آگاهی در افراد و موقعيتهای مختلف خود مستقل است و مجالی ديگر میطلبد كه متناسب با اين نوشته مختصر نيست.
منابع:
http://www.daneshju.ir/forum/f1522/t46725.html (1
(2) محمد حسين طباطبائی ، تفسير الميزان ، ج1، ترجمه ناصر مكارم شيرازی ، بنياد علمی و فكر علامه طباطبائی ، تا بستان 64
(3) اعراف/ 131
(4)نمل/ 47
(5) يس/19
(6) محمدبن يعقوب كلينی ، بیچا، تهران، دارالكتب اسلاميه، بیتا، ج8، ص19