فريال بهزاد، فيلمساز كودك در حاشيه برگزاری بيستوهفتمين جشنواره بينالمللی كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با بيان اينكه هر جشنوارهای كه در كشور برگزار میشود رونقی برای هنر هفتم در پی دارد، اظهار كرد: برگزاری هر جشنوارهای را فیالنفسه اقدامی پسنديده میدانم كه به رشد سينما كمك میكند. در اين ميان جشنواره فيلم كودك نيز از چنين خصيصهای بهره برده است، اما در كنار اين امتياز بايد به اين مهم هم اشاره كنم كه آثار حاضر در جشنواره كودك در اين چند ساله شكلی شتابزده به خود گرفتهاند. اين وضعيت نابسامان كه بر جشنواره كودك حاكم شده در شرايطی است كه اين رويداد در دهههای پيش، فستيوالی پررونق بود، اين در حالی است كه طی سالهای اخير تاثير اين جشنواره كمرنگ شده است.
وی افزود: دليل اينكه جشنواره كودك به معضل تكرار گرفتار آمده اين است كه در آن تنها آدمهايی فعاليت میكنند كه بارها در آن حضور داشتند، بنابراين كمتر استعداد جوانی را میتوان دريافت كه به مسائل و دغدغههای كودكان از دريچه نگاه خودشان توجه كرده باشد. برای اثبات گفته خود مثالی میزنم؛ در دو يا سه دهه پيش فيلمسازان جوانی وارد سينمای كودك شدند كه الان جز بزرگان سينما هستند، همين افراد توانستند در آن دوران جوايز و افتخارات بسياری برای سينمای كشورمان كسب كنند و عمده كارهايشان نيز يا برای كودك بود يا درباره كودك.
كارگردان فيلم «دره شاهپركها» برای رونق سينمای كودك پيشنهاد كرد: بايد كارگاههايی كه در گذشته در سينمای كودك داير بوده به صورت فعال و پويا مجددا راهاندازی شود تا استعدادهای جوان بازشناسی شود، اتفاقی كه سالها پيش در كانون پرورش فكری كودكان به خوبی رخ داد و سبب شد سينمای كودك ايران به خوبی در جهان شناخته شود، حتی كانون فكری كودكان هم برای خود اعتباری مثال زدنی داشته باشد.
اين فيلمساز در پاسخ به اين سوال كه در سينمای كودك به چه زبانی بايد به مفاهيم دينی و قرآنی توجه كرد؟ گفت: همه روانشناسان كودك بر اين امر اتفاق نظر دارند كه با كودكان نبايد با زبان اندرز سخن گفت، چون كودك آنها را پس میزند، بنابراين بايد در فيلم كودك از سمبلها و استعارهها بهره برد تا به شكلی مناسب به اينگونه مضامين پرداخت اتفاقی كه به شخصه در فيلم «دره شاهپركها» از آن بهره بردم و مضامين اخلاقی و دينی مد نظرم را با زبانی كودكانه در فيلم پرداخت كردم.
بهزاد در بخش ديگری از سخنان خود تاكيد كرد: سالهاست ما در فيلمهای كودك روی آموزههايی چون حجاب و نماز تاكيد داريم، اما آيا توانستهايم به آنچه مورد نظرمان است دست پيدا كنيم، مسلما جواب خير است، چون نگاهی كه به اين ارزشها داريم با استادندارهايی كه مد نظر كودكان است هماهنگ نبود.
اين فيلمساز در تكميل توضيح فوق بيان كرد: قرآن كريم سرشار از داستانهايی است كه با الهام گرفتن از آنها، میتوان به خوبی به موضوعات الهی پرداخت به شرطی كه زبان استفاده از آن را بدانيم نه اينكه بخواهيم تنها با تصوير كردن زندگی انبيا به موضوعات قرآنی بپردازيم. در كلامی ديگر میخواهم بگويم كه فيلم كودك را بايد برای كودك بسازيم نه اينكه با بهرهگيری از چند شخصيت كودك فيلمی درباره كودكان بسازيم.
وی متذكر شد: درضمن بايد بدانيم فيلم كودك نيازمند جذابيتهای بصری است. اتفاقی كه سينمای جهان به خوبی از آن برای جذب كودكان استفاده میكنند. برای مثال در فيلمهايی نظير «هری پاتر» و «نارنيا» با خلق تصاوير فانتزی جذب مخاطب میكنند، سپس آموزههای مد نظر خود را در كار جای میدهند، اما متاسفانه ما چنين رويكردی نداريم. در اين ميان فيلمهای خوبی نظير «بچههای آسمان» هم توليد میشود كه تنها كاری درباره كودكان است، اما به هيچ وجه فيلم كودك به حساب نمیآيد.
وی در پايان خاطرنشان كرد: من ايمان دارم كه سينمای ما قادر است به بهترين نحو در سينمای كودك فعال باشد. اين گفته نيز تنها ادعا نيست، چون من به خوبی با استعداد و توانايیهای فيلمسازان جوان و باتجربه فيلم كودك آشنايی دارم به شرطی كه بدانيم كه كار را بايد به دست صاحبان آن بسپاريم نه اينكه از افراد منتسب به مديران برای ساخت هر كار بهره ببريم.