به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از فرقه نيوز، آنچه باعث طرد شدن يك انسان از مكتب اسلام و اهل بيت(ع) میشود، اعتقادات ناصحيح و باطلی است كه برای آن انسان پيدا میشود و البته اين اعتقادات ناصحيح تا موقعی كه در درون يك شخص منفرداً باشد، چندان اثر مخربی نخواهد داشت مگر برای همان شخص، ولی آنگاه كه اين اعتقادات باطل به صورت يك تز و ايدئولوژی آن هم در قالبی تشكل يافته و حزب و گروهی منظم درمیآيد، يقيناً آثار مخربی نه تنها برای خود آنها بلكه برای جامعه اسلامی پيش میآورد و اينجاست كه رهبران دينی ما احساس وظيفه میكنند به نوعی ديگر مسلمانان را از آثار زشت اين غده سرطانی مطلع كنند و يكی از آن راههای طرد كردن آن خط فكری از حوزه اسلام و مكتب اهل بيت(ع) است.
دانش و علم عرفان به معنای حقيقی، علمی است كه هيچكدام از اين اعتقادات باطل در آن علم وجود ندارد، البته اگر كسی خود را عارف بداند و معتقد به اعتقادات باطلی همچون بعضی از فرقههای صوفيه باشد، او هم مطرود از دين و مذهب خواهد بود، ولی چون علم عرفان در حد خودش مشهور و معروف به چنين اعتقادات فاسدی نيست لذا با تصوف فرق میكند.
عرفان اسلامی قابل مقايسه با تصوف نيست، چون عرفان اسلامی برگرفته از آيات و روايات و سيره و سنت پيامبر اكرم(ص) و ائمه(ع) و روش عملی علمای دين بوده است اما تصوف برگرفته از ذوق و سليقه عدهای است كه تحت عنوان طريقت به آن عمل میكنند.
در اسلام چيزی به نام تصوف وجود ندارد تا تصوف اسلامی نام بگيرد، بلكه تصوف زاييده افكار فرقهگرايانه صوفیها است كه هيچ ربطی به عرفان ندارد.
در ادامه به بيان معرفی استاد عرفان از نگاه رهبر انقلاب، آيتاللهالعظمی خامنهای میپردازيم و بيان میكنيم طرز فكر عرفان تأييد شده از سوی مقام معظم رهبری چقدر با عرفانی كه در حال حاضر توسط مؤسسه حكمت و فلسفه ايران از سوی شهرام پازوكی در بين جوانان رواج پيدا میكند، تفاوت دارد.
استاد عرفان از نگاه رهبر انقلاب آيتاللهالعظمی خامنهای، مقام معظم رهبری در پيامی به مناسبت رحلت آيتاللهالعظمی بهاءالدينی(ره)، اين شخصيت بزرگ را چنين توصيف كردند، «اين عالم بزرگ از جمله نوادری بود كه همواره در حوزههای علميه همچون ستاره درخشان معنويت و عرفان، راهنمای خواص و مايه دلگرمی و اميد برجستگاناند، مقام رفيع اخلاقی و معنوی آن بزرگ مرد، موجب آن بود كه هر كلمه و اشاره او، چون برقی در چشم ارادتمندانش بدرخشد و دريچهای به عوالم معنا بگشايد ...، اين عالم كهنسال و مراد و مقبول فضلا و علما، عمر بابركت و پرفيض خود را در بهشتی از پارسايی و زندگی زاهدانه، در كنج محقر خانهای كه دهها سال شاهد غنای معنوی صاحبش بود، به سر آورد و بیاعتنايی حقيقی به زخارف ناپايدار دنيوی را كه سيره همه صاحبدلان برجسته حوزههای علميه است، درس ماندگار خود كرد».
عرفان آيتاللهالعظمی بهاءالدينی (ره)، ايشان روزی كه گروهی از سپاهيان اسلام برای ديدار شرفياب شده بودند، گفت «من برای ملاقات با شما غسل كردهام». دغدغه خاطر و علاقه باطنی ايشان به رزمندگان موجب شد كه در برههايی از دوران جنگ كه فشار شديدی بر بسيجيان و سپاهيان و ارتش وجود داشت، ايشان بگويد «امشب از فكر جبههها خوابم نبرد، چراكه میديدم چه بر سر رزمندگان میآيد» و چندی بعد در اثر آن اندوه به بيماری سختی مبتلا شدند.
آن بصيرت و اين علاقه و افر موجب شد كه با كهولت و ضعف مزاج در برخی جبههها و حملهها از جمله عمليات والفجر مقدماتی حضور پيدا كنند و خاطرهای جاودان در دفتر وجود رزمندگان به يادگار بگذارند.
شهرام پازوكی، عضو فعال فرقه صوفيه گنابادی سال 1387 در ميزگرد نصر، تصوف و عقلانيت مدعی شد كه اسلام در عصر جديد به دست هانری كربن و سيدحسين نصر به جهانيان معرفی شده است. وی در اين ميزگرد گفت: اغراق نيست بگوييم كه در عصر جديد، دو نفر يعنی نصر و هانری كربن بودند كه اسلام را به جهانيان معرفی كردند!». از ديد پازوكی، قطعاً امثال سيدحسين نصر معرفان اصلی اسلام به جهانيان در عصر كنونی هستند اما كدام اسلام؟.
اسلام نصر، اسلام پلوراليستی صوفيانه است كه در آن اسلام نوكری غرب و شرق و خدمت به آمريكای جنايتكار افتخار است. اسلامی كه باعث شد، نصر مسئول دفتر مفتضحترين چهره فاسد قبل از انقلاب يعنی فرح پهلوی شود و در نقش تنظيم كننده جشن هنر خدمت فراوانی به اسلام كند.
امروز نيز خدمت به اسلام توسط سيدحسين نصر و فرزندش ولی نصر در آمريكا كاملاً مشهود است ولی نصر، فرزند خلف نصر، امروزه مسئول مبارزه با ايران در شورای روابط خارجی آمريكا است و عضو تيم بوش و اوباما برای مبارزه عليه انقلاب اسلامی است.
بر خلاف اعتقاد پازوكی، ما امام خمينی(ره) و شهدای هشت سال دفاع مقدس همچون متوسليان، همت و شهدای ايستادگی و مقاومت و شخصيتهای مجاهدی را معرف اسلام به جهانيان میدانيم كه اسلام آنها، اسلام ذلت و حقارت نبود، اسلام تسليم و تصوف نبود، بلكه اسلام آنها اسلام مجاهده، صبر و استقامت بود.
حال سؤال اين است كه مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران چگونه عرفانی را به جوانان معرفی میكند؟. خسروپناه، رئيس مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران! اگر كمی دقت كنيد، به راحتی متوجه میشويد كه مؤسسه شما مروج عرفان نيست بلكه مروج تصوف فرقهای آن هم از نوع گناباديه است كه امروزه تبديل به گروه سياسی شده است و تمام تلاش خود را برای پايمال كردن خون شهدا انجام میدهد.