با بررسی كوتاهی از منابع اسلامی در رابطه با مسئله تحديد جمعيت و تنظيم خانواده، نتيجه میشود كه آيات و احاديث متعددی در خصوص سياستهای جمعيتی نازل و وارد شده است كه آيات و احاديث موجود به هر دو جنبه از سياست جمعيتی تشويق و تحديد مواليد مربوط میشوند.
اسلام بهطور اصولی نه تنها مخالفتی با كنترل و دخالت در جريانات طبيعی ندارد بلكه انسان را تشويق به شناخت بيشتر و تسلط بر طبيعت كرده است، اما معيارهايی نيز برای نحوه استفاده از اين جريانات را بدست داده است(1) به طوریكه خط مشی كلی و دستور اساسی اسلامی در مورد سياستهای فرزندآوری به زمان و مكان و شرايط آن بستگی دارد و قابل تغيير است.
شرايط كه كمی جمعيت جامعه و قلت فرزندان خانواده به ضرر جامعه اسلامی باشد بايد به تشويق مواليد و افزايش جمعيت اقدام شود و هر موقع، مكان و در هر شرايط اجتماعی و اقتصادی كه جمعيت فراوان و فزونی ابعاد خانواده مانع توسعه و پيشرفت جامعه و سعادت خانواده باشد بايد به تحديد جمعيت و كاهش آن اقدام شود كه اين دو دسته از نظريات در قالب آيات و احاديث اسلامی در خصوص جمعيت وارد در دو جهت موافق و مخالف مواليد مطرح شده است.
دين مبين اسلام در آيات و احاديثی كه به ازدواج تشويق كرده موافقت خود را با افزايش مواليد مطرح كرده زيرا يكی از نتايج ازدواج، علاوه بر حفظ عفاف و ايجاد آرامش و آسايش داشتن فرزند است كه در آيات و روايات فراوان به آن اشاره و ترغيب شده است و از آن جمله اين حديث معروف رسول خدا(ص) كه میفرمايند: «تناكحوا تكثروا ( يا تناسلوا) فانی آباهی بكم الامم: ازدواج كنيد تا فراوان شويد زيرا من به وسيله شما بر ساير امتها مباهات میكنم».
از سوی ديگر پيامبر اكرم(ص) در مورد زنان پراولاد فرمودهاند: «بهترين زنان شما زنی است كه بچه آور، مهربان و پاك دامن باشد» (2) و اين نيز در راستای موافقت با مواليد است و در قرآن نيز آنجا كه در آيه 31 سوره اسرا آمده است: «وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا: از ترس روزی اولاد خود را نكشيد ما آنها را و شما را روزی میدهيم اگر آنان را بكشيد خطای بزرگی مرتكب شدهايد» اين امر به گونهای ديگر و از زاويهای متفاوت مطرح شده است.
اما در آيات و احاديثی ديگر نيز مخالف با افزايش مواليد در دو قالب ازدواج و كمی فرزند گوشزد شده است به طوریكه پيامبر اكرم(ص) فرمودهاند: «خداوند پناه میبرم به تو از كوشش ابلهان. پرسيدند يا رسولالله كوشش ابلهان چيست؟ فرمود كمی ثروت و زيادی اعضای خانواده»(3).
با توجه به اينكه در ميان آيات و احاديث اسلام هم شواهدی مبنی بر موافقت اسلام با تشويق موالدی وجود دارد و هم دليل دال بر موافقت اسلامی با تحديد مواليدی ديده میشود و همچنين با در نظر گرفتن اين نكته كه اسلام در بسيار از موارد روش ميانه روی را اتخاذ میكند از روی شواهد قرآنی ديگر میتوان استنباط نهايی از نگرش اسلام را سياست «جمعيت متناسب» دانست.(4)
در رابطه با مسئله تحديد مواليد و تنظيم خانواده و همچنين نظريه متناسب میتوان گفت: دين مبين اسلام در هيچ موردی دستور صريح و اكيد مطلق به افزايش جمعيت صادر نفرموده و در مواردی افزايش امت اسلامی را امتياز شمرده و توصيه نموده و در مواردی كاهش ابعاد خانواده و تعداد فرزندان را ترجيح داده است.
خط مشی كلی و دستور اساسی و نهايی چنين است كه با توجه به اصول كلی اسلامی، در هر زمان و مكان و در هر شرايط كه كمی جمعيت جامعه و قلت فرزندان خانواده به ضرر جامعه اسلامی باشد بايد به تشويق مواليد و افزايش جمعيت اقدام شود كه اين امر در عصر كنونی و پس از اعمال سياستهای تحديد جمعيت در دهه 60 و نيمه نخست دهه 70 ضروری به نظر میرسد به طوری كه علی رغم تبليغات گستردهای كه پيش از اين در مورد تنظيم خانواده و انفجار جمعيت و .. وجود داشت در حال حاضر شاهد تغيير سياستهای جمعيتی به سمت فرزندآوری هستيم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
(1) حلم سرشت، پريوش و دل پيشه، اسماعيل؛ بهداشت و تنظيم خانواده، انتشارات شركت سهامی چهره چاپ اول زمستان 1368- ص 49-47
(2) مشكينی، علی؛ ازدواج در اسلام؛ كتاب فرشی وحدت؛1352 ص 52، 121، 127
(3) شهرياری، اسداالله؛ تنظيم خانواده با فرزندان كم ولی خوشبخت؛ تنهران؛ انتشارات دماوند،1369، ص 52
(4) تقوی، نعمت الله؛ جمعيت و تنظيم خانواده؛ تبريز؛ نشر روانپويا؛ چاپ اول؛ پاييز 1377