عرفه و برگزاری باشكوه آن با حضور بيش از 20 هزار ايرانی در كربلا و حضور ميليونی ايرانيان در مساجد، امامزادگان، حسينيهها و هر جايی كه بتوان دعای عرفه را خواند.
اعتكاف؛ اگر به چند سال قبل باز گرديم اعتكاف در فرهنگ عمومی مردم ايران جايگاهی نداشت، مفهوم و نحوه عمل به آن را عموم نمیدانستند اما اكنون همه مردم در خصوص اعتكاف اطلاعاتی دارند و میدانند چيست، چگونه برگزار میشود و هر سال نيز بر خيل شركت كنندگان در آن افزوده میشود.
گستردگی طيفهای مردمی شركت كننده در مراسمی همچون اعتكاف به حدی متنوع است كه هرگز نمیتوان شركت در چنين مراسمی را صرفاً به متدينان جامعه مختص دانست. پس در فرهنگسازی آن موفق بودهايم.
قرائت زيارت جامعه كبيره؛ قبلاً كمتر كسی میدانست چنين دعای ارزشمندی توسط امام هادی(ع) نقل شده است اما پس از توهين صورت گرفته به آن حضرت و در پاسخ به اين توهين قرائت اين زيارت در جامعه مطرح و به شدت مورد استقبال قرار گرفته و تداوم يافت.
شبهای قدر: هرگز منحصر و محدود به افرادی نيست كه روزه گرفتهاند، حتی بسياری از روزهخواران نيز كه طلب و حاجتی دارند اين شبهايشان را فقط برای خدا خالی میكنند.
مراسم شيرخوارگان حسينی؛ از يك مراسم در يك مهديه آغاز شد اما همه ساله بر خيل مشتاقان حضور در اين مراسم و محلهای برگزاری آن افزوده میشود.
زيارت؛ عملی مستحب است، اما كيست كه مشتاق چنين عمل مستحبی نباشد، مستحبی كه گاهی در آن حتی واجباتی مانند حجاب و نماز هم فراموش میشود.
اما شرايط عمل به برخی از واجبات در جامعه ما به چه نحو است؟ آيا آنچنان كه مردم برای قرائت دعای عرفه فوج فوج به مساجد میروند، برای اقامه نمازهای روزانه خود هم چنين اشتياقی دارند؟ نماز صبح در چند درصد مساجد كشور اقامه میشود؟ يا بهتر است بپرسيم چند درصد مساجد برای اقامه نماز صبح باز هستند؟ برای نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشاء چطور؟
وجود ستاد اقامه نماز در كشور و تلاش اين ستاد برای ترويج نماز خود گويای اين مسئله است كه بايد نگران بود.
جايگاه روزه در فرهنگ عمومی ما كجاست؟ به كجا میرود؟ آيا همچنان كه مثلاً 20 سال پيش روزهخواران در جامعه محدود، مخفی و معدود بودند و افرادی كه به دليل عذری روزه نمیگرفتند تلاش میكردند اين مسئله را مخفی كرده در ملاء عام روزهخواری نكنند، اكنون هم اينچنين است؟
امر به معروف و نهی از منكر جزو فروع دين ماست، اما تا چه حد به آن عمل میشود؟ به نظر میرسد اگر شرايط امر به معروف و نهی از منكر در جامعه اسلامی ما خوب بود، هرگز ستاد احيای امر به معروف و نهی از منكر در كشور تشكيل نمیشد!
موارد بسيار زياد مستحبات دينی كه وارد فرهنگ عمومی شده و به شدت مورد استقبال قرار گرفته نشان میدهد میتوان بسياری از مباحث دينی را در جامعه رواج داد به نحوی كه مردم مشتاقانه برای ادای آن حركت كنند؛ اما اگر مسئولان فرهنگی جامعه توانستهاند چنين مستحباتی را با اين حد از گستردگی وارد فرهنگ عمومی جامعه كنند، چرا در ترويج واجباتی مانند حجاب، نماز، روزه، امر به معروف، نهی از منكر و ... موفق نبودهايم؟
مقايسه كنيد؛ تصاوير اشك و گريه خالصانه و لذتی كه در هر قطره اشك معتكفان در رسانههای تصويری نشان داده میشود را با تصاوير اقامه نماز در همين رسانهها.
اصولاً نماز هيچ جايگاهی در زندگی مردمی كه به صورت فيلم و سريال در رسانهها نشان داده میشود، ندارد و فقط در فيلمهايی با مضمون مشخصاً دينی و آن هم به صورت محدود و نمايشی تصاوير اقامه نماز پخش میشود و همين نمايشها هم به حدی تصنعی هستند كه گويی چيزی زائد به فيلم اضافه شده يعنی نماز بخش تفكيك ناپذير و عادی زندگی نيست.
صحبت از روزه در رسانهها(همه رسانههای نوشتاری، ديداری و ...) نيز محدود به رمضان است، آن هم نه نمايش لذت روزهداری، بندگی، تحمل برای خدا، اطاعت و كمال بلكه گرسنگی كه به زور وارد يك داستان شده است.
واقعيت اين است كه مسئولان فرهنگی ما در نمايش زيبايیهای عباداتی كه جزو مستحبات دين هستند موفقتر از نمايش زيبايی واجبات و فورع دين بودهاند.
امر به معروف و نهی از منكر زيباست، اما برای نشان دادن زيبايی آن كسی كاری نكرده است، اما لحظات زيبای ارتباط با خدا، سخن گفتن با او، اظهار عجز و نياز كردن، حاجت طلبيدن و حاجت گرفتن همه و همه را در عرفه به نمايش گذاشتهايم. اكنون خيلیها میدانند دعای عرفه خواندن چقدر ثواب دارد اما نماز خواندن چطور؟
كسی تأثير عملی و واقعی خمس و زكات را در زندگی افراد نشان نداده اما همه جا پر است از داستانهای مداحان، نويسندگان و گويندگان در خصوص تحولات و معجزاتی كه در اثر زيارت مستحب حاصل شده است، وصال به معبودی كه نه در سايه نماز واجب، همانی كه ستون دين است حاصل شده باشد بلكه نتيجه يك تحول آنی و معجزهگونه.
ما زيبايیهای واجباتی مانند حجاب را نشان ندادهايم، همه انسانها به دنبال زيبايی میگردند و هر جا آن را بيابند جذبش میكنند و میپذيرندش.
طوبی كرمانی، عضو هيئت علمی دانشكده الهيات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در همين خصوص معتقد است: زمانی انسان دست به عمل میبرد كه اقناع عقلی و ارضای احساسی شود. ما در خصوص اقناع عقلی موفق بودهايم اما در اقناع احساسی واجبات دينی موفق نبودهايم. اما به نظر ميرسد در اقناع احساسی مستحباتی موفقتر از واجبات عمل كردهايم و اين موضوعی است كه بايد به دقت به آن انديشيد.