در خصوص غدير خم و اتفاق مباركی كه در آن عيد بزرگ رخ داده است، چندين آيه در قرآن كريم و روايات متعدّدی از اهل بيت(ع) وجود دارد. شأن نزول آيات غدير و نيز منبع روايات غدير، افزون بر كتب معتبر روايی شيعه، در كتب اهل سنت نيز به وضوح آمده است، اما استناد به روايات غدير در اين مجال نمیگنجد و فرصت ديگری میطلبد. اولين آيهای كه در اين خصوص نازل شد، میفرمايد «يا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»[1]
ای پيامبر، آن وظيفهای را كه بر عهده تو قرار داديم، بايد انجام دهی و به مردم ابلاغ كنی. اگر اين كار را نكنی، هيچ كاری انجام ندادهای؛ يعنی اسلام منهای ولايت مساوی با هيچ است. زحمات 20 ساله تو هيچ نتيجهای ندارد، مگر اين كه اين كار را به انجام برسانی. همچنين چون خداوند متعال میدانست عدهای زير بار نمیروند و كارشكنی میكنند، خاطر پيامبر(ص) را از اين جهت هم راحت و آسوده كرد و فرمود «وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس»[2]
پيامبر اكرم(ص) در غديرخم، پس از اقامۀ نماز، خطاب به مسلمين فرمودند «ألَسْتُ اولی بِكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ؟»[3] آيا من از خودتان به خودتان اولی نيستم؟ از آنجا كه خداوند در قرآن فرموده بود «النَّبِیُّ اوّلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِم»[4] همگی فرموده ايشان را تصديق كردند. اين جا بود كه آن حضرت دست اميرالمؤمنين(ع) را گرفتند، بالا بردند و فرمودند «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ»[5]
پس از آن پيامبر(ص) به شيعيان دعا و به دشمنان شيعيان نفرين كردند و فرمودند «اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه»[6] بعد، آيه شريفه «الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ»[7] نازل شد.
از اين به بعد در مورد دينتان از كفّار هراسی نداشته باشيد؛ چون دارای حكومت هستيد و در رأس آن كسی مانند علی(ع) قرار دارد. تا كنون پيامبر اكرم(ص) محور حكومت بود و دشمن اميدوار بود كه با رحلت ايشان، اسلام هم نابود شود، امّا از امروز ديگر جای نگرانی نيست و دشمن مأيوس شد. امّا بترسيد از روزی كه اختلاف ميان خودتان، زمينۀ نابودی را فراهم كند. بترسيد از روزی كه به خاطر دشمنی با علی(ع) او را در سقيفه كنار بگذاريد كه بدبخت میشويد. خداوند متعال در ادامه میفرمايد «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً»[8]
يا رسول الله! معنا ندارد كه بعد از تو، اسلام منهای ولايت باشد. دين منهای ولايت ناقص است، زيرا قانون منهای اجرا معقول نيست. پس همانطور كه تو مجری قوانين الهی بودی، بعد از تو نيز اميرمؤمنين(ع) بايد حاكم و مجری قانون باشد و همانگونه كه مردم پشتوانۀ حكومت اسلامی تو بودند، لازم است از حكومت با محوریّت و امامت علی نيز حمايت كنند.
سپس پيامبر اكرم(ص) سه شبانه روز از مردم بيعت گرفتند و همگی، حتّی كسانی كه بعداً سقيفۀ بنی ساعده را تشكيل دادند، با بيعت خود، حكومت علی(ع) را پذيرفتند.
آنچه بيان شد، خلاصهای از واقعۀ غدير خم بود كه به صورت فشرده بيان شد. مرحوم علامۀ امينی در كتاب «الغدير»، مرحوم مير حامد حسين در «عبقات الأنوار» و شهيد قاضی نور الله شوشتری در «إحقاق الحق»، مصادر اين واقعه را از كتب اهل سنّت نقل كردهاند. انصافاً با صراحت قرآن كريم و نيز با اين منابع و مصادر، كسی نمیتواند در قضیّۀ غدير، تشكيك و ترديد ايجاد كند.
وظايف مؤمنين در هفتۀ ولايت
هفته ولايت -هجدهم تا بيست و چهارم ذی الحجه- هفتۀ با عظمتی است و روزهای آن روزهای با شكوهی هستند. در هفته ولايت، آيات بسيار مهمی نظير آيات غدير، آيه ولايت، آيه تطهير و آيه مباهله، در شأن اهل بيت(ع) نازل شده كه باعث افتخار و سربلندی تشیّع است.
روزهای هفته ولايت بايد سراسر اظهار محبت به اهل بيت(ع) باشد. همچنانكه بايد موجب تقويت بنیۀ اعتقادی در زمينه امامشناسی شود و مهمتر از آن دو، اين هفته بايد يك معلم اخلاق برای شيعيان باشد تا بتوانند پس از آن، به واجبات اهميت دهند و از گناه و معصيت اجتناب جدی داشته باشند و به انجام مستحبات نيز به قدر توان و نشاط بپردازند.
بعد اول: تعظيم شعائر الهی
در هفته ولايت، مجالس جشن و سرور، ديد و بازديد و آذينبندی خيابانها و معابر عمومی، بايد فراوان باشد. ذكر اميرالمؤمنين(ع) بايد بسيار گفته شود. در مجالس بايد سخنرانان مسئلۀ ولايت را تبيين كنند و مداحان اشعار زيبايی در مدح اهل بيت(ع) و در موضوع ولايت بخوانند. البته در اين خصوص بايد توجه شود كه محتوای سخنرانیها و مداحیها بايد از آيات شريف قرآن كريم گرفته شود.
دست كم 300 آيه در قرآن كريم پيرامون اميرالمؤمنين(ع) و ائمه(ع) وجود دارد. با وجود اين آيات، نبايد در مجالس جشن، اشعار افراطی خوانده شود. بنابراين از خواندن اشعار و بيان سخنانی كه بهانه دست بدخواهان شيعه میدهد، بايد پرهيز جدی شود.
بعد دوم: تقويت بنيه اعتقادی
نكته ديگری كه بايد هميشه و به خصوص در هفته ولايت به آن اهميت داده شود، اينكه شعار بايد همراه با عقيده باشد. شيعه بايد امامشناس باشد و به طور كلی در اعتقادات، مطالعه و تحقيق كامل بنمايد و به صورت استدلالی مبانی اعتقادی خود را تقويت كند.
شيعه، به خصوص جوان شيعه بايد بداند چرا اميرالمؤمنين علی(ع) خليفه بلافصل پيامبر اكرم(ص) است. هر شيعهای بايد با استدلال بتواند اثبات كند كه چرا ائمه دوازدهگانه امام هستند؟
كتابهای اعتقادی همانند احقاقالحق و الغدير در اين زمينه فراوان است. جوانان بايد اين كتب ارزشمند را مطالعه كنند و پس از اينكه قضیۀ ولايت برای خودشان حل شد، با ارائه دليل برای ديگران نيز بيان و اثبات كند.
در حوزههای علميه و دانشگاهها بايد در اين خصوص گفتگوهای فراوانی صورت پذيرد و به موضوع اعتقادات بيش از اين اهميت دهند. در هفته ولايت نيز در مجالس جشن و سخنرانیها بايد دلايل شيعه برای امامت ائمه اطهار(ع) تبيين شود و آيات مربوطه شرح داده شود.
فضائل اميرالمؤمنين و ائمه هدی(ع) بايد برای مردم بازگو شود. مهمتر اينكه، شبهات اعتقادی بايد رفع شود. مطالعه و تحقيق در موضوع ولايت بايد به قدری باشد كه همه بتوانند شبهاتی كه در اين زمينه مطرح میشود را با دليل و برهان پاسخ گويند.
بعد سوم: پيروی از اهل بيت(ع)
بعد سوم وظايف شيعيان، كه در هفتۀ ولايت بايد بروز و ظهور بيشتری داشته باشد، پيروی از اهل بيت(ع) است. شيعه بايد علاوهبر اظهار محبت به ائمه اطهار(ع) و افزون بر اعتقاد قلبی به امامت آن بزرگوران، آنان را سرمشق خود قرار دهد و در زندگی از ايشان تبعيت و پيروی كند.
سيمای تشيع بايد در پيشانی هر شيعهای نمايان باشد و ركن اساسی تشيع، عمل به دستورات دينی و تبعيت از قرآن و عترت است.
هفته ولايت، فرصت ارزشمندی برای تمرين پيروی از اهل بيت(ع) است. در اين هفته همه بايد تلاش كنند گفتار و كردار خويش را با عملكرد ائمه هدی(ع) تطبيق دهند و در حدّ توان اعمال خود را به اعمال آن ذوات مقدس شبيه كند.
خدمت به خلق خدا، در سيره اهل بيت(ع) بروز ويژهای دارد و شيعيان بايد با پيروی از ايشان، هرچه میتوانند برای رفاه ديگران تلاش كند. رسيدگی به مستمندان بايد برنامه هميشگی زندگی يك شيعه باشد. اما دست كم در هفتۀ ولايت همه بايد به قدر توان به فقرا و مستمندان رسيدگی كنند.
ساده زيستی ائمه هدی(ع) فضيلت ديگر سيرۀ آن ذوات مقدس است كه بايد سرمشق شيعيان باشد. تجمّلات و تشريفات بیجا، مطلقاً در زندگانی حضرات ائمه اطهار(ع) وجود نداشته است؛ با اينكه آن بزرگواران و به خصوص امرالمؤمنين(ع) با وجود مزارع و قناتهايی كه احداث كردند، میتوانستند به ثروت زيادی دست يابند. اما آن ثروت را به جای اينكه در راه تجملات به كار گيرند، صرف تقويت اسلام میكردند و به مستمندان میبخشيدند.
اهميت به نماز و به خصوص نماز اول وقت و به جماعت نيز در سيره اميرالمؤمنين(ع) و ساير ائمه هدی(ع) برجستگی دارد. نماز آن ذوات نورانی بايد سرمشق شيعيان باشد.
مساجد شيعيان بايد در وقت نماز، مملوّ از جمعيت باشد و در هنگام نماز بايد همهجا خلوت باشد و همۀ كارها تعطيل شود و همه به نماز اول وقت، در مسجد و به جماعت بپردازند. لااقل در هفته ولايت بايد مساجد پر از جمعيت باشد و همه به نماز اهمیّت بدهند تا از اين نظر بتوانند شباهتی به اميرالمؤمنين(ع) پيدا كنند. اين موارد قطرهای از دريای بيكران فضائل اهل بيت(ع) بود كه بايد سرمشق شيعيان گردد.
يك شيعه، هم بايد شعار و اظهار محبّت به اهل بيت(ع) داشته باشد، هم از حيث اعتقادی از بنیۀ قوی و محكم برخوردار باشد و هم از نظر عمل، خود را شبيه اهل بيت(ع) گرداند.
پینوشتها*
1. مائده / 67
2. همان
3. أسدالغابة، ج 3، ص 605؛ تاريخاليعقوبى، ج 2، ص 112 و ... [با اختلاف اندكی در عبارات]
4. احزاب / 6
5. الإصابة، ج 2، ص 140؛ تذكرة الخواص، ص 37؛ العقد الفريد، ج 5، ص 61
6. الاستيعاب، ج 3، ص 1099؛ أنسابالأشراف، ج 2،ص 108؛ البدايةوالنهاية، ج 5، ص 209 و...
7. مائده / 3