
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، بستان یکی از شهرها و بخشهای شهرستان دشتآزادگان در مرز غربی خوزستان است که در مجاورت استان میسان و شهر العماره عراق قرار دارد.
نیروهای عراقی چهارم مهر ۱۳۵۹ شهر بستان را به اشغال خود درآوردند. هشتم مهر همان سال این شهر موقتا آزاد شد و بیستو یکم مهر ۱۳۵۹ برای بار دوم به اشغال ارتش عراق درآمد و تا دهم آذر ۱۳۶۰ در اشغال باقی ماند. منطقه چذابه در ۱۶ کیلومتری (شمال) این شهر قرار دارد و تاکنون برای مردم این منطقه به دلیل وجود میادین مین خطرساز است.
کریم کریمپور، فرمانده گردان سلمان لشکر 7 ولیعصر و جانشین تیپ 95 کمیل در دوارن هشت سال دفاع مقدس درباره عملیات آزادسازی بستان به ایکنای خوزستان، گفت: بستان سومین عملیاتی بود که سپاه در منطقه انجام میداد. در دوران جنگ تحمیلی، دو دیدگاه برای ادامه جنگ وجود داشت؛ یک تفکر این بود که جنگ تخصصی و کلاسیک است و نیاز به ابزار و سلاح دارد و افراد دانشجو، دانشآموز، بازاری، کارمند و ... ضرورتی ندارد وارد جنگ شوند. صاحبان این تفکر اعتقادی به نیروهای مردمی نداشتند.
وی ادامه داد: امام امام(ره) بر مبنای آیه «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» ﴿قصص، ۵﴾ معتقد به بسیج مستضعفین بودند و بر این مبنا بسیج مستضعفین را شکل دادند. امام علی(ع) نیز فرمودهاند: مؤمنان پرکار، پرتلاش، کم مصرف و کم توقع هستند؛ کوتاهی شمشیرشان را به همت قدمهایشان جبران میکنند. این معنا و مفهومش بسیج ما است چنانکه شخصی مثل شهید محمدی و شهید فهمیده که سن و سال آنها اقتضا نمیکرد به سلاحهای سنگین دسترسی داشته باشند، نارنجک به خود بستند و تانکهای دشمن را از بین بردند.
وی با بیان اینکه بسیجیان ما بر مبنای تفکر و عقیده رفتار میکردند، گفت: امام خمینی(ره) به صادر کردن بسیج میاندیشیدند چنانکه الان تفکر بسیجی در لبنان، عراق و سوریه به راه افتاده است.
کریمپور خاطرنشان کرد: نیروهای مردمی برخلاف بنیصدر عقیده داشتند که کشورمان اشغال شده است که یا باید جلوی آنها را بگیریم یا آنها را از کشور بیرون کنیم. ما با اعتقاد به آیاتی همچون «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا» (حج، 38) و «وَلَن یَجْعَلَ اللّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا»(نساء، 141) وارد میدان شدیم.
وی با بیان اینکه دیدگاه بسیجیان که اعتقاد به یاری خداوند داشتند، پیروز شد، ادامه داد: گروه مقابل اعتقادی به مسائل معنوی نداشت که پس از به کنار رفتن بنیصدر زمینه پیروزیها به وجود آمد و عملیاتهای موفق آمیز آغاز شد.
سه هدف اصلی عملیات فتح بستان
جانشین تیپ 95 کمیل در دوارن هشت سال دفاع مقدس ادامه داد: پس از عملیات ثامنالائمه(ع) و آزادسازی آبادان زمینه عملیات بستان به وجود آمد. در این عملیات سه هدف اصلی را دنبال میکردیم که اولین آن انهدام ماشین جنگی عراقیها بود که هدف اصلی عملیات بستان بود. دومین هدف، دست یافتن به مواضع مناسب جابجایی نیروهای دشمن بود. زیرا دشمن از طریق بستان، جبهه میانی و جنوبی خود را متصل کرده بود. سومین هدفی که ما در عملیات بستان دنبال میکردیم، آزادسازی نیروهای خودی بود. چون نیروهای ما در پدافند بودند. ما میخواستیم به نقطهای(تنگ چذابه) برسیم که میتوانستیم 3 کیلومتر پدافند کنیم بنابراین با گرفتن بستان و چذابه، نیروهای ما برای عملیاتهای بعد آزاد میشدند و بستان میتوانست جای پایی برای عملیات بعدی باشد.
آغاز عملیات در هشتم آذر/ساختن جاده 17 کیلومتری تا توپخانه دشمن
کریمپور افزود: لذا با این عملیات، بستان و چهار پنج روستایی که در محاصره بودند آزاد میشد و خطوط پیوسته دشمن هم از مهران تا خرمشهر قطع میشد. از این رو عملیات ما در 8 آذر آغاز شد. در این عملیات ما باید به 17 کیلومتری پشت توپخانه دشمن دست پیدا میکردیم؛ یعنی بچهها به این نتیجه رسیده بودند اگر بتوانیم از تپههای رملی که در تپههای الله اکبر است، 17 کیلومتر جاده بزنیم میتوانیم به پشت توپخانه دشمن برسیم و اگر توپخانه دشمن را بگیریم کل منطقه سقوط میکند. خوشبختانه این کار را بچههای جهادسازندگی به اتفاق نیروهای مهندسی یگانها در مدت کمی انجام دادند چون رمل قابل تردد نیست و حتماً باید جادهسازی میشد.
این فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: خوشبختانه نیروهای ما توانسته بودند این جاده را تا نزدیکیهای خط پشت توپخانه دشمن آماده کنند و دشمن از این موضوع اطلاعی نداشت. در جریان ساختن این جاده امدادهای غیبی رخ میداد که جالب توجه بود. تک اصلی ما از جاده سوسنگرد به سمت بستان از روستای دهلاویه آغاز شد ولی نیروهای اصلی ما تک خود را از تپههای الله اکبر و از همان جاده آغاز کردند و در حفرههای مشخصی در این جاده چراغهای فانوس گذاشته بودند که نوری مخفی داشت تا بچهها بتوانند شبانه نیروها را با چراغ خاموش تا پشت توپخانه دشمن ببرند.
گرفتن توپخانه دشمن
وی ادامه داد: دشمن از این موضوع غافل بود. نیروهای ما شب نهم آذر به توپخانه دشمن رسیده بودند. آخرین نیروهای دشمن در توپخانه است، لذا وقتی بچهها به آن دست پیدا کردند، دشمن متوجه شد نمیتواند مقاومت کند. بچهها از توپخانه دشمن استفاده کردند و خطهای دوم و سوم دشمن را مورد هدف قرار دادند. اینجا بود که دشمن به طور کلی از قسمت بستان ناامید شد و تنگه چذابه دست نیروهای ما افتاد.
کریمپور افزود: اما نیروهای دشمن روی پل سابله و اطراف آن که جنوبغرب بستان قرار داشتند، باقی مانده بودند. لذا دشمن شب سیزدهم اقدام به تک کرد چون بستان برای عراقیها اهمیت فراوانی داشت و گرفتن آن از سوی نیروهای کشورمان به زعم آنها، مقدمه شکستهای بعدی برای آنها محسوب میشد. پس از تک دشمن در 13 آذر 60 تعدادی از نیروهای لشکر امام حسین(ع) که در منطقه حضور داشتند توسط دشمن اسیر شدند.
جانشین تیپ 95 کمیل در دوارن دفاع مقدس خاطرنشان کرد: در استراق سمعی که سید محمد مقدم از رزمندگان خوب سوسنگرد کرده بود اطلاع داد نیروهای عراقی اعلام کردهاند که ما پل سابله را طی کردیم و به سمت بستان در حال پیشروی هستیم. ابتدا بچهها گفتند که چنین چیزی امکان ندارد و ما آنجا نیرو داریم. بعد از تحقیق دیدیم نیروهای عراق منطقه را تصرف کرده و در حال پیشروی هستند.
تلاشهای ناکام دشمن برای بازپس گیری بستان
وی گفت: در نتیجه مقرر شد 150 نفر نیروی آرپیجیزن آماده شود، چون فقط آرپیجیزن میتوانست تانکهای دشمن را، آن هم در شب شکار کند. وقتی آرپیجیزنها تیمبندی شدند و در تیمهای چند نفره هماهنگ شدند و وارد منطقه شدند، یکی دو تانک را که روی پل سابله زدند، پل بسته شد و همهمهای در دشمن ایجاد شد به نحوی که تعدادی از تانکهای آنها از پل سقوط کرد. در نتیجه عملیات دشمن سیزدهم شکست خورد.
فرمانده تیپ قدس دوارن دفاع مقدس ادامه داد: روز پانزدهم و شانزدهم، عملیات در قسمتهای فنیقه و مگاسیس که دشمن دوباره تک کرد، انجام شد و حدود 23 رزمنده طی این عملیات به شهادت رسیدند. چون دشمن میخواست از قسمتهای دغاغله و مگاسیس ما را دور بزند ولی با مقاومت بچهها شکست خورد.
کریمپور افزود: صدام بارها اعلام کرد بستان را پس میگیریم و بعد از آن 17 بهمن همان سال عملیات بسیار قوی انجام داد که بستان را پس بگیرد و در عملیات ما تأخیر بیندازد که الحمدالله آنجا هم شکست خورد.