
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، در عیون أخبار الرضا(علیه السلام) از علی بن ابراهیم روایت مىکند: وقتى هارون، موسى بن جعفر(علیه السّلام) را زندانى کرد، حضرت، شب هنگام، از جهت هارون در ترس بودند که مبادا ایشان را بکشد. لذا تجدید وضو کردند و رو به قبله ایستادند و چهار رکعت نماز خواندند؛ سپس دست به دعا برداشته، فرمودند: «یا سَیِّدِی نَجِّنِی مِنْ حَبْسِ هَارُونَ وَ خَلِّصْنِی مِنْ یَدِهِ یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِینٍ وَ یَا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَةٍ وَ رَحِمٍ وَ یَا مُخَلِّصَ النَّارِ مِنَ الْحَدِیدِ وَ الْحَجَرِ وَ یَا مُخَلِّصَ الرُّوحِ مِنْ بَیْنِ الْأَحْشَاءِ وَ الْأَمْعَاءِ خَلِّصْنِی مِنْ یَدِ هَارُون».
یعنی: اى آقاى من، سرور من، مرا از زندان هارون نجات بده و از دست او رهایم کن. اى که درخت را از بین گل و شن بیرون مى آورى! اى که شیر را از بین مجراى خون و سرگین خارج میکنى. اى که جنین را از میان رحم و مشیمه خارج مىکنى! اى که آتش را از آهن و سنگ بیرون مىآورى! اى که روح را از بین امعاء و احشاء خارج مىکنى! مرا از دست هارون نجات بده.
این دعا زمزمه هفتمین برگزیده خداوند در زندان هارون است. در و دیوار و خشت خشت زندان هارون شاهد مناجات حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) با خداوند متعال بوده و چه اسرار ملکوتی را که در این زمزمهها شنیده است؛ روایت شده که چون امام موسی کاظم(علیه السلام) این دعا را خواند، هارون، خواب هولناکی دید، ترسید، دستور داد که آن حضرت را از زندان رها کردند؛ هرچند آزار و اذیتهای هارون نسبت به امام(علیه السلام) تا آخرین روزهای عمر حضرت، ادامه داشت.
کفعمى در کتاب «بلد الامین» نیز دعایى از موسى بن جعفر(علیه السلام) نقل کرده که عظیم الشأن و سریع الاجابة است و آن دعا این است: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْکَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا کَهْفِی وَ السَّنَدَ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ»
خدایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه پرستى است اطاعت کردم و تو را در مبغوضترین چیزها که کفر است نافرمانى نکردم، پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز، اى آنکه گرزگاه من تنها به جانب اوست، از آنچه از آن به سویت پناه آوردم مرا ایمنى بخش، خدایا! بیامرز از نافرمانیهاى بسیارم را در پیشگاهت، و طاعت اندکم را در آستانت بپذیر اى تنها توشهام از میان توشهها و اى امید و آرامش، و پناه و تکیهگاهم و اى یگانه و یکتا، اى که گفتى «بگو او خداى یکتاست،خداى بینیاز است، نه زاده و نه زاییده شده، و برایش همتایى نبوده است.
«أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ] وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ إِلا إِلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ».
از تو درخواست میکنم به حق آنان که از میان آفریدههایت انتخاب کردى و هیچکس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى، بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى، خدایا! از تو درخواست میکنم به حق یگانگى بزرگتر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى، و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى و به حق آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى که از تو جز براى تو اظهار نگردد، بر محمّد و خاندانش درود فرست و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده،و از جهاتى که گمان میبرم و یا گمان نمیبرم مرا روزى ده همانا تو هرکه را بخواهى بیحساب روزى میدهی. سپس حاجت خود را درخواست کن.