
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برنامه درسهایی از قرآن، امروز پنجشنبه، 13 آذرماه با موضوع راههای دعوت به نماز و با عناوین وظیفه ما در ترویج فرهنگ دینی، وظیفه والدین در دعوت فرزندان به نماز، حضور بزرگان علمی در صفوف نماز جماعت، احترام به جوانان در مساجد، همکاری فرهنگیان و دانشگاهیان با مساجد، رسیدگی به نیازهای مالی محرومان در مساجد و توجه حوزههای علمیه به آموزش روحانیون مساجد با سخنرانی حجتالاسلام قرائتی اجرا شد.
وی در این جلسه با اشاره به اینکه دلیل تقاضاهای صدها نفر، اگر نگویم هزار نفر که چگونه بچههایمان، همسرمانمان و بستگان و همسایهها را به نماز دعوت کنیم، فکر کردم راههای دعوت به نماز را بگویم، یادآور شد: کتابی در این زمینه به نام «دعوت به نماز» نوشتم که چکیده کتاب را برای مردم میگویم. اول اینکه خود ما معتقد به نماز باشیم. به نظر من مشکل اصلی این است. من نمیخواهم به کسی نقد کنم اما یکی از مقصرین باز خود من هستم. هر کسی حساب کند چقدر برای نماز مایه گذاشته است، دولت چقدر مایه گذاشته است. وزرا، معاونان و مدیر کلها و استاندارها، خود دولت سهم خودش را فکر کند، یک جلسه در سال بنشینند و بگویند آقا هر وزارتخانهای برای نماز چه کرده است؟ حرکتهایی کردند که من تشکر میکنم ولی حق نماز را ادا کردیم یا نه.
وظیفه ما در ترویج فرهنگ دینی
وی ادامه داد: قرآن میگوید «کاری که میکنید یا حقش را انجام دهید یا اگر حقش را نمیکنید، هرچه در توان دارید» چند حق در قرآن است. مثلاً میگوید «حَقَّ تُقاتِه» (آلعمران/102) یعنی حق تقوا، «حَقَّ تِلاوَتِه» (بقره/121) حق تلاوت، «حَقَّ جِهادِه» (حج/78) حق جهاد، اینها آیه قرآن است. اگر کاری انجام میدهید، حقش را انجام دهید. ممکن است بگوئید: ما که نمیتوانیم حقش را به جا آوریم. پیغمبر گفت: «ما عرفناک حق معرفتک» (بحارالانوار/ج66/ص292) مثلاً حق شهدا بر گردن ما چقدر است؟ حق پدر و مادر، حق فرزند، حق همسر، حق همسایه، یا حقش را انجام دهید، یا اگر نمیتوانید لااقل تا آنجا که توان دارید انجام دهید. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُم» (انفال/60) یعنی اگر حقش را نمیدانی، هرچه استطاعت داری. هر چه توان داری. «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُم» (تغابن/16) «فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّر» (مزمل/20) هر چه میتوانید. چه کسی است که دستش را بلند کند، بگوید: من حق نماز، حق همسایه، حق شهدا، حق انقلاب، حق استاد، حق مربی، حق مادر و پدر را ادا کردم هیچکس جرأت نمیکند بگوید: من حقش را انجام دادم. تصمیم بگیریم برای نماز یک کاری کنیم.
قرائتی ادامه داد: امام جمعهها و روحانیون کشور جمع شوند، نماز صبح در مسجدها باز باشد. نمیآیند، نیایند. یک نفر بیاید. دو نفر بیاید. قرآن میگوید: یک نفر هم بود تو حرکت کن. «قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى وَ فُرادى» (سبأ/46) میگوید: دو نفری، دو نفری نشد، بک نفری. این یک مسئله.2
وظیفه والدین در دعوت فرزندان به نماز
مسئله دیگر این است که در دعوت به نماز باید بدانیم، اگر کسی دخترش، پسرش، هرکسی را به نماز دعوت کرد، معلوم میشود این بهترین آدم است. از کجا میگویی؟ از قرآن، قرآن میگوید: «ِوَ مَنْ أَحْسَن» چه کسی از این بهتر است که «مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّه» (فصلت/33) اگر کسی، کسی را به کار خیر دعوت کند، «مَن احسن» از این بهتر نداریم. چطور در فوتبال و والیبال و کشتی و تیراندازی دوست داریم در دنیا اول باشیم. در مسائل معنوی هم بهتر باشیم. «مَن احسن» چه کسی از تو بهتر است؟ نمیگوید: اگر گوش دادند، لازم نیست گوش بدهد. تو دعوت کن، «دَعا إِلَى اللَّه» (فصلت/33) ولو طرف بشنود و گوش ندهد. شما حی علی الصلاة بگو، این حی علی الصلاة دعوت به خداست. کسی بیاید و نیاید، مسئله نماز مسائلی که دارد این است که یکی از راههای دعوت این است که از عکسهای معنادار استفاده کنیم.
وی با اشاره به اینکه الآن در همه ادارهها عکس مقام معظم رهبری هست، گفت: آموزش و پرورش، راهنمایی و دبیرستان، دبستان، همهجا هست. ولی مقام معظم رهبری یک عکسی دارد برای بچههای ده، دوازده ساله پیشنماز شده است. یک عکس با پسرهای ده، دوازده ساله دارد. این عکسی که میخواهی بزنی، آن را بزن. که وقتی بچه نگاهش به آقا میخورد، ضمن اینکه آقا را میبیند، آقا را با بچهها و نماز ببیند. آقا را با خدا و بچهها را با خدا ببیند. دکتر حسابی یک دانشمند درجه یک ایران است. خوب عکس ایشان را در حال نماز داشته باشیم. عکس امام خمینی(ره) را در حال نماز داشته باشیم. دو تا سرم به دستش بود. بحول الله و سمع الله میگفت.
قرائتی تصریح کرد: چند روز پیش در فرودگاه بودم، نشسته بودم که پرواز بپرد. دیدم یک خلبان پایین آمد و زیر هواپیما نماز خواند. گفتم: ای کاش دوربین داشتم. عکس پزشک در اتاق جراحی، یعنی ما بیاییم حالا که عکسها چاپ میشود، عکس معناداری باشد. عکسهای ما معنادار باشد. از این عکسها میتوانیم استفاده کنیم. ورزشکارها، در حال نماز هم هستند. خلاصه ما بستر این پوسترها و بنرها و از این چیزها...
حضور بزرگان علمی در صفوف نماز جماعت
رئیس ستاد اقامه نماز کشور با بیان اینکه مسئله دوم اظهار علاقه بزرگان است، ادامه داد: اگر شما بدانی مهمانی که میآید فلان غذا را دوست دارد، حتماً سعی میکنی همان غذا را برایش درست کنی. بچههای ما بدانند که استاد دانشگاه و معلم و دبیر شیمی و فیزیک همه به نماز علاقه دارند. آنها هم خودشان را با آنها تطبیق میدهند. اظهار علاقه میکنند. در مسجد باید از شاگرد اولها تجلیل شود. این دیگر اختیارش با روحانی منطقه و هیئت امنای مساجد و رئیس آموزش و پرورش است. به رئیس آموزش و پرورش بگویی: آقا، شما این دبیرستان یا دبستانی که کنار مسجد هست، اسامی شاگرد اولهایش را به ما بده. شاگرد اولها را بگیرد، اینها را هم در مسجد دعوت کند احترام بگیرد. به مناسبت اینکه شاگرد اول شدند یک تابلویی باشد، بعضی عکس شهدا را میزنند، عکس شاگرد اولها را بزنند. این شاگرد اول میبیند عجب مردم مسجد به درس خواندن ما عنایت کردند. این بچه مسجدی میشود. علاقهمند به مسجد شود.
وی همچنین اظهار کرد: یکی از کارهایی که به مسجد دعوت میکند این است که ما خیلی بچه خوش صدا داریم. در استانها، شهرها و مسجدها میشود که تمام بچههای مسجد بیایند یکبار اذان بگویند. این حلقوم یک بچه سیزده ساله و بیست ساله با یک الله اکبر و فریاد باشد. اجازه بدهیم گردشی باشد. من چند سالی را زمان شاه قبل از انقلاب برای جوانهای کاشان کلاس داشتم. هر روزی خانه یک نفر بود. چون جلسهها ریزش دارد. یک جوان ده جلسه میآید، جلسه یازدهم نمیآید. جلسه بیست و پنجم نمیآید. ما با زور که نمیتوانیم بگوئیم بیاید. اما وقتی جلسه گردشی شد، جلسه خانه هر جوانی میافتاد، خودش هم شاگردیهایش را دعوت میکرد و میگفت: امروز جلسه قرائتی منزل ما است، شما هم بیایید. دو تا پسرعمو و دو تا پسرخاله و پسر دایی میآورد و همیشه جلسات ما یک جمعیت خوبی داشت. ریزش داشت اما به مقدار ریزش، رویش هم داشت. تولید هم داشتیم. مشتری نو هم داشتیم.
قرائتی با بیان اینکه این جلسههای اذان باید گردشی باشد، گفت: یکی از مشکلات ما این است که بلندگو را یک نفر میگیرد انگار ارث پدرش است. حالا گاهی هم بد صدا هستند ولی به هیچکس نمیدهد خوب این ظلم است.
احترام به جوانان در مساجد
رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر در ادامه یادآور شد: بچهها میتوانند مقاله بنویسند و در مسجد بین دو نماز بخوانند، پای بچهها باید به مسجد باز شود، یا کلاسهای جبرانی در مساجد برگزار شود، اینها راههای دعوت است. بچههایی هستند در منطقه در درس عقب میافتند و ضعیف هستند. دانشجوهای آن منطقه در مسجد بیایند یک کلاس برای ریاضی و فیزیک و شیمی بگذارند. یعنی اینهایی که در درس ضعیف هستند، در مسجد ضمن اینکه نماز میخوانند، یک ربع، نیم ساعت هم آن درس را نزد آن شخص بخوانند. احساس کنند مسجد بروند هم نمازشان را اول وقت میخوانند، هم دیگر آخر سال نمرههایشان ضعیف نیست. همدیگر را از نظر علمی کمک کنیم.
تشویقها و امکانات خودمان را برای نماز بگذاریم.
وی ادامه داد: یکوقت آیتالله حائری امام جمعه سابق شیراز، میگفت: ما بررسی کردیم در استهبانات شیراز بیشتر بچهها به مسجد میروند. بررسی کردند دیدند دلیلش این است که مقدار زیادی درخت بادام و توت وقف بچههای مسجد است. گونیهای زیادی از مغز گردو و بادام میآورند، در مسجد میگذارند هر بچهای که نماز میخواند، یک مقدار مغز بادام میخورد. موقوفات صرف این باشد. پیرمردی خدمت امام رفت. گفت: من اموال زیادی دارم، پیر شدم. میخواهم این را خرج شاگرد اولها بکنم. امام فرمود: به اوقاف بدهید. اوقاف سالی یک مرتبه جشن میگیرد، کسانی که در علم درخشیدند، از همان موقوفات یک هدیه به اینها میدهد. وقف بچهها کنیم. وقف نماز بچهها کنیم. اینها راههایی است که هر کدام از این راهها... شاگرد اولها از دست امام جماعت، از دست هیئت امنا یک هدیه دریافت کنند.
قرائتی ادامه داد: خدا رحمت کند عالمی به نام آقای گوهری در قیطریه تهران بود. من زمان شاه مسجدهایی که منبر میرفتم، مسجد ایشان خیلی شلوغ میشد. پرسیدیم دلیل این شلوغی چیست؟ گفتند: ایشان سالی چند خودنویس میخرد و به آن مدرسهای که نزدیک مسجد است میآید، به هر شاگرد اولی یک خودنویس میدهد. شاگرد اول ورزش یا فیزیک و شیمی، هرچه! شاگرد اولها با این آقا رفیق هستند، مسجد میروند، شاگرد اولها که رفتند، باقی بچهها هم میروند. یعنی با ده خودنویس مسجد پر از بچه میشود. ما چه میکنیم؟ ما منار و کاشی میکنیم. برای برفها و بارانها. چون روی منار که بلال نیست. منار بیمؤذن! بلد نیستیم چه کنیم. پول داریم. دین هم داریم. تدبیر نداریم.
وی اضافه کرد: اخیراً یک آیه در قرآن پیدا کردم، میگوید: اینها دین دارند، مشکل عقل دارند. آیه این است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا» تو ایمان داری، باید این رقمی باشی، «إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُون» (آلعمران/118) این «إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُون» را به «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا»ها میگوید. یعنی بعضی دین هم دارند، اما افطاری که میدهند به هم سنهای خودش افطاری میدهد. در حالی که اگر این پول را به آقازاده بدهیم و بگوئیم: امسال افطاری با تو. پولش با من، بچه مدرسهایها را یک شب افطاری دعوت کن. اگر بچه مدرسهایها به خاطر افطاری بیایند، بعد کم کم اینها مذهبی میشوند. حدیث داریم میخواهی به فقیر پول بدهی، خودت نده. به بچهات بده او به فقیر بدهد. یعنی چه؟ یعنی این انفاق به فقرا را به یک نسل دیگر هم منتقل کن. اینها دیگر تدبیر میخواهد.
همکاری فرهنگیان و دانشگاهیان با مساجد
این مفسر قرآن همچنین تصریح کرد: مسجدها باید یک گروه داشته باشند. لازم نیست استخدام هم شوند. اساتید دانشگاه، معلمان، افراد متدین، جوانهایی که وقت اضافه دارند. من به مسجد میآیم، میگویم: من هفتهای دو ساعت وقت اضافه دارم، حتی جاهایی هم که ما آدمهای خوبی داریم از این افراد میتوانیم استفاده کنیم. متأسفانه تدبیری نشده است. یک جوان بیاید بگوید: آقای امام جمعه، آقای پیشنماز، من یک فرهنگی هستم میتوانم هفتهای دو ساعت به شما کمک کنم میگوید: خیل خوب چه روزهایی؟ میگوید: من سهشنبهها، یک ساعت و نیم به غروب هفتهای یک ساعت من وقتم برای شماست، این آقا بیماران منطقه را شناسایی کند، این آقا از طرف پیشنماز مسجد عیادت آن بیمار برود. ممکن است آقایی به خاطر درس و بحثش، منبرش، ممکن است خودش نرسد. بالاخره از طرف بنده تو عیادت ایشان برو. از طرف هیئت امنا برو. این بیمارها احساس کنند یکی از مسجد آمد احوال ایشان را پرسید، ما نماز میخوانیم خانه میرویم. هرکس مُرد مُرد، هرکس زنده شد، زنده شد. یک مقداری باید...
وی ادامه داد: ما خیلی ظرفیت داریم، اینقدر کار میکنیم از پنجشنبهها، از جمعهها، از تعطیلات، این دانشجوها چهار سال که دانشگاه هستند، گول نخورند. شما دو سال دانشجو هستید. چون از چهار سال، دو سالش آتش میگیرد. چرا؟ چون چهار سال هر سالی چهار تابستان دارد، هر تابستان سه ماه تعطیل است. چهار تا سه ماه دوازده ماه. یک سالش تابستان است. پنجاه تا جمعه دارد. پنجاه تا پنجشنبه دارد. جمعهها و پنجشنبهها تعطیل است. عید نوروز هم هجده روز تخمه کدو میشکنیم. شما تعطیلاتش، عاشورا و تاسوعا را کم کن، ببین در چهار سالی که دانشجو هستی چقدر ...ما میتوانیم از تعطیلات استفاده کنیم. الآن روزنامه باطلهها را میخرند، خبر دارید از خرده کاغذها مقوا درست میکنند؟ خبر دارید فاضلاب را برای آب کشاورزی تصفیه میکنند؟ بله. خبر دارید که خردههای شیشه را کارخانه شیشه میدهند؟ بله. خبر دارید خرده نانها را به مرغداری میدهند. بله. پس از خرده نان تخم مرغ درست میکنیم. قراضههای آهن به ذوب آهن میفروشیم. چطور از آهن قراضه و شیشه شکسته، دمپایی پاره، نمد پاره، موکت پاره، روزنامه پاره از همه اسقاطیها استفاده میکنیم؛ از وقتهای اسقاطی استفاده نمیکنیم.
قرائتی همچنین ادامه داد: شبهای زمستان طولانی، در محله یک نفر که بلد است قرآن بخواند به چند نفر که نمیتوانند قرآن بخوانند شبی نیم ساعت آموزش دهد، ببینید یک ماه که گذشت قرآن را یاد میگیریم. کاری ندارد، هر علم دیگر هم همینطور باشد. کشور ما الآن شمال و جنوبش آب است. دریای خزر که الآن این فیلم را نوشهر پر میکنیم... دریای خلیج فارس، کشوری که شمال و جنوبش آب است، بین دو آب زشت نیست شنا بلد نباشیم؟ افسر ما، حجتالاسلام ما، تاجر ما، دانشجوی ما در آب میافتد و مثل آجر پائین میرود. بابا کشوری که شمال و جنوبش آب است، باید شنا بلد باشی. زشت نیست در مملکت بیسواد باشد؟ با این همه اسلامشناس در ایران داریم هنوز وضوها غلط است، نماز غلط است. تحصیلکرده است ولی نمازش غلط است. کاری ندارد نماز هفده کلمه است، آدم پنج دقیقه درست میکند. ما هنوز بنا نداریم با عمرمان جدی برخورد کنیم. عمرمان را شوخی گرفتیم. لذا حدیث داریم روز قیامت از کل عمرت میپرسند و از جوانی خصوصی میپرسند. «عن عمرک» بعد میگوید: «عن شبابک». یعنی حساب کل عمر را به حساب جوانیها میگذارد. حالا من یک بحثی در مورد جوانها دارم، یکوقتی خواهم گفت.
رسیدگی به نیازهای مالی محرومان در مساجد
وی همچنین تصریح کرد: چه کنیم دعوت به نماز کنیم؟ شاگرد اولها اگر از طریق پیشنماز و هیئت امنا تشویق شوند، جوانها هم به مسجد گرایش پیدا میکنند. در صدر اسلام همینطور بوده است. آموزش در مسجد، کمک به فقرا در مسجد، آوارگان در مسجد، مهاجرین، مشورت، بسیج، برای جبههها، همه در مسجد بود. خودتان را مسئول بدانید و نگوئید به ما چه؟ نه راجع به نماز، راجع به نظافت شهر و محیط زیست، یک ماشینی که یک طرفه میآید، خیابان یک طرفه را یک ماشین برعکس میآید، تمام رانندهها احساس مسئولیت میکنند و چراغ میزنند. این دیگر کوفتش میشود و میبیند دیگر ... اما اگر بگویند: به ما چه؟ مملکت پلیس دارد، پلیس او را جریمه کند. نه! پلیس یک کاری میکند. اما اگر همه رانندهها در برابر راننده خلافکار چراغ بزنند، بوق بزنند این حالش گرفته میشود. نهی از منکر برای همه است.
توجه حوزههای علمیه به آموزش روحانیون مساجد
قرائتی با اشاره به اینکه همه احساس کنیم مسئول نماز هستیم، اظهار کرد: یک جاهایی شبانهروزی است. مثل پادگانها، آموزش و پرورش یک جاهایی شبانهروزی دارد. آنجا که شبانهروزی است یک طلبه با سواد و خوش سلیقهای برای طلبهها دوره بگذارد. درسهای حوزه کافی نیست، بخشی درسهای حوزه است، بخشی مهارت است. اخیراً حوزه علمیه به اینجا رسیده است که در کنار درسهای عمومی دورههای مهارت بگذارند. مهارت قرآن گفتن. مهارت قصه گفتن، مهارت روضه خواندن، مهارت احتجاج و استدلال و جدال، مهارت مسئله گفتن، مهارت تحلیل سیاسی، همه مهارت میخواهد. ما باید بدانیم سبک مسجدداری و مدیریت مسجد یک درس است. تمام پیشنمازها باید مدیریت مسجد را دوره ببینند. شوخی نداریم! دوره پیشنمازی، دوره قصهگویی، دوره تفسیرگویی. روز اول چه تفسیری بگوئیم. اگر رفتیم تفسیر گفتیم: بسم الله الرحمن الرحیم. امشب بحث طلاق است. فرد بلند میشود میرود. میگوید: ما هنوز ازدواج نکردیم، شیخ روی منبر در مورد طلاق میگوید. میآید میگوید: بابا ما پنجاه سال است با زنمان زندگی کردیم بحث طلاق نبوده است. این شیخ امشب برای ما طلاق طلاق میکند. آیه طلاق را کجا بگوییم. آیه جنگ و آیه صلح را کجا بگوییم؟ اینها مهارت میخواهد. حوزههای علمیه و دانشگاهها باید غیر از درس خواندن این مهارتها را ببینند. الآن دانشگاه این کار را میکند، حوزه هم این کار را میکند، شروع کردند ولی این باید توسعه پیدا کند.