
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، جوامع مختلف دریافتهاند که تنها با حفظ ارزشها و معیارهای هویتساز خود قادر به ادامه حیات فرهنگی میباشند و در غیر این صورت با هجمههای فرهنگی بیگانگان به تدریج اصالت خود را از دست خواهند داد.
در چند دهه اخیر و بهویژه پس از سکانداری مدرنیسم بر تفکرات جهانی در ابتدای قرن بیستم، شاهد بروز یک دگرگونی هویتی و فرهنگی در بستر جوامع بودهایم و قدرتهای جهانی با هدف مدیریت بر افکار و اندیشههای ملتها، اقدام به ترویج اصول و هنجارهای خود به عنوان فرهنگ غالب و بینالمللی بین جوامع کردند.
این استحاله فرهنگی تا جایی پیش رفت که بسیاری از ملتهای جهان را از هویت تاریخی خود منقطع و در تلاطم این هجمه سنگین غرق نمود.
یکی از این هجمههای فرهنگی یه مفهوم سبک زندگی برمیگردد و در تلاش است با القای مفاهیمی چون مادیگرایی، مصرفگرایی، جدایی از معنویات و ترویج ناهنجارهای اخلاقی، اصالت زندگی فردی و اجتماعی ملتها را از گرفته و آن را به اهداف سلطه طلبانه خود نزدیک سازد.
ایران با تمدنی کهن از جمله کشورهای با ریشههای قوی تاریخی و فرهنگی جهان است که در طول تاریخ خاستگاه بسیاری از اتفاقات مهم بشری بوده است. اما در دهه های اخیر و با توجه به هجمه های سنگین فرهنگی علیه کشورمان، شاهد فاصله گرفتن از معیارهای اصیل تاریخی خود بوده ایم.
آن چه در این مقطع حساس زمانی اهمیت مییابد اتخاذ راهبرد مناسب به منظور جلوگیری از ترویج و پیامدهای این هجمههای فرهنگی از یک سو، و از سوی دیگر معرفی و استقرار یک نظام جامع فرهنگی بومی است.
مفهوم سبک زندگی ایرانی اسلامی به منزله رهیافت میتنی بر اصول و ارزش های ملی و دینی، می تواند چراغ راهی باشد در این آشفتگی و هجمه های فرهنگی. این سبک در ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان دارای راهبرد ویژه ای است. آن چه در این بحث بدان پرداخته خواهد شد، مبحث معماری و شهرسازی ایرانی اسلامی است که منبعث از سبک زندگی یاد شده می باشد.
خانواده از مهمترین مولفه های اصلی شکل دهی به هویت و شخصیت هر فرد است. نمود عینی استقرار این واحد اجتماعی در مسکن متجلی می شود. آن چه در آیات و روایات و متون دینی اسلامی در این حوزه برداشت می شود، حاکی از وجود آرامش، وحدت و حضور معنویت در کالبد سکونتگاهی است. تبیین این اصول می تواند به عنوان حلقه گمشده در رهیافت معماری ایرانی اسلامی تلقی گردد. در ادامه به بررسی بیشتر این رهیافت و مصادیق آن می پردازیم.
مصطفی مومنی
پژوهشگر دکترای شهرسازی