گروه اجتماعی: چهل شب است که حسین(ع) و یارانش عند ربهم یرزقوناند و انسان تا همیشه تاریخ برای ننگ به جا مانده از کشتن سرور آزادگان عالم بر دامن خویش مویه میکند.

کاش میشد در ابتدای این مطلب نوشت؛ گروه عشق و ادامه داد حالا تمام تاریخ، دنیا، آسمان و زمین بوی حسین(ع) میدهد... .
و اکنون چهل روز از آن واقعه عظیم، حقیقتی به بلندای همه تاریخ گذشت، چهل روز گذشت از نبود امامی از جنس شهامت، صبوری بانوی همیشه شکیبای باشکوه؛ چهل روز است که از آن ظهر پرآشوب، پرتشویش، پر از ظلم، پر از نامردمیها، پر از اشک، اندوه، یتیمی و عاشقی میگذرد. چهل روز از پژواک طنین قسم بزرگ «وَلَیَالٍ عَشْرٍ» میگذرد.

قلم یارای کتابت درد دخترکان بیپدر، مادران بی فرزند، زنان بیهمسر، خواهران بی برادر را ندارد، جانی در واژگان نیست و ذهن در توصیف «وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ» ناتوان. چهل روز از لبیک حسین(ع) به دعوت خدا؛ «یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً، فَادْخُلِی فِی عِبَادِی، وَادْخُلِی جَنَّتِی» گذشت.
پس از حسین(ع) خورشید روی برآمدن نداشت... .
یا حسین(ع) دشمنانت مصداق حقیقی «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ» بودند که نور الهی تو را ندیدند و به بیراهه رفتند.
روزهاست که از سپیدی یک شبه گیسوان دختری از تبار رسول کمال(ص)، بلاغت تمام، نجابت اکمل میگذرد. تمام شد؛ همه سربریدنها، گوشواره کشیدنها از گوش دخترکان، صدای چکاچک شمشیرها و شیهه اسبان بی سوار، آوای شیون زنان و فریاد العطش کودکان.
دریایی از شهامت، شجاعت، وفا، عشق، خلوص، بندگی در کربلا جاری است... .
خونهای پاک و حق ریخته در صحرای کربلا جوششی است که هرگز نخواهد ایستاد و روزی مردی از نسل زهرا(س) که از کودکی آمدنش را مشق کردهایم خواهد آمد تا بار دیگر پایههای ستم را سست و نابود کند؛ این حقیقت تا آمدن موعود همچنان باقی خواهد ماند.

روزهاست که از پیوند «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» به آغوش پروردگار میگذرد... روزهایی گذشته از پرواز عاشقانه عباس با دو دست خدا به بهشت برین... روزهاست که دریدن گلوگاه کم سالترین سردار بزرگ حضرت حق به دست جهل همه هستی را بی ارزش مینمایاند.
آری، چهل روز است که از کربلا میگذرد، اما این داغ تازهتر و جوشانتر همچنان دلهای شیعیان را میگدازد و اهرمی است محکم در جان پیروان حقیقی حسین و عباس بن علی(ع) در همه ادیان که ایستادگی برابر ظلم غیرممکن نیست....
«اینک ماییم و سنگها
ماییم و آبها
درختان، کوهساران، جویباران، بیشه زاران
که برخی یزیدی
و گرنه حسینیاند.
خونی که از گلوی تو تراوید
همه چیز و هر چیز را در کائنات، به دو پاره کرد!
در رنگ!
اینک هر چیز ، یا سرخ است
یا حسینی نیست!»

و اینک اماننامه همه ما به دست توست... .
سیما محسنی/ شعبه خوزستان