
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، یک تکه گوشت کوچک است، اما امان از وقتی که نسنجیده به حرکت درآید؛ چهها که نمیگوید! نگاهش که میکنی، میبینی ادعا خیلی دارد؛ اما حریف این تکه گوشت نمیشود و چه درندهای است این تکه گوشت کوچک در دهان که وقتی رها شود، از هجومش در امان نخواهی بود!
خوب که بنگری، میبینی اگر حرف نزده باشی، کلام و سخن و در اصل، این تکه گوشت در اختیار توست؛ گویی گروگان توست. اما وقتی لب به سخن میگشایی و زبان را رها میکنی تا در کام بچرخد ... آنگاه تو در گرو آن هستی. ضربالمثل قدیمیها را یادت هست: «حرف نگفته را همیشه میتوان گفت». پس: مزن بیتأمل به گفتار، دم نکو گو، اگر دیرگویی چه غم؟
مراقب زبانت باش که اگر بیدقتی کنی، گاهی زبانت، حرفهای درونی و اسرار پنهانیات را فاش میکند و گاه با همین زبان، از زبان شیطان سخن میگویی و سخنگوی او میشوی که «شیطان تو را به عنوان مرکب سواری خویش قرار میدهد و به مزدوری خود میگیرد و از زبان تو، حرف خود را به دیگران میرساند».
مگر نه اینکه سخن گفتن جزء عمل است و دربارهاش بازخواست خواهی شد و مگر نه اینکه اگر بیشتر سخن گویی، خطایت هم بیشتر خواهد شد! پس، کمتر سخن گوی که کم حرفی نشانه خردمندی است.
وقتی طلا و نقره یا درّی گرانبها داری، میکوشی تا خوب نگهداریاش کنی و از گزند آفات محفوظش داری، اما برای زبانت چه کردهای؟ چقدر کوشیدهای تا بیهوده لب به سخن نگشایی و سخن بیجا نگویی که نکند با سخنی نعمتی سلب شود یا کیفری فراهم آید؟...
اندیشه کردن که «چه بگویم؟»، به از پشیمان شدن که «چرا گفتم؟»
و این زبان ... شگفتا از کارش که اگر مهار نشود و لجام گسیخته باشد، چه گناهان که نمیکند، چه آبروها که نمیریزد، چه دوستیها که به دشمنی بدل نمیشود، چه پشیمانیها که پیش نمیآید، چه دلها را که نمیشکند و چه اسراری را که فاش نمیکند... و به راستی اندیشه کردن که «چه بگویم؟»، به از پشیمان شدن که «چرا گفتم؟»
گناهان زبان 70 گناه است که در اینجا فقط به برخی از آن اشاره میشود.
اهانت و تحقیر: از بزرگترین گناهان در اسلام اهانت کردن به دیگران است و شخص اهانت کننده خود ذلیل و خوار است و در حدیث آمده: هیچ مؤمن فقیری را تحقیر نکنید به درستی که هر کس مؤمن تهیدستی را تحقیر نموده و کوچکش کند خدا او را تحقیر میکند و همواره مورد خشم و غضب قرار خواهد داد تا از تحقیر کردن بیرون رود یا توبه کند (بحارالانوار 75/146)
فخر فروشی: از دیگر گناهان که متأسفانه در جامعه رواج بسیار پیدا کرده فخر فروشی است انسانهایی که به خود میبالند و در حقیقت حقیر و پست هستند.
تهدید کردن: دیگران دور از شأن انسان است و انسان حق ندارد شخص مؤمن را تهدیدهای ناروا کند و تهدید میتواند به هر صورتی باشد تهدید زبانی و یا عملی. پیامبر(ص) فرمودند: هر کس با نظری به مؤمنی نظر کند تا او را بترساند خداوند او را خواهد ترساند در روزی که هیچ سایهای جز سایه خداوند در بین نخواهد بود
رسوا کردن گناه: گناهی بس بزرگ است و اگر انسان گناهی دارد باید آن را با خدای خویش در میان بگذارد و با او سخن بگوید.
عدم حفظ رازهای شخصی: انسان باید رازهای خود را برای خود نگه دارد و آن را نزد کسی بازگو نکند در احادیث آمده است سرّ تو تا زمانی که گشوده نشده سبب سرور است و هنگامی که گشوده شد باعث اندوه میشود.(عزرالحکم /436(
عیبجویی: از دیگر گناهان کبیره عیب جویی کردن از دیگران است انسانهایی که مکرر از دیگران عیب جویی میکنند موفق نمیشوند و حرمتی برای خود نگهداری نمیکنند. از امام صادق(ع) نقل شده هر کس مؤمنی را سرزنش به گناهان کند خداوند او را هم در دنیا و هم در آخرت چنین خواهد کرد (اصول کافی 2/356(
چاپلوسی: متاسفانه در دنیای امروز انسانهای بسیاری دچار تملق و دروغگویی شدهاند و دروغ میگوید تا مقام ثروت و یا موقعیت بهتری پیدا کنند.در اسلام چاپلوسی جز اخلاق اهل ایمان نیست و بسیار مذموم است.
وعده دادن دروغ: انسانها را به یکدیگر بیاعتماد میکند و نظام اخلاقی اجتماع را از بین میبرد وعده دروغ خشم خداوند را بر می انگیزد حضرت علی(ع) در نامهای به مالک اشتر فرمود: بپرهیز از تخلف از وعدهای که به مردم دادهای....
سخن گفتن در مورد چیزی که نمیدانیم: اگر کسی چیزی را نمیداند نباید آن را اظهار کند و باید سخنی بگوید که آن را میداند و از عهده پاسخ دادن بر میآید. پس آنچه را که نمیدانید نگویید زیرا بیشترین حق با آنهاست که شما را انکار میکنید(نهج البلاغه نامه31)
شوخیهای بیجا: شوخی اگر برای شادی و لذت باشد خوب است اما اگر نابهجا باشد مورد قبول نیست و اسلام آن را نکوهش میکند و افراط شوخی باعث دشمنی و بدبختی است. افراط نمودن در شوخی سبب جدایی انسان ها از همدیگر است(جامع السعادات30013)
و در پایان؛ ندانی که سخن عین صواب است، مگوی...