
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، گناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که بر خلاف فرمان خداوند باشد گناه است؛ در واقع گناه عملی است که با اراده و رضایت الهی در تضاد بوده، با ایجاد نوعی تاریکی معنوی در نفس انسان، آدمى را از خدای متعال که نور آسمانها و زمین است، دور مىسازد و موجب بازماندن وى از کمال و قرب به خدا مىگردد.
تعیین اینکه چه چیزی گناه است و چه چیزی ثواب از طریق کتاب و سنت مقدور است، زیرا در بسیاری از موارد، گناه بودن عملی قابل تشخیص عقلانی نیست و خدای متعال است که این موارد را به اقتضای علم و حکمت مطلق خود، از طریق وحی و دین، برای بشر بیان نموده است؛ با این حال عالمان اسلامی گناهان را بر دو گونه گناهان کبیره(بزرگ) و گناهان صغیره(کوچک) تقسیم کردهاند.
سرچشمه تقسیم گناهان به صغیره و کبیره در حقیقت آیات قرآن مجید است؛ خداوند در آیه 31 سوره نساء میفرماید «اِنْ تَجْتَنِبُوا کَباِئَر ماتُنْهَؤنَ عَنْهُ نُکَفرِّعَنْکُمْ سَیئاتِکُم؛ اگر از گناهان کبیره بپرهیزید، از گناهان کوچک شما در میگذریم».
بر اساس تعالیم دینی اسلام، کسی که گناه کبیره از او سر زند و توبه ننماید فاسق است و نمیشود در نماز به او اقتداء کرد و شهادتش پذیرفته نیست و پس از مرگ مستحق عقوبت الهی است، مگر اینکه فضل الهی شامل حالش شود که از آن جمله شفاعت پیامبر اسلام(ع) و آل پیامبر است؛ پیامبر(ص) درباره شفاعت فرمود «شفاعتم را برای صاحبان گناهان کبیره از امتم ذخیره کردهام. شفاعت من برای صاحبان گناهان کبیره از امتم میباشد، اما نیکوکاران، یعنی ترککنندگان کبائر، برایشان راه مواخذه نیست».
اکنون باید دید که میزان کوچک و بزرگ بودن گناه چیست؟ در نظر علمای دینی هر گناه(کبیره یا صغیره) از آنجا که مخالفت با فرمان خداوند است به خودی خود گناهی بزرگ است. مقیاس کوچک و بزرگ بودن گناه این نیست که آن را نسبت به ساحت مقدس خداوند بسنجیم، زیرا بر اساس این سنجش همه گناهان، کبیره هستند، اما معروفترین راه شناسایی گناهان در میان دانشمندان این است که هر گناهی که در برابر ارتکاب آن وعده عذاب در قرآن و روایات داده شده است، آن گناه کبیره است.
برخی دانشمندان نیز قید دیگری افزودهاند و میگویند گناه کبیره، گناهی است که برای ارتکاب آن وعده عذاب داده شود و یا لااقل اکیدا از آن نهی شده باشد، چه بسا گناهانی که در قرآن در برابر ارتکاب آن وعده عذاب داده نشده، اما به طور اکید و یا با نهیهای مکرر از ارتکاب آن پرهیز داده شده است؛ بنابراین بزرگ و کوچک بودن گناهان، نسبی نیست، بلکه هر یک مرزی جداگانه دارد و یک گناه هرگز نمیتواند صغیره و کبیره باشد، زیرا اگر در برابر ارتکاب گناه وعده عذاب داده شده باشد و یا از آن نهی اکید شده باشد، گناه کبیره و در غیر این صورت صغیره است.
علمای اسلام گناهان کبیره را 7 و برخی 10 و برخی 20 و برخی 40 و برخی بیشتر ذکر کردهاند، از جمله:
1) شرک ورزیدن به خداوند متعال(إِنَّ اللّهَ لاَ یَغْفِرُ أَن یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَن یَشَاءُ وَمَن یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا؛ آیه 48 سوره نساء)
2) یأس و نومیدی(یَا بَنِیَّ اذْهَبُواْ فَتَحَسَّسُواْ مِن یُوسُفَ وَأَخِیهِ وَلاَ تَیْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللّهِ...؛ آیه 87 سوره یوسف)
3) عاق پدر و مادر شدن(وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا؛ آیه 32 سوره مریم)
4) قتل نفس(وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا؛ آیه 93 سوره نساء)
5) تهمت زنا زدن به زنان شوهردار
6)خوردن مال یتیم(إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛ آیه 10 سوره نساء)
7) فرار از حمله در جنگ(وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَى...؛ آیه 16 سوره انفال)
8) خوردن ربا(الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبَا لاَ یَقُومُونَ إِلاَّ کَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ...؛ آیه 275 سوره بقره)
9) سحر(وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیْمَانَ...؛ آیه 102 سوره بقره)
10) زنا(وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ...؛ آیه 68 سوره فرقان)
11) قسم دروغ(إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُوْلَئِکَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَةِ...؛ آیه 77 سوره آل عمران)
12) خیانت(وَمَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَن یَغُلَّ وَمَن یَغْلُلْ یَأْتِ بِمَا غَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ؛ آیه 161 سوره آل عمران)
13) ندادن زکات(یَوْمَ یُحْمَى عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا کَنَزْتُمْ لأَنفُسِکُمْ فَذُوقُواْ مَا کُنتُمْ تَکْنِزُونَ؛ آیه 35 سوره توبه)
14) شهادت باطل و کتمان شهادت(وَإِن کُنتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُواْ کَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُم بَعْضًا...؛ آیه 283 سوره بقره)
15) شرب خمر
16) ترک نماز
17) پیمانشکنی
18) قطع رحم(الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ...؛ آیه 27 سوره بقره)
19) سخن باطل(ذَلِکَ وَمَن یُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَکُمُ الْأَنْعَامُ...؛ آیه 30 سوره حج)
20) جسارت بر خدا(أَفَأَمِنُواْ مَکْرَ اللّهِ فَلاَ یَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ؛ آیه 99 سوره اعراف)
21) کفران نعمت(وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛ آیه 7 سوره ابراهیم)
22) کمفروشی(وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ؛ آیه 1 سوره مطففین)
23) لواط و همجنسگرائی(الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ...؛ آیه 32 سوره نجم)
24) بدعت
و...
همچنین نومیدی از رحمت خدا، ایمنی از مکر الهی، سرقت، بیش از ثلث وصیت کردن، قماربازی، خوردن گوشت مردار و خوک و خون و میت، کمک به ظالم، اعتماد به ظالم، حبس حقوق مردم، دروغ، تکبر، اسراف، غیبت، سخنچینی، سرگرمی به لهو و لعب و اصرار بر گناهان کوچک از دیگر گناهان کبیره است.
چند توصیه
عامل اصلی بدبختی آدمی گناه است و انسان اگر میخواهد از گناه دوری کند و از این سم مهلک نجات یابد، باید به رعایت نکاتی بپردازد؛ از جمله:
تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن، توجه کامل به اینکه خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است و حتی بر خطورات قلبی ما(در دل میگذرد) احاطه دارد و از آنها هم با خبر است، تفکر در عواقب زیانبار گناه، مقایسه بین بهشت و جهنم باور کردن اینکه شیطان و نفس اماره، دشمن انسانند، عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید، زیاد سبحانالله گفتن که باعث میشود شیطان از انسان دور شود، زیرا وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمیکند.
امام صادق(ع) فرمود «شیطان گفته است: پنج کس مرا بیچاره ساخته و راه به آنها ندارم و بقیه مردم در اختیار منند: کسی که با نیت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکل کند، کسی که در شبانهروز زیاد تسبیح گوید، کسی که هر چه برای خود میپسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد، کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند و کسی که به آنچه خدا قسمتش کرده است راضی باشد.
هیچ گناهی را کوچک نشماریم، در ابتدای روز، با خدای متعال شرط کنیم که گناه نکنیم و در طول روز، مراقب اعمال و رفتار خود باشیم و در پایان روز، از خویش حساب بکشیم، اگر از عملکرد خویش راضی بودیم، خدای را شکر گوییم و در صورتی که راضی نبودیم، بر خویش سخت بگیریم، بدانیم که همواره در محضر خدای بزرگ هستیم و او بر وجود ما اشراف دارد و از ظاهر و باطن ما آگاه است، از خداوند با دعا و نیایش استعانت و استمداد بجوییم، اعمال و عادات نیکو را جایگزین رفتار ناپسند نماییم و مطالعه پیرامون زندگی پارسایان و زاهدان و مطالعه کتابهای اخلاقی را فراموش نکنیم.