کد خبر: 2687460
تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۳ - ۰۷:۵۰

صابر راه حق و رئیس مذهب عشق؛ قدومت گلباران

گروه اندیشه: پرتو رنگارنگ خورشید اندک اندک بر فراز آسمان مدینه تابیدن می‏‌گرفت تا زمین نظاره‌گر طلوع دوباره مهر باشد، تا اینکه هفدهم ربیع‌الاول ششمین حجت خدا چشم بر جهان گشود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در هفدهم ربیع الاول، فرشتگان عرش در انتظارند تا سرزمین مدینه از درخشش ششمین آفتاب امامت منور شود. در خانه امام محمد باقر(ع) چشمه چشم‏‌های منتظر می‏‌جوشد تا از دیدن رخسار کودکی یوسف‏‌جمال، زلال شود، عاقبت انتظار به‌پایان می‏‌رسد ششمین حجت خدا چشم بر جهان می‌‏گشاید.

برای رسیدن به حضرت دوست. حدیث زیبایش هنوز در صحیفه روزگار می‏‌درخشد که فرمود: «ما برگزیدگان خدا راه روشن به سوی خدا و صراط مستقیم هستیم» آری خاندان نبوت چراغ‏‌های هدایت انسان‏‌هایی هستند که به‌دنبال سرزمین نور و روشنایی‏‌اند.

پرتو رنگارنگ خورشید اندک اندک بر فراز آسمان مدینه تابیدن می‏‌گرفت تا زمین نظاره‌گر طلوع دوباره مهر باشد.

زلال اشک، چونان شبنم سحرگاهی بر چشمان خسته مادر نشست مولودی از بطن عشق و طهارت زاده شد تا متن دین را بگستراند و او صادق آل محمد بود و بنیانگذار نهضتی بزرگ؛ او چشمه‌سار فضل و دانش‏، محل فیض چهار هزار درخت طوبی بود و آبشار عظیم عطوفتش، بنیان‌کن هر چه سنگ خاراست.

مولای عطوفی آمده است که در تاریکی شبانه کوچه‏‌های مدینه به رسم علی(ع) انبان نان فقیران بنی‏‌ساعده را بر دوش می‏‌گرفت. زبانش از ذکر خدا لبریز بود و بیش‏تر روزهایش به روزه سپری شد. پینه دستانش آشنای دیرینه بستان‏‌های مدینه بود.

آری! صادق آل محمد (ص) آمده است؛ صابر راه حق و رئیس مذهب عشق، قدومش گلباران!

پیشواى ششم شیعیان، حضرت ابوعبدالله جعفر بن‌محمد صادق (ع)در سپیده دم روز دوشنبه 17 ربیع‌‏الاول سال‏83 ق در مدینة الرسول از دامان پاک ام فروه بانوى بزرگ از خاندانى شرافتمند، دختر قاسم بن‌‏محمد بن‏‌ابی‌بکر از فقهاى هفتگانه مدینه پا به عرصه وجود نهاد.

آراستگى ظاهر

بسیار با ابهت‏‌ بود. چندان‌که چون دانشمندان زمانش به قصد پیروزى بر او براى مناظره‏‌هاى علمى به دیدارش می‌رفتند، با دیدن او زبانشان بند می‌آمد. همواره با وقار و متین راه می‌رفت‏ و به هنگام راه رفتن عصا در دست می‌گرفت. ظاهرش همیشه مرتب و لباسش اندازه بود. به وضع ظاهر خود بسیار اهمیت مى‌داد. موهاى ‏سر و صورتش را هر روز شانه می‌‏زد. عطر به کار مى‌برد و گل‏ می‌بوئید. انگشترى نقره با نگین عقیق در دست مى‏‌کرد. هنگام نشستن گاه چهار زانو مى‏‌نشست و گاه‏ پاى راست را بر ران چپ مى‏‌نهاد. در اتاقش نزدیک در و رو به‏ قبله مى‌نشست. لباسهایش را خود تا مى‌کرد. گاه بر تخت مى‏‌خوابید و گاه بر زمین. چون از حمام بیرون مى‏‌آمد لباس تازه و پاکیزه ‏م‌‏پوشید و عمامه مى‌گذاشت.

لباس پوشیدن

در لباس پوشیدن هم ظاهر را حفظ مى‌‏کرد و هم توانایى مالى را و مى‏‌فرمود: «بهترین لباس در هر زمان، لباس معمول مردم همان‏ زمان است.» هم لباس نو مى‏‌پوشید و هم لباس وصله‏‌دار. هم لباس‏ گران‌قیمت مى‏‌پوشید و هم لباس کم‌بها و مى‏‌فرمود: «اگر کهنه ‏نباشد، نو هم نیست.» لباس کم بها و زبر را زیر و لباس نرم و گران‌قیمت را روى آن مى‏پوشید و چون «سفیان ثورى‏» زاهد به وى ‏اعتراض کرد که «پدرت على(ع) لباسى چنین و گرانبها نمى‌‏پوشید» فرمود: «زمان على(ع) زمان فقر و ندارى بود و اکنون همه چیز فراوان است. پوشیدن آن لباس در این زمان لباس‏ شهرت است و حرام خداوند زیبا است و زیبایى را دوست دارد و چون ‏به بنده‏‌اش نعمتى مى‏‌دهد، دوست دارد بنده‏‌اش آن را آشکار کند.

سپس آستین را بالا زد و لباس زیر را که زبر و خشن بود، نشان ‏داد و فرمود: «لباس زبر و خشن را براى خدا پوشیده‏‌ام و لباس‏ روئین را که نو و گرانبها است ‏براى شما.»

عبادت

امام صادق(ع) از اعاظم عباد و اکابر زهاد بود. از سه حال خارج‏ نبود: یا روزه داشت، یا نماز مى‏‌خواند و یا ذکر مى‏‌گفت. چون ‏روزه مى‏‌گرفت ‏بوى خوش به کار مى‏‌برد و بعد از ماه رمضان بى‏‌درنگ ‏زکات فطره روزه خود، خانواده و خدمتکارانش را مى‏‌پرداخت.

شب‌هاى قدر را اگرچه مریض بود تا صبح در مسجد به نیایش و عبادت مى‏‌گذراند. چون نیمه شب براى خواندن نماز شب برمى‏‌خاست ‏با صداى بلند ذکر مى‏‌گفت و دعا مى‏‌خواند تا اهل خانه بشنوند و هرکس بخواهد براى عبادت برخیزد. هنگامى که مأموران حکومت ‏براى دستگیرى وى شبانه از دیوار منزلش وارد مى‏‌شدند، او را درحال راز و نیاز با تواناى بى‏‌همتا یافتند.

وسعت دانشگاه امام صادق(ع)

امام صادق(ع) با تمام جریان‌های فکری و عقیدتی آن روز برخورد کرد و موضع اسلام و تشیع را در برابر آنها روشن ساخته برتری بینش اسلام را ثابت نمود.

شاگردان دانشگاه امام صادق(ع) منحصر به شیعیان نبود بلکه از پیروان سنت و جماعت نیز از مکتب آن حضرت برخوردار می‏‌شدند. پیشوایان مشهور اهل سنت، بلاواسطه یا با واسطه، شاگرد امام بوده‏‌اند.

در رأس این پیشوایان، «ابوحنیفه» قرار دارد که دو سال شاگرد امام بوده است. او این دو سال را پایه علوم و دانش خود معرفی می‏‌کند، شاگردان امام از نقاط مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و امثال این‌ها و نیز از قبائل گوناگون مانند: بنی اسد، مخارق، طی، سلیم، غطفان، ازد، خزاعه، خثعم، مخزوم، بنی‌ضبه، قریش به‌ویژه بنی حارث بن عبدالمطلب و بنی الحسن بودند که به مکتب ان حضرت می‏‌پیوستند.

گاهی امام دانشمندانی را که برای بحث و مناظره مراجعه می‏‌کردند، راهنمایی می‏‌کرد تا با یکی از شاگردان که در آن رشته تخصص داشت، مناظره کنند.

سؤالی که در زمان امامت امام صادق(ع) در ذهن بسیاری از مردم طرح شد، این بود که برای فهم و دریافت احادیث معتبر و نیز تفسیر قرآن چگونه باید عمل کرد؟، آمادگی مردم از یکسو و شرایط به وجود آمده ناشی از تزلزل دستگاه حکومتی و انتقال قدرت از امویان به عباسیان موجب شد تا امام صادق(ع) با بهره‌گیری از همه امکانات، ضمن پاسخ به این پرسش‌ها، ابهامات و شبهات، به ترویج تعالیم اسلام ناب محمدی(ص) بپردازند.

امام صادق(ع) در این زمان برای پاسخ دادن به نیاز مردم، نهضتی دانش محور را پایه‌ریزی کرد و با دایر کردن کلاس‌های درس جدید و همچنین تقویت کلاس‌های قبلی، بنیانگذار مکتب فقه تشیع شد.

تلاش امام منجر به شکل‌گیری اندیشه‌ای شد که نه تنها توانست شاگردان بسیاری را در همه زمینه‌ها تربیت کند، بلکه موجب بیمه شدن و احیای اسلام ناب و پالایش تفکرات اسلامی در طول سالیان دراز شد.

captcha