
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، همواره از قرآن کریم با عنوان کتاب هدایت یاد شده است. واژه «هدایت» از ریشه «هدأ» و در لغتنامه دهخدا با کلماتی همچون رهبری، راهنمایی، ارشاد، رهنمونی، نمایش راه راست و راهنمایی و دلالت و نجات از گمراهی معنا شده است.
در تفسیرآیه 50 سوره طه «قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»؛ در تفسیر نمونه آیتالله مکارم شیرازی آمده است: «در این سخن کوتاه، موسى اشاره به دو اصل اساسى از آفرینش و هستى مىکند که هر یک دلیل مستقل و روشنى براى شناسائى پروردگار است:
نخست اینکه خداوند به هر موجودى آنچه نیاز داشته بخشیده است، اگر ما اندکى در باره گیاهان و جاندارانى که در هر منطقهاى زندگى مىکنند، اعم از پرندگان، حیوانات دریائى، حشرات، خزندگان دقت کنیم خواهیم دید که هر کدام هماهنگى کامل با محیط خود دارند و آنچه مورد نیازشان است در اختیارشان مىباشد.
مساله دوم: مساله هدایت و رهبرى موجودات است که قرآن آن را با کلمه «ثم» در درجه بعد از تامین نیازمندیها قرار داده است. ممکن است کسى یا چیزى وسائل حیاتى را در اختیار داشته باشد اما طرز استفاده از آن را نداند، مهم آنست که به طرز کاربرد آنها آشنا باشد و این همان چیزى است که ما در موجودات مختلف به خوبى مىبینیم که چگونه هر کدام از آنها نیروهایشان را دقیقا در مسیر ادامه حیاتشان به کار مىگیرند.
انسانها نیز داراى این هدایت تکوینى هستند، ولى از آنجا که انسان موجودى است داراى عقل و شعور، خداوند هدایت تکوینیش را با هدایت تشریعى او به وسیله پیامبران همراه و همگام کرده است که اگر از آن مسیر منحرف نشود مسلما به مقصد خواهد رسید. به تعبیر دیگر انسان به خاطر داشتن عقل و اختیار، وظائف و مسئولیتها و به دنبال آن برنامههاى تکاملى دارد که حیوانات ندارند و به همین دلیل علاوه بر هدایتهاى تکوینى نیاز به هدایت تشریعى نیز دارد.
در این آیه موسى(ع) میخواهد به فرعون بفهماند که این عالم هستى نه منحصر به تو است و نه منحصر به سرزمین مصر است، نه مخصوص امروز است و نه گذشته، این عالم پهناور گذشته و آیندهاى دارد که نه من در آن بودهام و نه تو و دو مساله اساسى در این عالم چشمگیر است ، تامین نیازمندیها و سپس به کار گرفتن نیروها و امکانات در مسیر پیشرفت موجودات ، اینها به خوبى مى تواند تو را به پروردگار ما آشنا سازد و هر چه بیشتر در این زمینه بیندیشى دلائل بیشترى از عظمت و قدرت او خواهى یافت».
هدایت انسانها در وجه عام آن امری است که خداوند با رحمانیت خود آن را به همه انسانها ارزانی داشته اما هدایتی عمیق و گسترده به خواست و ظرفیت وجودی انسان بازمیگردد. همانگونه که خداوند متعال انسانها را در انتخاب دین مختار گذاشته، مسئله هدایت نیز از این امر جدا نیست. انسان در انجام دادن کارهای خود دارای اختیار است و آموزههای قرآنی نیز این واقعیت را ثابت میکند. آیه 26سوه بقره در تایید این مطلب آورده میشود؛ «إِنَّ اللَّهَ لاَ یَسْتَحْیِی أَن یَضْرِبَ مَثَلًا مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیرًا وَیَهْدِی بِهِ کَثِیرًا وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِینَ؛ خداى را از اینکه به پشهاى یا فروتر [یا فراتر] از آن مثل زند شرم نیاید پس کسانى که ایمان آوردهاند مىدانند که آن [مثل] از جانب پروردگارشان بجاست ولى کسانى که به کفر گراییدهاند مىگویند خدا از این مثل چه قصد داشته است [خدا] بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مىکند و[لى] جز نافرمانان را با آن گمراه نمىکند».
همچنین در آیه دیگری از قرآن کریم؛ «وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ، فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ، وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ، فَکُّ رَقَبَةٍ، أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ، یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ، أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ، ثُمَّ کَانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ، أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَةِ؛ و هر دو راه [خیر و شر] را بدو نمودیم، و[لى] نخواست از گردنه [عاقبتنگرى] بالا رود، و تو چه دانى که آن گردنه [سخت] چیست، بندهاى را آزادکردن، یا در روز گرسنگى طعام دادن، به یتیمى خویشاوند، یا بینوایى خاکنشین، علاوه بر این از زمره کسانى باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کردهاند، اینانند خجستگان»(آیات 10 تا 18 سوره بلد).
خداوند متعال همه شیوههای رستگاری را به روشنی و دقت در آیات قرآن کریم بیان فرموده تا آدمی با پیروی از آنها در دنیا و آخرت به این امر مهم دست یابد. هدایت در ابتدا به خواست انسان بازمیگردد و رهگذر آن در کلام الهی آمده است که هدایت هر انسان با دستگیری از دیگر انسانها ممکن میشود.