
خانواده در فرهنگ اسلامی ایرانی جایگاه والا و مهمی دارد، بهعنوان سنگ بنای جامعه همانطور که میتواند با تربیت صحیح و پشتیبانی و حمایت از اعضای خود در تمامی مسائل بهویژه آنجا که اعضای آن دچار اشتباه و یا مشکل میشوند، از بروز بسیاری از آسیبها در سطح کلان جامعه جلوگیری کند، میتواند با طرد اعضای خود و تربیتهای نادرست به آسیبهای اجتماع دامن بزند.
خانواده بهعنوان محور جامعه زمانی میتواند نقش خود را درست ایفا کند که با وجود بسیاری از مسائل و مشکلات اعضای آن در کنار یکدیگر باشند و حمایت خود را از یکدیگر به خوبی نشان دهند در این خانواده نقش پدر و مادر و اعضای بزرگتر بسیار مهم است چرا که این افراد تجربه و تدبیر بیشتری دارند.
البته قابل ذکر است که هیچگاه اعضای خانواده شخصیتهای سیاه و یا سفید نیستند؛ هر یک از آنها دچار اشتباهاتی میشوند اما مهمتر از این موضوع، جبران خطاها و پذیرش آن است.
گاهی مشکلاتی که در خانوادهها مشاهده میشود که نشان میدهد که بزرگترها در برخی مواقع درست عمل نکردهاند، بسیاری از قطعرَحِمها و قهرهای و اختلافات خانوادگی اگر با تدبیر و تجربه یک بزرگ خانواده پیگیری شود بسیاری از آنها ختم به خیر خواهد شد.
میتوان گفت نقش حمایتی خانوادهها را همان صله ارحام دین نامید که به آن توصیه فراوان شده است؛ همان آگاه بودن و پشتیبانی از یکدیگر در تمامی شرایط است و این حاصل نمیشود مگر با مهربانیها و ارتباطهای درست و صحیح و تدبیر و تجربه.
امروزه دور شدن از معارف دینی و درگیر شدن انسانها با بسیاری از مسائل روزمره آنان را از یکدیگر دور نموده و سبب بروز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و خانوادگی شده است که نیاز دارد تا ما با رجوع به معارف آسمانی دینمان یکبار دیگر مهربانی، صمیمیت و رفع گرفتاری و مشکلات را درکنار یکدیگر تجربه کنیم. چرا که مشکلات هر چند سخت و دشوار باشند اما هنگامی که انسانها در کنار یکدیگر باشند و همدردی و همدلی کنند و گرهی را باز کنند دلمان قرص خواهد بود و مشکل برایمان آسان خواهد شد.
معصومه شهابی/ خراسان جنوبی