
به گزارش کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، برنامه درسهایی از قرآن امروز، پنجشنبه، 30 بهمنماه با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین محسن قرائتی با موضوع تربیت کامل در پرتو نماز و با عناوین نگاه به نماز از بعد تربیت، نقش نماز در مسئولیت پذیری، نماز، داروی غفلتها، نماز، عامل رستگاری در دنیا و آخرت، تکرار، لازمه تربیت، نقش نماز در سلامت اقتصاد، نقش نماز و مسجد در دفاع از کشور و توجه به خانواده در نماز برگزار شد.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور با بیان اینکه موضوع بحث راجع به تربیت است، گفت: یاد شهید رجایی و باهنر را گرامی میداریم، روز هشت اسفند را روز تربیت گذاشتند. امور تربیتیها برنامه ویژهای دارند. به پرونده سی و چند ساله خودم در تلویزیون نگاه کردم، دیدم 25 سال پیش راجع به تعلیم و تربیت و نماز صحبت کردم. در این 25 سال هم آدمها عوض شدند، هم حرفهای جدید گیر من آمده است. فکر کردم یک برنامهای داشته باشم که اصلاً تربیت کامل در سایه نماز است. لذا در این جلسه میخواهم این موضوع را بررسی کنم.
نگاه به نماز از بعد تربیت
وی با اشاره به فصول متعدد تربیت گفت: هم تربیت فکری و اعتقادی و هم تربیت اقتصادی و تنظیم بازار و هم تربیت خانوادگی و هم تربیت فردی و هم تربیت سیاسی، هم تربیت اجتماعی و هم تربیت اقتصادی و هم تربیت حقوقی و انواع تربیت در سایه نماز است، یعنی یک نگاه به نماز به قصد تربیت. بنده نیز همین طور هستم. مثلاً یکبار همه قرآن را به قصد تبلیغ میبینم و کتابی مینویسم به اسم قرآن و تبلیغ. یکبار به قرآن به قصد حقوق نگاه میکنم و کتابی به عنوان سیمای حقوق در قرآن مینگارم و یک مرتبه نیز به قصد آیات سیاسی. دستمال کاغذی را درمیآورید و با این دستمال ساعت را پاک میکنید. با اینکه نگاهت به ساعتت میافتد و ساعتت را پاک میکنی، اما اگر گفتند: ساعت چند است؟ دستمال را برمیداری و یک نگاه دیگر میکنی. نگاه دوم میفهمی چه ساعتی است؟ اگر از جگر فروش بپرسیم مویرگ چیست و رگ مو چیست؟ میگوید: نمیدانم من جگر را میخواهم به سیخ بکشم، بفروشم. در فکر شناخت مویرگ نبودم. یعنی هروقت خواستیم چیزی را بفهمیم باید با عنایت ببینیم. من چند هزار ساعت با کم و زیاد در ماشین نشستم. اما چون به قصد رانندگی نبوده هنوز رانندگی یاد نگرفتم. اگر ده، بیست ساعت دل داده بودم، به قصد تعلیم بود اکنون راننده شده بودم.
نقش نماز در مسئولیتپذیری
مفسر قرآن کریم افزود: یک مرتبه به امور تربیتی نگاه کنیم، آیا مسئله تربیتی هم هست که در نماز درجه اعلی آن نباشد؟ پس موضوع بحث ما تربیت کامل در سایه نماز کامل. اول تربیت فکری و اعتقادی است. ما میخواهیم به بچهها و به مسلمان بگوییم: انسان نباید بیغیرت و لاابالی باشد. انسان مسئول و متعهد است. میخواهیم این را به بچهها را متوجه کنیم مسئله فکری است. وقتی میتوانیم بگوییم تو مسول هستی که سائلی باشد. مسؤول اسم مفعول است. هر مسؤولی یک سائلی دارد. پس باید یک کسی از من سؤال کند، یک حساب و کتابی باشد تا مسئول شوم. شما اگر وارد خانهای شدی، گفتند این خانه نه صاحب دارد نه حساب. هر کاری بخواهی میکنی. چون خانه بیحساب و صاحب هرچه بهره نبریم از جیبمان رفته است. وقتی میتوانیم بگوییم مواظب باش که بدانیم فیلمبرداری میکند، صاحبخانه به اصطلاح مچت را میگیرد. حساب و کتاب است، اگر این خانه صاحب و حساب داشت، میتوانیم بگوییم: آدم حسابی باش. اما خانهای که نه صاحب دارد و نه حساب، به چه دلیل من مسؤول هستم؟ مسئول نیستم.
وی گفت: کره زمین از کرات دیگر جدا شد و در فضا تاب خورد و پوستش سرد شد و مغزش هم هنوز داغ است و به مرور ایام پستی و بلندی و راه خدایی... اگر کسی گفت: خدایی نیست، بعد هم که میمیریم هیچ میشویم، قیامتی نیست. اگر خانه نه خدا دارد و نه قیامت، نه صاحب دارد و نه حساب، به چه دلیل شما مسئول هستی؟ انسان مسئولیت ندارد. یک مشت آدم تصادفی دور هم جمع شدند. مثل سنگهای رودخانه! سیل آمد سنگها را به رودخانه آورد. بعد هم آب تهنشین شد، سنگها وسط رودخانه ماند. این سنگهای رودخانه حساب و کتاب نبوده که همین طور سیلی آمده اینها را برده است. نمیتوانیم بگوییم: سنگ رودخانه تو مسئول هستی. برو دنبال کارت! قضا و قدری بود، بارانی و رودخانهای و جوی و رودی و مسیری و محل صیدی و... ما اگر خواسته باشیم به مسلمان بگوییم: تو وظیفه داری، مسؤولیت داری، تکلیف داری باید این خانه صاحب و حساب داشته باشد. یعنی باید عقایدش درست باشد.
نماز؛ داروی غفلتها
حجتالاسلام قرائتی با بیان اینکه توجه به نعمتها انسان را از غفلت بیرون میآورد، تصریح کرد: یک سؤالی است چند سال است میگویم. راه نفوذ همه آفات دو روزنه است. از دو روزنه نسل کهنه و نو ضربه میخورند. روزنه غفلت، روزنه شهوت؛ شما یک نگاهی به فسادها بیندازید، خواهید دید که یا از غفلت است و یا از شهوت است. اکثر قریب به اتفاق، دوای غفلت یاد خدا و نماز است. «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری» (طه/14) ذکر در مقابل غفلت است. دوای شهوت ازدواج است. نسل ما اگر ازدواج کند، همسر داشته باشد و اهل نماز باشد، از بسیاری آفات، بیمه است. این تربیت فکری است. اگر ما گفتیم الله اکبر! خدا بزرگ است. اگر خدا بزرگ است، دیگر آمریکا بزرگ نیست. خدا بزرگتر از ابر قدرتها است. بزرگتر از تصورات است. بزرگتر از تهدیدات است. الله اکبر!
وی عنوان کرد: امام(ره) با دست خالی دوازده بهمن وارد شد، شاه با دست پر گریه کنان فرار کرد. او همه چیز داشت و امام(ره) هیچی نداشت. خدا دلها را به سمت امام(ره) برد و تنفر از شاه... توجه به بزرگی خدا، من اگر گفتم: او بزرگ است، دیگر کس دیگر بزرگ نیست. من اگر رو به کعبه ایستادم، رو به کاخ نمیایستم. اگر گفتم: «ایاک نعبد» فقط بنده تو هستم. دیگر بنده شرق و غرب نیستم. اگر گفتم: «ایاک نستعین» فقط از تو کمک میگیرم، دیگر به شرق و غرب کار ندارم. اگر با اخلاص گفتم: قربة الی الله! دیگر دنبال راضی کردن این و آن نمیروم. هرکس میخواهد خوشش بیاید، هرکس میخواهد بدش بیاید «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُم» (انعام/91) عربیهایی که میخوانم قرآن است. بگو: خدا، باقی را دور بریز. خدا یکی است «قل هو الله احد» هم زود راضی میشود «یا سریع الرضا». مردم هم خیلی هستند و هم زود به زود راضی نمیشوند. به یک خانم بگویند: یک مهمان داریم، یک غذا میخورد. میگوید: خدا پدر این مهمان را بیامرزد. اما اگر گفتیم: 22 رقم مهمان داریم. 22 رقم غذا میخواهد، در آشپزخانه گیج میشود. یک خدا با یک چیز کم راضی میشود. «یا من یقبل الیسیر» مردم هم خیلی هستند، هم هرکدام خیلی توقع دارند. مردم که راضی نمیشوند هرکاری کنی.
این مفسر قرآن کریم با اشاره به خاطر خود یکبار مکه در مسجدالحرام نشسته بودم، داشتم با بغل دستیام صحبت میکردم و گرم حرف زدن بودم. یک بنده خدایی آمد دست مرا بوسید و رفت و من چون گرم صحبت بودم متوجه نشدم. بعد از لحظهای یک نفر آمد گفت: آقای قرائتی! دعا کن خدا تکبر تو را بگیرد. گفتم: خدایا تکبر ما را بگیر! چیزی از من دیدی؟ گفت: بله تو خیلی متکبر هستی. گفتم: بفرمایید موردش چیست. گفت: یک پیرمرد آمد دستت را بوسید، تو باید دستت را پیش گیری. گفتم: من اصلاً نفهمیدم. من سرگرم گفتوگو بودم و اصلاً نفهمیدم دست مرا بوسید. این تذکر باعث شد که من حواسم را جمع کنم. همین طور که حرفهایمان را ادامه میدادیم، دومرتبه یک کس دیگر آمد ببوسد، دستم را پیش گرفتم. دیدم یکی دیگر آمد گفت: دعا کن خدا تکبرت را بگیرد. گفتم: چیزی دیدی؟ گفت: بله یک پیرمرد با یک عشقی آمد دستت را ببوسد، چرا دستت را پیش گرفتی؟ گفتم: خدایا! من چه کنم؟ یعنی هرکاری کنی که رضایت مردم نمیشود. آنهایی که میخواهند خدا را راضی کنند یک آرامشی دارند. من کاری به کسی ندارم، خدا دوست دارد خلاص! در آیات قرآن به آیهای برمیخوریم که میفرماید: آدم چند تا آقا بالاسر داشته باشد بهتر است یا یک بالاسر داشته باشد؟ «أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّار» (یوسف/39)
نماز؛ عامل رستگاری در دنیا و آخرت
وی با بیان اینکه آینده ما به نماز بند است، اظهار کرد: خیلی وقتها غصه میخورند که ما بدبخت شدیم. شانس نداشتیم. قرآن میگوید: چرا میگویی بدبخت شدیم؟ چرا میگویی شانس نداشتیم؟ چرا میگویی خوش به حال او؟ چرا میگویی من بدبخت شدم؟ قرآن میگوید: رستگاری میخواهی؟ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون» (مؤمنون/1) رستگاران کسانی هستند که در نماز با خشوع هستند، به فقرا رسیدگی میکنند، بعد میگوید: «أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُون» (مؤمنون/10)، «الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْس» (مؤمنون/11) آینده «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقین» (قصص/83) تو آیندهات خوب است. حالا امروز او قالی دارد. او موکت دارد. او دوچرخه دارد. او ماشین دارد. اینها مهم نیست. اینها برای سی، چهل سال است. «الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْس» بهشت ابدی برای کسی است که بنده خدا باشد. تو اگر غصه میخوری، نگو من بدبخت شدم. به او شانس ماشین افتاد به من دوچرخه افتاد. او زمینش گران شد من زمینم چنین شد. او سکهاش بالا رفت، او دلار و سکهاش پایین آمد. فقط در دایره کوچک فکر نکن. در نهایت بینی و عاقبت سنجی.. این نماز انسان را وادار میکند. او بزرگ است، الله اکبر!نه آمریکا. «ایاک نعبد» فقط بنده او، من کار به کس دیگر نداریم. من یک خدا دارم و او را بزرگ میشمارم. این نماز عقاید انسان را تنظیم میکند. عقاید حق را تقویت میکند.
تکرار؛ لازمه تربیت
قرائتی در تشریح فلسفه تکرار نماز گفت: نماز تکراری است مثل نفس کشیدن که تکراری است. ولی هر لحظهای نفس نباشد، ما قطع میشویم. شما چاه که میکنید تکرار است، اما هر یک کلنگی یک خرده عمقش بیشتر میشود. نماز سه شنبه ما باید بهتر از دوشنبه باشد و نماز چهارشنبه بهتر از سهشنبه باشد. علاوه بر اینکه خود تکرار مهم است. تعلیم و تربیت فرق میکند. در تعلیم، طرف یاد گرفت بس است. ولی در تربیت باید با این کار خو بگیرد. باید نهادینه شود. در تربیت تکرار لازم است. شما با یک بار مرگ بر شاه گفتن، شاه نمیرود. اینقدر باید مرگ بر شاه بگویید، در و دیوار و کوچه و خیابان و روستا و شهر همه که جوشید، شاه فرار میکند. وگرنه با یک مرتبه حتی به خود شاه مرگ بر شاه بگویید، اثر نمی کند. تعلیم با یکبار کافی است. ولی تربیت نیاز به تکرار دارد.
وی افزود: نماز انسان را در حد فرشتگان قرار میدهد. ما اکنون در زمین هستیم، اما قرآن میفرماید: فرشتهها دائماً سجده میکنند: «یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأَمُون» (فصلت/38) همیشه در حال تسبیح هستند. وقتی شما سبحان الله میگویید، رنگ فرشته میگیری. نماز انسان را رنگ فرشتهها میکند و به عالم غیب وصل میکند. نماز انسان را رنگ انبیاء میکند. قرآن میگوید: انبیاء بنده بودند. «أَسْرى بِعَبْدِه» (اسراء/1) «کل من عبادنا» عبد، عباد، بندگی خدا شما را عوض میکند. رنگت را عوض میکند. شناسنامه معنوی به شما میدهد. حتی اولیای خدا نمازشان برجستگی دارد. مثلاً شما که به امام زمان(عج) سلام میکنید بیشترین سلامها به نماز امام زمان است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی» مهدی جان سلام بر تو در حالی که نماز میخوانی! «السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ» مهدی جان سلام بر تو با رکوع و سجودت! یعنی حتی امام زمان که اشرف مخلوقات و اشرف اوصیا است، بعد از نیاکان و امیرالمؤمنین(ع) و اجدادش... خود امام حسین(ع) را اول میگوییم: «اشهد انک قد اقمت الصلاة» بعد میگوییم: جبهه رفتی و شهید شدی. نماز امام حسین(ع) برجستهتر از شهادت امام حسین(ع) است. این یک مطلب که نماز، عقاید و افکار انسان را تنظیم میکند.
نقش نماز در سلامت اقتصاد
این مفسر قرآن کریم با اشاره به برکات نماز و مسائل اقتصادی و تنظیم بازار تصریح کرد: آیات زیادی داریم که قرآن ستایش میکند و میگوید: این بازاریها، بازاریهای خوب هستند. «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ» (نور/37) تا صدای اذان را شنید، مغازه را میبندد. بازاری خوب است که روز جمعه مغازهاش را ببندد. «وَ ذَرُوا الْبَیْع» (جمعه/9) مغازه را ببندید. بازاری خوب است که بعد از نماز جمعه نرود خانه و بخوابد، دوباره بیاید و مغازهاش را باز کند. «فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ» نماز جمعه که تمام شد، بلند شوید در مغازه را باز کنید. مغازه را ببند. «وَ ذَرُوا الْبَیْع» مغازه را باز کن، «فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ». دیروقت به سراغ اقتصاد رفتن غلط است. حضرت داشت خطبههای نماز جمعه را میخواند. طبلی را برای فروختن اجناس آوردند، مثلاً جمعه بازار. اکثر اینهایی که پای خطبههای سخنرانی بودند، بلند شدند و رفتند. آیه نازل شد چقدر شما آدم پستی هستید؟ «وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْها وَ تَرَکُوکَ قائِماً» (جمعه/11) یک طبل و دهلی آمد برای جمعه بازار، یک شیپور اقتصادی بلند شد، تو را در وسط خطبهها رها کردند و دویدند رفتند جنس تخم مرغ بخرند. کی سراغ خرید برویم. کی سراغ فروش برویم؟
حجتالاسلام قرائتی با تأکید بر جایگاه لقمه حلال در نماز تصریح کرد: چون حدیث داریم با لقمه حرام نماز خواندن مثل ساختن خانه روی شن است. «العِبَادَةُ مَعَ أکلِ الحَرََامِ کَالبِنَاءِ عَلیَ الرَّمل» (بحار الأنوار/ج84/ص258) یعنی کسی که لقمه حرام در شکمش است و عبادت میکند مثل کسی است که ساختمان روی شن نرم میسازد. یکبار پیغمبر مسجد آمد فرمود: بلند شو بیرون برو. «قم» یعنی بلند شو. بیرون برو! گفتند: یا رسول الله(ص) چرا اینها را بیرون میکنی؟ فرمود: اینها نماز میخوانند. زکات نمیدهند و لقمههایشان درست نیست. شما در نماز اگر نماز خواندی اقتصاد خوب میشود یعنی دیگر حرام باید برداشته شود. چون لباس باید حلال باشد. مکان باید حلال باشد. آب وضو باید حلال باشد. فضا باید حلال باشد. اگر سراغ نماز رفتی باید حق مردم را بدهی. حتی حق سگ را هم باید بدهی. اگر سگ تشنه است حق نداری وضو بگیری، باید آب را به سگ بدهی و تیمم کنی. نماز که میخوانی مردم آزاری ممنوع است. کسی کنارت ایستاد، اگر سیر و پیاز خوردی، مسجد نرو. کسی که سیر و پیاز خورده مسجد رفتنش مکروه است. چون آنوقت بغل دستی اذیت میشود. یعنی آنکه بغلت ایستاده، آن سگی که در بیابان است. همه حق دارند.
وی افزود: نماز و حق همسر، نماز و حق پدر و مادر، نماز و حق شریک، نماز و حق شاگرد ... کمک به فقرا مسئله اقتصادی در قرآن است. 27 جای قرآن نماز و زکات به هم چسبیده است. «یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاة» (توبه/71)، «وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاة» (بقره/43) آنجا که میگوید: «اقیموا» میگوید: «آتوا». آنجا که میگوید: «یقیمون» میگوید: «یوتون». اصلاً نماز بیزکات قبول نیست. کمک به فقرا بعد از نماز نیست در نماز است. حضرت امیر(ع) در نماز انگشترش را داد. اشاره نکرد بنشین نمازم تمام شود. یعنی رسیدگی به محرومین در نماز است. نه بعد از نماز! نه جای نماز! مثل اینکه من نماز نخوانم و بگویم: به فقرا کمک میکنم. مثل اینکه بگویم: من دماغ ندارم ولی در عوض شانزده چشم دارم. شما شانزده چشم هم داشته باشی، کار گوش را نمیکند. گوش کار بینی را نمیکند. بینی کار دست را نمیکند.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور افزود: بعضی هستند میگویند: نه! ایشان در مورد نماز کاهل است ولی انصافاً بسیار آدم خوبی است. دل رحیم است و به همه عیدی میدهد! به فقرا میدهد! کره زمین را پر از طلا کنند و به فقیر بدهند کار یک رکعت نماز را نمیکند. دلتان را خوش نکنید مثل اینهایی که نمازشان ضعیف است و دو دستی سینه میزنند. این فکر میکند سفت سینه بزند، سینه زدن کار نماز را نمیکند. مگر کت کار جوراب را میکند؟ مگر جوراب کار شلوار را میکند؟ چرا به خدا که میرسیم اینقدر کیلویی حرف میزنیم؟ بله البته مکه نرفته ولی به فقرا داده است! بده! قرآن میگوید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقین» (مائده/27) اگر تقوا نباشد، کار قبول نیست.
وی به روایتی اشاره کرد و گفت: شخصی را خیلی میگفتند: آدم خوبی است، حضرت ایشان را دید. همینطور که میرفت، حضرت نگاهش کرد و دید رفت دکان میوه فروشی دو انار برداشت و پنهان کرد. پولش را نداد. دکان نانوایی رفت، آنجا هم دو تا نان برداشت و رفت. یک خرده رفت و به یک فقیر داد. حضرت فرمود: بیا ببینم چه کردی؟ گفت: مؤمن باید زرنگ باشد. دو تا انار دزدیدم دو گناه کردم. دو تا نان دزدیدم دو گناه کردم. دو دو تا، چهار تا. چهار تا را به فقیر دادم. قرآن میگوید: اگر کار ثواب کردی ضرب در ده میشود. چهار ضربدر ده، چهل میشود. چهار گناه از آن کم میشود.[ حضرت در پاسخ به وی میفرماید: «انَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین».]
حجتالاسلام قرائتی با بیان اینکه شرط قبولی نماز لقمه حلال است، تصریح کرد: کی بازار را باز کنیم و کی ببندیم؟ از این پول چقدر خمس بدهیم؟ از این پول چقدر انفاق کنیم؟ چقدر زکات بدهیم؟ ما در تعلیم و تربیت یکی از کارهایمان این است که بچه باید سخاوت داشته باشد. شما حساب کنید پولهایی که نماز خوانها با اینکه نماز خوانها طبقه متوسطی هستند، بدنه نمازخوانها آدمهای معمولی هستند. یا فقیر هستند و یا متوسط! تک و تایی هم پولدار هستند. شما حساب کنید که پولی که نمازیها به فقرا میدهند با پولی که غیر نمازیها میدهند. انفاقها، موقوفات، نذورات، اطعامهای روز عاشورا، افطاریهای ماه رمضان، اگر سیل و زلزله بیاید، اصلاً از مسجدها چند کامیون پتو و لباس جمع میشود. از پارکها چند تا؟
نقش نماز و مسجد در دفاع از کشور
وی افزود: اگر به کشور حمله شد، چقدر از مسجد جبهه میروند؟ چقدر از غیر مسجد میروند؟ من این را گفتم. آقای رحیمیان که یک وقتی مسئول بنیاد شهید بود، میگفت: بیش از 95 درصد از جوانهایی که جبهه رفتند بچههای مسجد بودند. خطر برای مملکت پیش بیاید، مسجد جواب میدهد. سیلی بیاید، زلزلهای بیاید، از مسجد کامیون کامیون میفرستند. نمیگویم دیگران اصلاً نمیفرستند، ممکن است کسی نماز هم نخواند، بفرستد. اما مقایسه کنید برادرها و خواهرهایی که مسئول تربیت هستید. هرکس میخواهد هرکاری کند روی نماز کار کند. تمام تمرکزتان را روی نماز بگذارید. منتهی نمازی که روز به روز عمیقتر شود.
توجه به خانواده در نماز
این مفسر قرآن کریم با تأکید بر توجه به خانواده در نماز عنوان کرد: خداوند میفرماید: «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاة» (طه/132)، «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاة» (مریم/55) خصوصیات پیغمبرها این بود که بچههایشان را به نماز... بعد هم میگوید: بچه اگر گوش نداد، قهر نکن. «وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها». میخواهد بخواند و نمیخواهد نخواند. بیست بار گفتی باز هم بگو. شما اگر تبر میزنی و چوب نمیشکند، نه تبر را دور میاندازی و نه چوب را. میزنی تا بشکند. اگر سر سفره در نوشابه باز نشد، نوشابه را دور نمیاندازی. دور میگردانی تا یکی در نوشابه را باز کند. ممکن است. پسر شما به حرفتان گوش نده. ببین حرف کدام رفیقهایش در او اثر دارد، به او بگو: آقا من نتوانستم. به حرف من گوش نمیدهد. اما شاید به حرف شما گوش بدهد. نگو: آقا گفتم گوش نداد پس هیچی! اگر خانم شما گفت: نان میخواهم و نانوایی رفتی بسته بود، نگو: آقا، خانم رفتم نان نبود، تو بینان باش. آن قدر با موتور و دوچرخه و ماشین دور شهر میگردی، تا یک نانوایی باز پیدا کنی. آن قدر داروخانهها را میگردی تا یک داروخانه پیدا کنی. نمیشود گفت: گفتم گوش نداد پس هیچی! ما نسبت به خانواده... قرآن میگوید: «وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها» مقاومت کن. منتهی نماز را که یاد بچهها میدهید یک نماز آسان که همه بتوانند انجام بدهند. بعد که وقتی با نماز انس پیدا کرد، کم کم مستحبات را به نماز تزریق کنید. یعنی آموزش مستحبات را از آموزش واجبات جدا کنید.
وی افزود: ما دیدیم که بعضی از همکاران شما میخواستند بچهها را تربیت کنند، بچههای هشت ساله را جمکران آوردند و مناجات عارفین را میخواندند. بچه کوچولو میگفت: الهی نفسی مغلوب، عقلی معیوب! تو نفس نداری برو نخود و کشمش بخور! یعنی گاهی هم امور تربیتی بازی درمیآورد. پوستین را روی بچه میاندازد. بچه سرما خورده لحاف کرسی رویش میاندازد. بابا این خدمت نیست، این زیر لحاف کرسی خفه میشود. خیلی از پدر و مادرها اصرار دارند بچهشان قرآن را حفظ کند. کار غلط است. مقام معظم رهبری فرموده: ما ده میلیون حافظ میخواهیم. ما این مقدار حافظ را میخواهیم اما چه کسی حافظ قرآن شود؟ به بچه فشار نیاورید. بچه اگر تیزهوش است قرآن را حفظ کند. حفظ قرآن یک ارزش بسیار بالایی است. اما اگر بچه متوسط است فشار نباید بیاوری.
حجتالاسلام قرائتی با اشاره به خاطرهای از امام راحل گفت: حاج حسن آقا میگفت: اول تکلیف من بود روزه بودم. افطار خواستم اقتدا کنم، امام فرمود: من نمازم را اول وقت میخوانم، ولی چون تو سال اولت است، هوا داغ است تو برو اول افطار کن. گفتم: آقا میخواهم به جماعت بخوانم. گفت: خیلی خوب پس نماز مغرب را میخوانیم و عشا را صبر میکنم برو افطار کن. نوهاش است میخواهد افطار کند، میگوید: چون سال اولت است و گرسنگی کشیدی، اول افطار کن و بعد بیا نمازت را بخوان. مراعات حال، مراعات روحیه، توان، اینها فرمول دارد. گاهی وقتها یک حرفی، یک جایی اثر دارد که جای دیگر...
وی در پایان با دعا برای توفیق تربیت احسن فرزندان گفت: خدایا یاد ما وظیفه ما بده چیست و توفیق بده عمل کنیم. این نسل معصوم را که به ما سپردهای، ما را نسبت به تربیت اینها خائن قرار نده. ناشی قرار نده. به ما بصیرت تربیت مرحمت بفرما.