گروه اجتماعی: یکی از بارزترین مصادیق آزار روانی مردان در خانواده، از بین بردن حرمت و احترام نقش پدری آنهاست. رفتارهای اهانتآمیز و پرخاشگرانه از سوی زن در نزد فرزندان، میتواند اقتدار و ابهت پدر را در محیط خانواده مخدوش کند و ضمن شکستن غرور و شخصیت وی، عزت نفس او را لگدمال کند.

به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، در اسلام و سیره نبوی اهمیت زیادی به رعایت آداب و برخورد احترامآمیز با همه کس وارد شده است.
اصولاً اگر ما دین را مجموعهای از آداب بدانیم، سخن گزاف نگفتیم: ادب برابر خدا، پیامبر(ص) و امامان(ع)، ادب مقابل استاد، پدر و مادر، عالم و دانشمند و ... حتی اگر ما به قرآن مراجعه کنیم، بهخوبی درمییابیم که خداوند با آن مقام و عظمت در هنگام سخن گفتن با بندگان خود کاملاً آداب را رعایت میکند.
تأکید ائمه اطهار(ع) بر لزوم حفظ حرمتها
امام علی(ع) در این رابطه میفرماید: «رعایت ادب همچون لباس فاخر و زینتی نو است» و یا در جای دیگر میفرماید: «ادب انسان را از افتخارات پدران و نیاکان بینیاز میکند».
در حدیثی امام صادق(ع) فرموده است: «پنج چیز است که در هر کس نباشد صفات و امتیازات قابل ملاحظهای نخواهد داشت، عرض کردند ای فرزند رسولالله آنها چیست؟ فرمود: دین و عقل و حیا و حسن خلق و حسن ادب».در حدیثی نبی مکرم اسلام(ص) فرمودند: «به فرندانتان اکرام کنید و آداب آنان را نیکو نمایید».
بهطور کلی درخصوص سیره پیامبر(ص) در رعایت ادب و برخورد توام با احترام باید بگوییم پیامبر(ص) آنقدر رعایت ادب را میکرد تا جاییکه ابوسعید خدری میگوید: «رسول خدا(ص) از دختران پردهنشین باحیاتر بود».
علی(ع) در اینباره فرمود: هرگز نشد که رسول خدا(ص) به کسی دست دهد و زودتر از او دستش را بکشد و هرگز کسی با آن حضرت در کاری مشارکت نکرد که حضرت زودتر از او دست از کار بکشد و نشد کسی با آن حضرت گفتوگو را آغاز کند مگر آنکه حضرت پیش از او سکوت کند.
امام علی(ع) در این رابطه ادامه میدهد: هرگز دیده نشد نزد کسی پای خود را دراز کند هرگز میان دو کار مخیر نشد مگر اینکه دشوارترین آنها را اختیار میفرمود، چیزی از آن حضرت درخواست نشد که نه بگوید و هرگز حاجتمندی را رد نکرد جزء آنکه حاجت او را برمیآورد چون با دیگران بر سر یک سفره مینشست اول کسی بود که شروع به غذا خوردن میکرد و آخرین کسی بود که از غذا دست میکشید و هنگام غذا خوردن از جلوی خود میل میکرد و به دیگران نگاه نمیکرد، هرگز به کسی خیره نمیشد، در پایان حدیث علی(ع) فرمود: هیچکس را مانند حضرت در رعایت آداب ندیده و نخواهم دید.
در روایت آمده است: رسول خدا(ص) هرگز با چشم و ابرو و دست به کسی اشاره نمیکرد. پیامبر(ص) به اصحاب و مهمانان خود تعظیم میکرد و با گشادهرویی از آنان استقبال میکرد.
در روایت آمده است: هرکس بر پیامبر اکرم(ص) وارد میشد، احترام میکرد و بسا لباس خود را زیر او میگستراند و شخص تازه وارد را ترجیح میداد و بر تشکچهاش مینشاند و همواره افراد را با کینه و با احترام صدا میکرد.
امام صادق(ع) در ذیل آیه یازده سوره مجادله با این مضمون «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَإِذَا قِیلَ انشُزُوا فَانشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ» فرمودند: آن حضرت اینچنین بود که در مجلس برای دیگران جا باز میکرد و به شخص نیازمند قرض میداد و به انسان ضعیف و ناتوان کمک میکرد.
در حدیث دیگر، امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل میکند که فرمود: سه چیز است که بر دوستی انسان با برادر مسلمانش صفا میدهد: یکی آنکه با گشادهرویی با او برخورد کند، دیگر اینکه در مجلس به او جا دهد، سوم آنکه او را با نامی که بیشتر دوست دارد، صدا کند.
پیامبر اکرم(ص) برای پیشکسوتان علم و دانش و ایمان و جهاد احترام خاصی قائل بود؛ بهعنوان نمونه مرحوم طبرسی در مجمعالبیان نقل میکند که پیامبر(ص) در یکی از روزهای جمعه در صفه نشسته بود و گروهی نیز نزد حضرت بودند و جا تنگ بود، در این میان مجاهدان بدر(بدریون) وارد شدند، سلام کردند و منتظر جا دادن بودند که هیچکس بلند نشد، در اینجا پیامبر(ص) بلند شد و به بعضی کسانیکه در اطراف او نشسته بودند، فرمود: فلانی، فلانی برخیزید، اینجا بود که آیه یازده سوره مجادله نازل شد.
حرمت نگهداشتن مفهومی اجتماعی است
حرمت نگهداشتن مفهومی اجتماعی است که مانند تمام مفاهیم دیگر در هر جامعهای نسبی است و تعریف آن در محدوده هر جامعه متفاوت است. در جامعهای که عمدتاً با فرهنگ و رسوم غربی است شاید پا دراز نکردن جلوی بزرگتر اصولاً غیرقابل درک باشد، اما در جوامع دیگر این کنش ارزش و هنجاری مطلوب قلمداد میشود.
حضرت امام علی(ع) به فرزندش امام مجتبی(ع) توصیه میکند: «یا بُنَّی اِجعَل نَفسَکَ مِیزَانا فِیما بَینَکَ و بَینَ غَیرِکَ، فَاءَحبِب لِغَیرِکَ ما تُحِبُّ لِنَفسِکَ، و اَکرَهَ لَهُ ما تَکرَهُ لَها، وَلا تَظلِم کَمالا تُحِبُّ اَن تُظلَمَ وَاَحسِن کَما تُحِبُّ اَن یُحسَنَ اِلیکَ، وَاءَستَقبِح مِن نَفسِکَ ما تَستَقبِحُهُ مِن غَیرِکَ وَ اَرضَ مِنَ الناسِ بِما تَرضَاهُ لَهُم مِن نَفسِکَ، وَلاتَقُل مالا تَعلَمُ وَ اِن قَلَّ ما تَعلَمُ وَلا تَقُل ما لا تُحِبُّ اَن یُقالَ لَکَ.... .».
یعنی، «پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران قرار بده، پس آنچه را که برای خود دوست میداری برای دیگران هم دوست بدار و هر چه را برای خود نمیپسندی بر دیگران نیز مپسند، ظلم و ستم نکن، همانطور که دوست نداری به تو ستم بشود، نیکی و محبت کن، چنانکه میخواهی دیگران نسبت به تو نیکی کنند، برای خود هر چیزی را زشت و ناپسند میدانی همان را برای دیگران نیز قبیح بشمار، بهمان چیز برای مردم راضی باش، که برای خودت میپسندی، آنچه نمیدانی مگو، اگر چه دانستنیهایت بسیار کم و اندک است و آنچه را که دوست نداری درباره تو، بگویند تو هم در حق دیگران مگو».
از این فراز میتوان نتیجه گرفت که هر انسانی باید نفس خویش را ملاک قضاوت قرار دهد بهخاطر اینکه دیگران هم مانند او انسان هستند و در دل خود علاقه و آرزوها دارند چگونه کسی خود را، در نردبان مزیت میبیند ولی هیچ اعتنائی به همنوعان خویش ندارد تنها خود را میبیند و به خواستههای خویش میاندیشد آیا اینگونه اعمال و طرز تفکر دلیل جهل و نادانی نیست ؟ آیا سزاوار است که فردی بدون احترام به حقوق دیگران خود را عزیز و محبوب جامعه پندارد؟
بزرگان دین همیشه ابتداء دیگران را میدیدند و با حفظ حرمت آنان وارد صحنه زندگی میشدند. بنابراین ما اگر بتوانیم در مورد این سخنان ارزشمند درست مطالعه کنیم خواهیم دید که حضرت بدینوسیله وجدانها را بیدار میکند تا هر فردی متوجه باشد که تمام انسانها علاقههای مشترکی دارند و نباید کسی با داشتن علم و دانش و یا امکانان مادی، هیچ اعتنایی به حقوق قطعی و مسلم دیگران نداشته و خود را ارزشمندتر از آنان نشان دهد.
شکستن حرمت دیگران و بیاعتنایی به حقوق آنان، ضمن اینکه شایسته یک زندگی اجتماعی نیست بلکه از بیماری روحی متجاوزان حکایت دارد.
یکی از مهمترین حرمتهایی که باید در خانواده حفظ شود، حرمت پدر و مادر است البته زن و شوهر هر کدام باید در جهت حفظ حرمت یکدیگر بهویژه در نزد فرزندان تلاش کنند تا فرزندانشان نیز حرمت یکدیگر و پدر و مادر را حفظ کنند اگر در یک خانواده با کوچکترین اختلاف بین زن و شوهر هر کدام سعی کنند حرمت دیگری را بشکنند تضمینی وجود ندارد که فرزندان حرمت آنها را حفظ کنند.
متاسفانه در خانوادههایی که یکی از زوجین از طرف همسرش مورد آزار قرار میگیرد د رحین این اختلافها احتمال زیادی وجود دارد که با رد و بدل شدن حرفهایی حرمت آنها در نزد فرزندانشان شکسته شود که باید مواظب بود در هر اختلافی حرمتها حفظ شود.
همسر آزاری
همسرآزاری از پدیدههای اجتماعی، بدون محدودیت زمانی و مکانی است و در تمامی جوامع و فرهنگها وجود دارد.
همسرآزاری در برخی موارد از طریق تنبیه بدنی زن توسط شوهر انجام میگیرد و در برخی موارد نیز آزار همسر از شیوههای دیگر صورت میگیرد.
همسرآزاری یا تنبیه بدنی زنان توسط همسران خاص جوامع عقبافتاده و کمتر توسعه یافته و یا غیر مسلمان نیست در هر جامعهای چه عقب افتاده و چه توسعه یافته و پیشرفته ممکن است شاهد آزار زنان توسط شوهرانشان یا بالعکس آزار شوهران توسط همسرانشان باشیم و میتوان گفت تنبیه بدنی بانوان ریشه بشری داشته و در شمار بیماریهای اجتماعی و ناهنجاریهای روانی است و برای درمان آن مشارکت و همفکری جامعهشناسان و روانشناسان و رهبران مذهبی لازم است.
واژه همسرآزاری که در اذهان عموم بهعنوان خشونت شوهرعلیه زن بهکار میرود، در تمام اعصار و جوامع وجود داشته است و با نهایت تأسف در جوامع امروز نیز علیرغم فضای به ظاهر طرفدار حقوق زنان رو به افزایش است.
زن از نگاه قرآن
آیاتی از قرآن کریم در رابطه با زنان و حقوق زنان از جمله ارث، مهریه، نفقه، طلاق و ازدواج نازل شده و نازل شدن سورهای بهنام «نساء» نشانگر اهمیت این مسئله از نگاه قران و اسلام است.
در آیه 34 سوره نساء آمده است: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا؛ مردان سرپرست زنانند بهدلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و [نیز] بهدلیل آنکه از اموالشان خرج مىکنند پس زنان درستکار فرمانبردارند [و] به پاس آنچه خدا [براى آنان] حفظ کرده اسرار [شوهران خود] را حفظ مىکنند و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید [نخست] پندشان دهید و [بعد] در خوابگاهها از ایشان دورى کنید و [اگر تاثیر نکرد] آنان را ترک کنید پس اگر شما را اطاعت کردند [دیگر] بر آنها هیچ راهى [براى سرزنش] مجویید که خدا والاى بزرگ است».
همچنین، در آیه 12 سوره نساء آمده است: «وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّهُنَّ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْنَ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِینَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَلَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَکْتُمْ إِن لَّمْ یَکُن لَّکُمْ وَلَدٌ فَإِن کَانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَکْتُم مِّن بَعْدِ وَصِیَّةٍ تُوصُونَ بِهَا أَوْ دَیْنٍ وَإِن کَانَ رَجُلٌ یُورَثُ کَلاَلَةً أَو امْرَأَةٌ وَلَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِکُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ فَإِن کَانُوَاْ أَکْثَرَ مِن ذَلِکَ فَهُمْ شُرَکَاء فِی الثُّلُثِ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصَى بِهَآ أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَآرٍّ وَصِیَّةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِیمٌ حَلِیمٌ».
در این خداوند متعال فرموده است: «و نیمى از میراث همسرانتان از آن شما [شوهران] است اگر آنان فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم ماترک آنان از آن شماست [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کردهاند یا دینى [که باید استثنا شود] و یک چهارم از میراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشید و اگر فرزندى داشته باشید یک هشتم براى میراث شما از ایشان خواهد بود [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کردهاید یا د ینى [که باید استثنا شود] و اگر مرد یا زنى که از او ارث مىبرند کلاله [=بىفرزند و بىپدر و مادر] باشد و براى او برادر یا خواهرى باشد پس براى هر یک از آن دو یک ششم [ماترک] است و اگر آنان بیش از این باشند در یک سوم [ماترک] مشارکت دارند [البته] پس از انجام وصیتى که بدان سفارش شده یا د ینى که [باید استثنا شود به شرط آنکه از این طریق] زیانى [به ورثه] نرساند این استسفارش خدا و خداست که داناى بردبار است».
روایات بسیاری از پیامبر اسلام در مورد مهربانی و عطوفت به زنان وارد شده و مردان را از زدن زنان باز داشته، مانند این روایت که پیامبر فرمود: «ایضرب احدکم المرأة ثم یظل معانقها؛ آیا زن را کتک میزنید، سپس میخواهید با او همآغوش باشید؟!»
حتی در احکام فقهی برای زدن زنان که منجر به آسیب مانند کبودی بدن شود، دیه تعیین شده است.
دین اسلام زندگی خشونتبار و وضع نکبتبار زنان را در زمان جاهلیت دگرگون کرد و اینان را از زنده به گور شدن یا محرومیت از حقوق اجتماعی و مالی رهایی بخشید، نیز میان زن و مرد تبعیض (نه تفاوت) ننهاد، یعنی براساس عرف و فرهنگ زمانه، امتیازات را عادلانه میان زن و مرد تقسیم کرد.
بنابر آنچه گفتیم روا شمردن تنبیه بدنی زنان (آن هم پس از مراحلی و با شرایطی) فقط به سبب اوضاع دشوار اجتماعی است. مقصد و هدف شریعت (دین) از وضع هر حکمی، مصالح و منافع جمعی (امت) است، از اینرو در قضاوت در مورد هر حکمی میباید مصلحت جمعی را در نظر گرفته، به منافع صنف و گروهی بسنده نکرد.
دین اسلام برای نهاد خانواده در نظام اجتماعی، ارزش بسیار بالایی قائل است و آنرا عامل ایجاد سکینه و آرامش بین اعضای خانواده و جامعه میشمارد، بدین لحاظ حقوق و تکالیفی را برای اعضای خانواده معین کرده و آنها را به رعایت این موارد ترغیب و تشویق نموده است و داشتن روابط سالم و اخلاقی را در کانون خانواده مبتنی بر رهایی از خودبینی و خودخواهی و رعایت احترام متقابل، گذشت و فداکاری، ایثار و دگرخواهی، توجه به مصلحت خانواده و مودّت و رحمت قرار داده است.
از اینرو معصومین(ع) در روایات مختلف، زن و مرد را دعوت به خوشرفتاری با یکدیگر نمودهاند. از پیامبر گرامی اسلام(ص) در مورد خوشرفتاری مردان با زنان روایت شده است که: «اکمل المؤمنین ایماناً احسنهم خلقاً و خیارکم خیارکم لنسائهم؛ کاملترین مؤمنان از حیث ایمان خوشاخلاقترین آنهاست و شایستهترین شما کسانی هستند که با زن خود خوشرفتارترند».
امام صادق(ع) هم در مورد خوشرفتاری زنان فرموده است: «هرگاه زنی، شب را به عبادت بیدار باشد، در حالیکه شوهرش بهخاطر پایمال کردن حقش، از او خشمگین است، تا زمانیکه او را راضی نکند، نمازش مورد قبول واقع نمیشود».
قرآن نیز در رابطه با رعایت و تقدم مصلحت خانواده میفرماید: «اگر در مواردی یکی از زوجین بعد از ازدواج، همسرش را بر اساس معیارهای خود مطلوب نداند، ولی زندگی با او را ادامه دهد و با وی خوشرفتاری نماید، خداوند به چنین فردی وعده خیر کثیر میدهد».
پیامبر اکرم(ص) همچنین فرموده است: «هر مردی که با سخنان خود، همسرش را آزار دهد خداوند از او بخشش و صدقهای را قبول نمیکند تا زن خود را راضی کند. اگر چه آن مرد روز را روزه بگیرد، شبها را شب زندهداری کند، در راه خدا برده آزاد نماید و در راه خدا جهاد کند، چنین شوهری اولین کسی است که وارد جهنم میشود».
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «آیا به شما بگویم بدترین زنها کیست؟ زنى است که در میان خانواده خودش خوار بوده ولى نزد شوهرش تکبر مىکند، نازا و کینهتوز است، از کار زشت پرهیزى ندارد، وقتى شوهرش نیست زینت خود را به دیگران نشان مىدهد، ولى بر شوهرش امتناع مىکند، به سخن شوهرش گوش نمىکند و اطاعت او نمىنماید».
و نیز فرمود: «بهترین زنهاى شما زنى است بچهزا و مهربان و باعفت باشد، نزد خانواده - پدر و مادر - عزیز و نزد شوهر متواضع باشد، زیبائى و زینت خود را وقف شوهر کند و از دیگران بپوشاند، سخن شوهر را گوش کند و از او اطاعت نماید».
راهکارهای مذهبی
اعتقادات مذهبی در کاهش برخوردهای تند در خانواده مؤثر است. اعتقاد به فرامین الهی و احادیث ائمه اطهار میتواند بهعنوان نگهبان رفتار انسان را کنترل کند. در اسلام، حقوق زن و مرد بهخوبی مشخص شده است همچنانکه حضرت علی(ع) میفرماید: «جهاد زن، نیکو شوهرداری کردن است و پیامبر(ص) نیز میفرمایند: «بهترین مردان شما کسانی هستند که با همسر خود با اکرام برخورد نمایند در چنین زندگی مشکلات به آسانی از طریق گفتوگو برطرف خواهد شد
شوهرآزاری
باید توجه داشت همسرآزاری فقط مختص به زنان نیست گاهی هم اتفاق میافتد که یک زن با روشها و رفتارهایی موجبات آزار شوهر خود را فراهم آورد و با انجام برخی کارها باعث میشود حرمت همسر وی بهعنوان پدر، در نزد فرزندانش شکسته شود.
در تعریف «شوهرآزاری» گفته میشود: رفتاری آزار دهنده از سوی زن علیه شوهر که در محیط خانواده بهوقوع میپیوندد و حقوق او را پایمال میکند، البته ممکن است جنبه روانی، جنسی، اقتصادی، جسمی داشته باشد.
شوهرآزاری میتواند ابعاد و مصادیق مختلفی مثل تخریب حیثیت و آبروی شوهر، شکستن حرمت پدر در نزد فرزندان، فحاشی و انتساب صفات ناشایست، عدم توجه به خواست و انتظارات شوهر، تبعیض بین خویشاوندان خود و شوهر، بزرگنمایی مسائل جزئی، مقایسه نامناسب همسر با سایر مردان و مسائلی از این حیث داشته باشد.
بعضی از خشونتهای زنان، به روح و روان شوهر آسیب میرساند و او را تحت فشارهای روحی و روانی قرار میدهد. معمولاً این نوع آزردگی، شیوع بیشتری داشته و بهصورت غیرمستقیم اثرات مخربی برجای میگذارد.
یکی از بارزترین مصادیق آزار روانی مردان در خانواده، از بین بردن حرمت و احترام نقش پدری آنهاست. رفتارهای اهانتآمیز و پرخاشگرانه از سوی زن در نزد فرزندان، میتواند اقتدار و ابهت پدر را در محیط خانواده مخدوش کند و ضمن شکستن غرور و شخصیت وی، عزت نفس او را لگدمال نماید، در حالیکه توصیههای مؤکد دینی در راستای تقویت توانمندی و نظارت پدر در خانواده، به جهت حفظ استحکام بنیان خانواده و ممانعت از کجرویهای اعضای خانواده میباشد.
برخی از زنان دائماً همسر خود را با همسر بستگان یا همکاران و دوستان خود مقایسه میکنند و در این شرایط تنها جنبههای منفی شوهر خود را میبینند و آنها را برجسته میکنند و بهدنبال آن، خود نیز احساس کمبود و محرومیت در زندگی مینمایند.
در چنین شرایطی، تفاوتهای فردی و فرصتهای نابرابر افراد مورد توجه قرار نمیگیرد. با ادامه این روش، بهتدریج زبان به شکایت و اعتراض گشوده و امتیازات دیگران را به رخ شوهر میکشند و با گفتار و کردار خود، موجب اذیت و آزار شوهر میشوند.
از جمله مسائلی که لازم است هر یک از زوجین برای استحکام بنیان خانواده بدان توجه کنند، چشمپوشی از مسائل جزئی و کماهمیتی است که در زندگی زناشویی پدید میآید. در حالیکه برخی از زنان در قبال این مسائل حساسیت بیش از اندازه داشته و آنها را بهعنوان مسائلی بزرگ و مهم جلوه میدهند؛ در نتیجه نمیتوانند برای حل آنها برخورد مناسبی داشته باشند و موفقیتی کسب کنند.
یکی از وظایف اساسی زن، به جهت نقش آن درجلوگیری از انحرافات اخلاقی همسر، ارضای نیاز جنسی شوهر است، زیرا تأمین این نیاز ضمن آنکه یکی از کارکردهای اصلی خانواده محسوب میشود، از آلودگیهای اخلاقی و جنسی افراد جامعه جلوگیری میکند.
در برخی از موارد، اجتناب همسر از انجام این وظیفه، میتواند مرد را به جهت مواجهه با زنان دیگر و تحریک غریزی، دچار عصیان و گناه کند و یا در اثر مقاومت و خودداری از ارضای نامشروع، با مشکلات روحی و روانی مواجه نماید، بهویژه اگر چنین رفتاری در سالهای اولیه ازدواج رخ دهد که تمایل همسر به برقراری ارتباط جنسی بیشتر است، اثرات تخریبی محرومیت جنسی بیشتر خواهد بود. از اینرو در اسلام مسأله تمکین زن از شوهر در هنگام نیاز مرد، از حقوق شوهر محسوب میشود.
باید توجه داشت که رفتارهای خشن زنان با مردان ممکن است در نهایت صورت جنایی پیدا کند و به همسرکشی بیانجامد. به همین دلیل است که کارشناسان معمولاً حل مشکلات را بهصورت ریشهای و مستمر و در طول زمان پیشنهاد میکنند.
علی سپهوند، از مدرسان علوم تربیتی دانشگاههای لرستان در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، گفت: از آیات و روایات اسلامی و قرآنی درباره حرمت پدر و مادر چنین برمیآید که حق فرزند بر پدرش آن است که پایش را در مقابلش نکشد، جلوتر از او راه نرود، کاری نکند که دیگران به او ناسزا بگویند و اگر به نعمتی رسید بداند که اصل آن نعمت را از پدر دارد و در همه حال بداند که فرزند، شاخه و فرع پدر است.
وی با تأکید بر اینکه تکریم حضرت زهرا(س) یکی از خصوصیات پیامبر(ص) بهعنوان یک پدر بوده است، اظهار کرد: هدایای مادی و معنوی ایشان به فرزند خود، نشان از جایگاه والای پیامبر(ص) بهعنوان پدر دارد.
این کارشناس تربیتی اضافه کرد: احترام و تکریم به والدین یک وظیفه متقابل است، رفتار و کردار حضرت زهرا(س) در تکریم و نبی مکرم اسلام(ص) نشاندهنده اهمیت و جایگاه والدین است.
حفظ احترام و حرمت اصلیترین وظیفه فرزندان نسبت به پدر و مادر
این مدرس دانشگاه حفظ احترام و حرمت را اصلیترین وظیفه فرزندان نسبت به پدر و مادر بیان کرد و افزود: آیه 83 سوره بقره «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ» نمونه بارز احترام به والدین از منظر قرآن کریم است و در جایی دیگر آمده که حتی به والدین خود «اُف» هم نگویید.
وی در پایان یادآور شد: دستورات مکتب مترقی اسلام در ارتباط با وظایف فرزندان بر والدین، باید در جامعه امروز حفظ شود و جلوی تبلیغات پوچ و بیمحتوای غرب در این زمینه گرفته شود.