
بهراستی چقدر از والدین یا مربیان مدارس تلاش میکنند این درسهای زندگی را به فرزندان و یا دانشآموزان بیاموزند؟ و یا نه معلمان همان دروس رسمی را به نوجوانان و جوانان میدهند و والدین هم جز این انتظاری ندارند. بهتر است اندکی این درسها را مرور کنیم تا بدانیم چه چیزهایی را درسهای مهم زندگی میدانیم.
زندگی فقط آسایش و راحتی نیست
خیلی از افراد بهویژه در دوران نوجوانی و اوایل جوانی که هنوز در مسیر فراز و نشیبهای زندگی قرار نگرفتهاند تصور میکنند زندگی فقط آسایش و راحتی است و هر سختی که در زندگی رخ دهد امری غیرقابل تصور است در حالی که بر عکس اصلا اینگونه نیست.
یک انسان باید این نکته را بیاموزد که زندگی مجموعهای از سختیها و خوشیها، تلخیها، شیرینیها و کجیها و راستیها است که اگر انسان این اندیشه را در خود تقویت کند بیشک در برابر سختیها و ناملایمات زندگی صبوری بیشتری به خرج خواهد داد چرا که آن را جزئی از زندگی میداند و اصولاً اگر سختی در زندگی نباشد انسان از راحتیها احساس لذت نخواهد کرد.
خداوند متعال در سوره بلد آیه 4 نیز به این مسئله مهم در باب انسانشناسی اشاره میکند و میفرماید:« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ؛ به یقین ما انسان را در رنج آفریدیم».
در دنیا به دنبال فرشته نباشید
یکی از مواردی که منجر به ایجاد اختلاف در روابط اجتماعی و شخصی میشود این است که ما از اطرافیانمان یعنی والدین، دوستان و همسر خویش انتظار رفتاری فرشتهگونه و بهدور از خطا و اشتباه داریم درحالیکه در دنیا نباید دنبال فرشته بود.
همه افرادی که در اطرافمان هستند انسانند و انسان نیز در او احتمال خطا و اشتباه میرود که اگر اینگونه فکر کنیم اطرافیانمان را راحتتر میبخشیم و با کوچکترین خطایی از جانب آنها احساس نمیکنیم که در روابطمان همه چیز به پایان رسیده و دیگر نخواهیم توانست مانند سابق رابطه دوستانهای با خانواده و آشنایانمان داشته باشیم.
مهم این نیست که دوست و همسر ما هیچ خطایی از او سر نزند که امری محال است، بلکه مهم این است که کسی را بهعنوان دوست و همسر انتخاب کنیم که خوبیهای او بر بدیها و خطاهایش برتری داشته باشد و تلاش در جهت بهبود اشتباهاتش بکند.
شکست را قبول کنید
هر انسانی در زندگی آمال و آرزوهایی دارد که برای رسیدن به آن تلاش میکند و در مسیر رسیدن به اهداف و رویاهایش گاه موفق میشود و زمانی هم شکست میخورد. بسیاری از افراد در برخورد با شکست خود را میبازند و احساس میکند مسیر رسیدن آنان به خوشبختی مسدود شده است.
اما افرادی هم هستند که کاملا عکس افراد گروه اول فکر میکنند و با تفکر و اندیشه راههای دیگری را برای رسیدن به اهداف خویش برمیگزینند. این افراد صبور و پرتلاش بالاخره بعد از شکستهای متوالی و از نو ایستادن و خسته نشدن بالاخره به آنچه که مدنظرشان است میرسند.
آری! باید شکست را پذیرفت و انتظار نداشت که همیشه و در همهجا به موفقیت رسید چرا که رسیدن به موفقیت عوامل متعددی دارد که همه آن شرایط باید فراهم باشد. اما مهم خسته نشدن بعد از شکست و حرکت برای یک شروع دوباره است.
خود را همانگونه که هست بپذیرید
خیلی از افراد دوست دارند چیزی غیر از آنچه هستند باشند، گاه آنچه مدنظرشان است دستیافتنی است مانند اینکه یک نوجوان 17 ساله دوست دارد که در آینده شغل خاصی داشته باشد و یا در زمینهای خاص مهارت کسب کند که امری مطلوب است.
اما گاه دوست داریم بهگونهای باشیم که رسیدن به آن محال و دست نیافتنی است، مانند ظاهری زیباتر، داشتن خانوادهای متفاوت و یا هر چیز شبیه این موارد... انسانهایی که در این آرزوها غرق هستند چون امکان رسیدن به خواستههایشان نزدیک به صفر جز افسوس خوردن و در نهایت افسردگی سرنوشتی نخواهند داشت.
اگر بهدنبال راحتی و آسایشیم بهتر است خود را همانگونه که هست بپذیریم. با همین ظاهر، ثروت و خانوادهای که داریم که رویاهای دست نیافتنی قاتل لحظات شاد و شیرین زندگی ماست.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی
متن خیلی مهاوره ای نوشته شده. چرا یکم تلاش نمی کنید ادبی ترش کنید؟