
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، مادر که باشی عشق در هر کارت هویدا میشود و پروانهای میشوی که گرد حریم خانه میچرخد تا پایههایش را ناملایمات روزگار سست نکند.
مادر که باشی همه احساسها را تجربه میکنی. از عشق به فرزند تا دلنگرانی و اضطراب که نکند کودکم سرما خورده یا دل درد شده و یا خشم از کسی که به دلبندت کوچکترین حرف نادرستی زده است. آری تا مادری شیرینیها و سختیها با توست.
فرقی هم نمیکند که آسیایی باشی یا اروپایی... عرب باشی یا عجم...کافی است مادر باشی تا به معنای واقعی خود را به خاطر دیگری فراموش کردن را لمس کنی. تا از صمیم قلب عزیز دل گفتن را درک کنی و آغوشت بیش از هر جای دیگری آرامشبخش کسانی باشد که تو را مامان، mother یا اَُم صدا میکنند
مادر که باشی همه احساسها را تجربه میکنی
در این دنیا، در سرزمین و شهر خود ما، مادرانی هستند که به زیبایی تمام و در اوج از خود گذشتگی بار زندگی را بر دوش میکشند، کار میکنند، در مادری هنرمندند و در همسرداری سرشار از فداکاری.
مصداقی از این زنان زهرا شمالی بانوی اهل خراسان جنوبی است که وقتی از او درباره سختیهای زندگی پرسیدیم گفت: راضیام، چون اگر بگویم ناراضیام بیشک خدا نیز از من ناراضی خواهد شد.
این بانوی فداکار که سه فرزند 7، 5 و سه سال دارد و شوهرش نیز با مشکل نابینایی رو به روست و او خود مسئولیتهای زندگی را به تنهایی بر دوش میکشد و اعتقاد خود را اینگونه برای ما بیان میکند که امیدوارم با کمکی که به همسر و فرزندانم میکنم خداوند گناهانم را ببخشد.
وی با اشاره به اینکه برای تأمین معاش خانواده در بیرون مشغول به کار هستم، گفت: ساعت کاری من همه روز از 7:30 تا 15:30 است.
او که متولد 1356 است و در سال 86 نیز ازدواج کرده از روزهای سخت زندگیاش اینگونه گفت: دوماهه باردار بودم که برای بررسی مشکل نابینایی همسرم به مشهد سفر کردیم و به پزشک متخصص مراجعه نمودیم که متأسفانه ثمربخش نبود.
وی بیان کرد: در همان سفر به حرم امام رضا رفتم و با خدای خود اینگونه نجوا کردم که خدایا اگر قرار نیست مشکل نابینایی همسرم رفع و یا او شفا یابد، میخواهم فرزندم در وهله اول سالم و دوم پسر باشد تا بتواند عصای دست من و پدرش شود.
این مادر از خودگذشته اظهار کرد: خدا را شکر که اول فرزندم سالم متولد شد و همانگونه که از خدا خواستم پسر بود که نامش را محمد امید گذاشتم که الان 7 ساله است و بعد از او نیز خداوند دو فرزند دختر دیگر نیز به من عطاء کرد که نامشان را اسماء و اثنا گذاشتم که الان 5 و سه ساله هستم.
زن بیش از هر چیز به تکیهگاه نیاز دارد
شمالی عنوان کرد: خودم تا کلاس پنجم بیشتر درس نخواندم چرا که در روستای ما رسم نبود که دختران بیش از این میزان درس بخوانند و اگر هنری و کاری یاد میگرفتند دیگری به دنبال ادامه تحصیل نمیرفتند.
وی افزود: با وجود اینکه خودم به دنبال ادامه تحصیل نرفتم اما از صمیم قلب دوست دارم که شرایطی را فراهم کنم تا فرزندانم بتوانند درس بخوانند و مدارج بالا را طی کنند.
مادر اثنا، اسماء و محمد امید یادآور شد: زن بیش از هر چیز به تکیهگاه نیاز دارد و باید در طول زندگی قدر تکیهگاه و شریک زندگیمان را بدانیم .