
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از لرستان، امام معصوم آینه تمامنمای زندگی شرافتمندانه انسانهای موحد و متعالی است. سیره و روش زندگی امامان علاوه بر اینکه بهترین روش آموزش معارف نورانی اسلام است، بالاترین دلیل بر قابلیت عمل و اجرایی بودن دستورات دین نیز هست. رمز موفقیت و گسترش چشمگیر اسلام برخورداری آن از چنین الگوهای کامل عملی بوده است.
نگاهی به زندگی امام محمدباقر(ع)
امام محمد باقر(ع) در روز سوم ماه صفر سال 57 هجری یا به روایتی دیگر سال 56 هجری در مدینه بهدنیا آمد. آن حضرت 57 سال در این جهان زیست، از این مدت چهار سال با جدش امام حسین(ع) و پس از وی 35 سال با پدرش زندگی کرد و هجده سال بقیه عمرش را به تنهایی به سر برد و بنابر روایتی که در کافی از قول امام صادق(ع) نقل شده است، وی 19 سال و دو ماه بیش از پدرش زیسته است و در همین دوران، امامت شیعیان را عهدهدار بوده است.
امام محمدباقر(ع) در طول سالهایی که امامت شیعیان را عهدهدار بود، دوران خلافت ولید بن یزید و سلیمان و عمر بن عبد العزیز و یزید بن عبدالملک و برادرش، هشام، و ولید بن یزید و برادرش ابراهیم، را درک کرده است.
مادر آن حضرت، فاطمه دختر حسن بن علی بود که با کنیه «امعبدالله» و بنابر قول دیگر، «امالحسن» خوانده شده است؛ بنابراین امام باقر(ع) از سلاله پدر و مادری هاشمی علوی و فاطمی بهشمار میآید، بدین جهت او نخستین کسی است که از نسل امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به دنیا آمده است.
کنیه و القاب امام محمد باقر(ع)
کنیه آن حضرت را بعضی ابوجعفر و برخی ابوجعفر اول خواندهاند، آن حضرت القاب بسیاری داشت که از آن میان لقب «باقر» و «باقرالعلم» از همه مشهورتر است، در رابطه با علت نامگذاری این امام همام به باقرالعلم و باقرالعلوم در فصولالمهمة آمده است: «آن حضرت را بدین لقب میخواندند زیرا علوم را میشکافت و باز میکرد».
همچنین، در لسانالعرب نیز ذکر شده است: «آن حضرت را باقر میخواندند؛ چراکه علم را میشکافت و به اصل آن پی میبرد و فروع علم را از آن استنباط میکرد و دامنه علوم را میشکافت و وسعت میداد».
ابنحجر در صواعق مینویسد: «او را باقر میخواندند و این کلمه از«بقر الارض» اخذ شده است، یعنی آنکه زمین را میشکافد و مکنونات آنرا آشکار میکند. زیرا او نیز گنجینههای نهانی معارف و حقایق احکام و حکمتها و لطایف را که جز از دید کوتهنظران و ناپاکان پنهان نبود، آشکار میکرد از اینرو درباره وی گفته میشد که آن حضرت شکافنده علم و جامع آن و نیز آشکارکننده و بالا برنده علم و دانش است».
شیخ مفید در ارشاد مینویسد: «امام محمدباقر(ع) هفت فرزند داشت، ابوعبدالله جعفر بن محمد و عبدالله که مادر این دو امفروه، دختر قاسم بن محمد بن ابوبکر بود. دو فرزند دیگر آن حضرت ابراهیم و عبیدالله نام داشتند که از مادری به نام امحکیم، دختر اسد بن مغیره ثقفی زاده شدند».
دوران امامت امام محمدباقر(ع)
دوران امامت امام محمد باقر(ع) با اوج ستمها و شهوترانیهای امویان و استفادههای ناروای آنها از بیتالمال مسلمانان مصادف شد، شدت اختناق و بیداد چنان بود که خلفا آشکارا به دشمنی با آل محمد(ص) میپرداختند و نام آنان را از دیوان بیتالمال حذف میکردند.
در زمان امام باقر(ع)، نزدیک به یک قرن از وفات پیامبر اسلام(ص) سپری شده و نسل جدید از احکام اسلام و عقاید آگاهی درستی نداشت و تلاشهای شصت ساله امویان در محو آثار دین و ایجاد شبهات اعتقادی به بار نشسته بود.
در این دوران حاکمان اموی بهدلیل تعارضات داخلی از نهضت عظیم علمی امام باقر(ع)، غافل بودند، به همین دلیل امام باقر(ع) تا حد زیادی موفق به نشر معارف اسلامی شد. البته اوضاع خشونتآمیز این دوره به گونهای بود که امام باقر(ع) بارها تقیه میکرد و سرانجام نیز بر سر تعارضات مبنایی با نظام خلافت ظالمانه، توسط هشام به شهادت رسید.
اخلاق و فضائل امام محمد باقر(ع)
همه فضائل و ویژگیهای انسان کامل در وجود امام محمد باقر(ع) متبلور بود، مرجعیت علمی و پاسخگویی به پرسشهای مردم، عبادت و تهجد و شب زندهداری، کار و تلاش در اوج زهد و تقوا، حضور سازنده و مؤثر در جامعه، شکیبایی و بردباری در روابط اجتماعی، رسیدگی به محرومان، صمیمیت و محبت با دوستان، محبت و عاطفه نسبت به خانواده، رعایت حقوق و نیازهای روحی همسران، عدم تحمیل ایدههای خویش بر همسران، رعایت جمال و زندگی شرافتمندانه، اهتمام به حقوق مالی مردم و....تنها پارهای از ویژگیهای امام محمدباقر(ع) است.
سیره عملی امام محمد باقر(ع)
همه فضائل و ویژگیهای انسان کامل در وجود امام محمد باقر(ع) متبلور بود، مرجعیت علمی و پاسخگویی به پرسشهای مردم، عبادت و تهجد و شب زندهداری، کار و تلاش در اوج زهد و تقوا، حضور سازنده و مؤثر در جامعه، شکیبایی و بردباری در روابط اجتماعی، رسیدگی به محرومان، صمیمیت و محبت با دوستان، محبت و عاطفه نسبت به خانواده، رعایت حقوق و نیازهای روحی همسران، عدم تحمیل ایدههای خویش بر همسران، رعایت جمال و زندگی شرافتمندانه، اهتمام به حقوق مالی مردم و....تنها پارهای از ویژگیهای امام محمدباقر(ع) است.
تمام زندگی امام محمد باقر(ع) برای همه روزگاران بهترین الگو برای جویندگان سعادت است به همین دلیل سیره عملی امام محمد باقر(ع) بزرگترین تأثیر علمی و عملی را برای جامعه خویش داشته است.
یکی از ویژگیهای آن حضرت علم و دانش وسیعی بود که ایشان داشتند تا آنجا که به باقرالعلوم شهره شدند، درواقع این لقبی بود که از سوی پیامبر مکرم اسلام(ص) به ایشان اعطا شده بود.
شخصیت علمی امام باقر(ع) به اندازهای بود که دانشمندان و شخصیتهای علمی برجسته آن زمان نیز به علم و دانش بینظیر آن حضرت معترف بودند و از مقام علمی حضرتش استفاده و بهرهها بردند.
امام محمدباقر(ع)؛ امام بردباری و شکیبایی
از دیگر ویژگیهای شخصیتی آن حضرت بردباری بود تا جاییکه در مقابل تمامی مصائب و بلایا صبر پیشه میکرد و هرگز در مقابل برخی بیاحترامیها که به وی میشد خشمگین نشد و عطوفت را پیشه خود میساخت.
جود و بخشش از دیگر ویژگیهای امام محمدباقر(ع) بود و ایشان همواره در بذل و بخشش پیشتاز و پیشگام بودند تا آنجا که امام صادق(ع) در توصیف این خصوصیت پدرشان فرمودند که ثروت پدرم از تمامی خاندانش کمتر و خرج زندگیش از همه آنها افزونتر بود اما با این حال هر جمعه یک دینار به فقرا صدقه میدادند.
امام محمد باقر(ع) همواره به یاد خدا بودند و در هر حالی به ذکر خدا مشغول و شبهای بسیاری را تا صبح به طاعت و راز و نیاز با خداوند متعال میپرداختند.
امام محمد باقر از دیدگاه قرآن و اهلبیت(ع)
شخصیت امام محمد باقر(ع) و نقش آن حضرت در نشر معارف نورانی اسلام با توجه به شرایط مساعد زمان ایشان همواره مورد نظر پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) بوده است گویا همه این بزرگواران بهعنوان پدران امت اسلامی انتظار زمان امام محمدباقر(ع) را میکشیدند تا آن حضرت با نهضت علمی خود جامعه اسلامی را از فقر فرهنگی مهلک برهاند.
رسول خدا(ص) به جابر فرمود: «امید آن است که عمر طولانی کنی تا فرزندی از من را که از نسل حسین(ع) است و محمد نام دارد، ببینی که علم دین را میشکافد و تشریح میکند. وقتی او را ملاقات کردی، سلامم را به وی برسان».
شهادت امام محمدباقر(ع)
حضرت امام محمدباقر(ع) 19 سال و 10 ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زینالعابدین(ع) زندگى کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى، تعلیم شاگردان، رهبرى اصحاب و مردم، اجرا کردن سنتهاى جد بزرگوارش میان خلق، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم که تنها خلیفه راستین خدا و رسول(ص) در زمین است پرداخت و لحظهاى از این وظیفه غفلت نفرمود.
وی سرانجام در هفتم ذیالحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه بهوسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست و پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع ـ کنار پدر بزرگوارش ـ به خاک سپردند.
حجتالاسلام محمدجواد عباسزاده، معاون فرهنگی اوقاف و امور خیریه استان لرستان در گفتوگو با خبرنگار ایکنا با تبریک سالروز ولادت امام محمدباقر(ع) گفت: امام محمدباقر(ع) زمانی به امامت رسید که دو قوم بنیامیه و بنیعباس بهخاطر مسائل حکومتی در حال کشمکش بودند و ایشان از این فضای باز سیاسی استفاده کردند.
وی با بیان اینکه امام محمدباقر(ع) بهعنوان پنجمین امام شیعیان در عصر و زمانی به امامت رسید که شاید یکی از بهترین دورانها برای امامت بوده است، افزود: همه معصومین(ع) به یک نحوی تحت فشار بودند و این امکان را نداشتند که آنطور که میخواهند به تبلیغ دین بپردازند.
عباسزاده با اشاره به اینکه امام محمدباقر(ع) از فضای باز سیاسی بهوجودآمده نهایت استفاده را کرد، افزود: او یک دانشگاه دینی را پایهریزی کرد که در عصر امام صادق(ع) به اوج خودش رسید.
معاون فرهنگی اوقاف استان با اشاره به اینکه این امام بزرگوار، در تمام رشتهها و علوم دینی شاگرد داشتند، عنوان کرد: امام محمدباقر(ع) و امام صادق(ع) حدود چهارهزار شاگرد در علوم قدیم و جدید داشتند، که بعضاً ایرانی بودند، و به همین جهت است که بیشتر روایات و احادیث ما از این دو امام بزرگوار است.
وی با بیان اینکه این امام همام دارای کرامات زیادی است، افزود: در عصر او بود که علم شکوفا شد و به همین جهت است که لقب «باقرالعلوم» یعنی شکافنده علوم را به او دادهاند؛ چراکه همه علوم در زمان ایشان شکوفا شدند.
عباسزاده با اشاره به اینکه روایات و احادیث بسیاری از این امام بزرگوار نقل شده است، ادامه داد: یکی از معروفترین آنها روایتی است که در آن امام(ع) میفرماید: همه کمالات در سه چیز است، بصیرت در دین، صبر در مشکلات و برنامهریزی در مخارج.
معاون فرهنگی اوقاف لرستان با بیان اینکه تفسیرهای زیادی از این روایت شده است، اظهار کرد: در یکی از معتبرترین تفسیرها آمده است که کمال هر موجود و هر مخلوقی در این است که به موجود و مخلوق برتر از خودش برسد، بهعنوان مثال، کمال یک سنگ در این است که از دل کوه استخراج شده و به یک شی تبدیل شود و کمال یک حیوان در این است که به مقام انسان برسد و در نهایت کمال انسان در این است که دینشناس باشد، یعنی ابتدا دین را بشناسد و سپس به آن عمل کند؛ چراکه بین آن کسی که با شناخت و بصیرت به دستورات دین عمل میکند با کسی که بدون شناخت کافی عمل میکند تفاوت وجود دارد.