
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در سوره مبارکه «انا فتحنا» آمده است: محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینمهم؛ محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بر کافران سختگیر و با همدیگر مهربانند. (فتح/29)، در اینجا چهره یک جامعه اسلامی ترسیم شده است و مسئله اولی که ذکر میکند، ایمان به پیغمبر است.
مرحله دوم: اشداء علی الکفار» در مقابل بیگانگان محکم، قوی و نیرومند بودن است. یکی از خاصیتهای مسلمان و اولین خاصیتی که قرآن کریم ذکر کرده است، شدت، قوت و استحکام در مقابل دشمن است.
اسلام، مسلمان سست را نمیپذیرد: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین»؛ و سست نگردید و غمگین نشوید که اگر مؤمن باشید شما برترید. (آل عمران/139)، سستی در دین اسلام نیست.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن میگوید: هیچ دینی به اندازه اسلام پیروان خود را به قوت و نیرومندی دعوت نکرده است.
گردن را کج کردن، از گوشه لب آب ریختن، یقه باز بودن، یقه چرک بودن، خود را به ننه من غریبم زدن، پا را به زمین کشیدن، عبا را به سر کشیدن، اینها ضد اسلام است. ناله کردن، آه کشیدن ضد اسلام است.
«ما بنعمة ربک فحدث؛ و از موهبت پروردگارت سخن گوی.»ضحی /11 خدا به تو سلامت داده، قوت داده، قدرت و نیرو داده. تو که میتوانی کمرت را راست بگیری چرا بیخود کج میکنی؟ تو که میتوانی گردنت را راست نگه داری چرا بیخود کج میکنی؟ چرا بیخود آه میکشی؟ آخر آه کشیدن یعنی یک دردی دارم، خدا که به تو دردی نداده، چرا آه میکشی؟
این کفران نعمت خداست. آیا علی(ع) همین طور راه میرفت که من و تو راه میرویم؟ آیا علی این جور عبا بر سر میکشید و اینور و آنور میرفت؟! اینها از اسلام نیستند. «اشداء علی الکفار» در مقابل بیگانه، شدید، محکم مثل سد اسکندر، آهنین.
در میان خودشان، با مسلمانها چطور؟ رحماء بینهم» مهربان، دوست و صمیمی. «تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا»؛ همواره آنها را در رکوع و سجود میبینی که فضل و خشنودی خدا را می جویند» فتح/29. در عین حال همین فرد شدید در مقابل بیگانه و صمیمی و مهربان در میان خودیها و با مسلمانان را وقتی در محراب عبادت میبینی، در رکوع، در سجود، در حال دعا و در حال عبادت و مناجات، «رکعا سجدا» عبادتش است، «یبتغون فضلا من الله و رضوانا» دعایش است.
«سیماهم فی وجوههم من اثر السجود»؛ نشانه (ایمان) آنها اثر سجدهای است که در چهرهشان است. (فتح/29)، آنقدر عبادت میکنند که آثار عبادت، آثار تقوی، آثار خدا پرستی در وجناتش، در چهرهاش پیداست، هر که به او نگاه بکند در وجودش خداشناسی و یاد خدا را میبیند، او را که میبیند بهیاد خدا میافتد.
در دنباله آیه میگوید: «ذلک مثلهم فی التوریة و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار»؛ این وصف ایشان در تورات است و وصف آنها در انجیل چون کشته ای است که جوانهاش را برآورد و محکم گرداند تا به تدریج قوت گیرد و بر ساقههای خود بایستد که کشاورزان را به شگفت آورد تا (انبوهی) آنها کافران را به خشم آورد. (فتح/29). در تورات و انجیل اینها با این صفت یاد شدهاند، درباره شان گفته شده که چنین امتی بهوجود میآید. به این شکل تجسم پیدا کرده و توصیف شدهاند که مثلشان مثل یک زراعت است، مثل یک گندم است که در زمین کشت میشود و بعد، از زمین چون زنده است، میروید.
در آغاز برگ نازکی بیرون میدهد ولی تدریجاً این برگ درشتتر میشود و استحکام پیدا میکند آنچنانکه کم کم به صورت یک ساقه کلفت در میآید. بعد بهشکلی در میآید که روی پای خودش میایستد در حالیکه قبلا برگی بود افتاده روی زمین و از خود استقلال نداشت.
آنچنان رشد میکند که همه کشاورزان را، همه متخصصان انسان شناسی را به حیرت در میآورد که چه ملت رشیدی! چه ملت بالندهای! چه ملت در حال رشدی! البته ملتی که هم «اشداء علی الکفار» باشد، هم «رحماء بینهم»، هم «رکعا سجدا» و هم «یبتغون فضلا من الله و رضوان»، قطعا اینطور است.