
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، آنگاه که به سیره حضرت امیرمؤمنان علیه السلام نگاه میکنیم، درمییابیم یکی از پررنگترین موضوعاتی که همواره در طول حیات با برکت خود و به ویژه پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای آن کوشیدند و در حفاظت از آن همچون گنجینهای گرانبها از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، همانا حفظ وحدت و همدلی میان مسلمانان بود.
علاقهمندی اصرار ایشان در حفظ وحدت مسلمانان و بازداشتن و نهی آنها از تفرقه و پراکندگی در نامه 78 نهجالبلاغه چنین بیان شده است: «پس بدان در امت اسلام، هیچ کس همانند من وجود ندارد که به وحدت امت محمد (ص) از من حریص تر، و انس او از من بیشتر باشد، من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا می طلبم، و به آنچه پیمان بستم وفا دارم».
نقش قرآن و دین در ایجاد وحدت اجتماعی
نزد ایشان بروز اختلاف در میان عالمان امت اسلامی باوجود برخورداری از اعتقاد به خدایی واحد، پیامبر و کتاب آسمانی واحد امری سؤال برانگیز است و در کلام خود در این باره بر نقش قرآن و دین در ایجاد وحدت اجتماعی چنین تأکید میکنند:
در خطبه 18 میخوانیم: «در صورتی که خدایشان یکی، پیغمبرشان یکی و کتابشان یکی است، آیا خدای سبحان، آنها را به اختلاف فرمود که اطاعت کردند؟ یا آنها را از اختلاف پرهیز داد و معصیت خدا نمودند؟ آیا خدای سبحان، دین ناقصی فرستاد و در تکمیل آن از آنها استمداد کرده است؟ آیا آنها شرکاء خدایند که هر چه میخواهند در احکام دین بگویند، و خدا رضایت دهد؟ آیا خدای سبحان، دین کاملی فرستاد پس پیامبر(ص) در ابلاغ آن کوتاهی ورزید؟ در حالی که خدای سبحان می فرماید: ما در قرآن چیزی را فروگذار نکردیم و فرمود: (در قرآن بیان هر چیزی است)».
از این کلام روشن میشود که ایشان توحید، نبوت و قرآن را به عنوان مبانی وحدت اسلامی وعواملی رهایی بخش از پریشانی و تفرقه میشمارند.
آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد؟
امام بزرگوار به دین به عنوان محور وحدت مینگرند. ایشان درخطبه 39 در نکوهش کوفیان سخن جالب توجه و تأثیرگذاری دارند:
«گرفتار کسانی شدم که چون امر میکنم فرمان نمیبرند و چون آنها را فرا میخوانم اجابت نمیکنند. ای مردم بی اصل و ریشه، در یاری پروردگارتان برای چه در انتظارید؟ آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد؟».
ایشان در جای جای سخنان خود در خطب و نامهها درباره نعمت اسلام و اتحاد روشنگری میکنند. امام علی علیه السلام در خطبه 146 وقتی عمر را راهنمایی میکنند، دلایل عزتمندی و پیروزی اسلام را به عنوان دین خدا فراتر از فراوانی و کمی مسلمانان میبینند: «پیروزی و شکست اسلام، به فراوانی و کمی طرفداران آن نبود، اسلام دین خداست که آن را پیروز ساخت و سپاه اوست که آن را آماده و یاری فرمود و رسید تا آنجا که باید برسد، در هر جا که لازم بود طلوع کرد، و ما بر وعده پروردگار خود امیدواریم که او به وعده خود وفا میکند و سپاه خود را یاری خواهد کرد».
امام دین اسلام که آن را محور وحدت میبینند، عامل عزت و قدرتمندی آنان برمیشمارند. حضرت امیرمؤمنان علیه السلام در برخی خطب و نامهها در نکوهش گروههایی از مسلمانان، از تفرقه و رهآوردهای شوم آن سخن میگویند. در بیان ایشان تفرقه پاسخ به دعوت شیطان است، چنانکه درباره پیوستگان به خوارج فرمودند: «امروز شیطان آنها را به تفرقه دعوت کرد و فردا از آنها بیزاری میجوید، و از آنها کنار خواهد کشید. همین ننگ آنان را کافی است که از هدایت گریختند و در گمراهی و کوری فرو رفتند، راه حق را بستند، و در حیرت و سرگردانی ماندند».
هیچ یک از بیانات حضرت علی علیه السلام مانند خطبه 192 که به قاصعه شناخته شده است بر حفظ محور وحدت تأکید نشده است. در این خطبه که به علل شکست کوفیان و پذیرش حکمیت سخن گفتهاند، به زیبایی هر چه تمام و با تحلیلی دقیق از علل پیروزی و شکست ملتها سخن گفتند: «آنگاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه می کنید، عهده دار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود و دشمنان را از سر راهشان برداشت و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد و نعمتهای فراوان را در اختیارشان گذاشت و کرامت و شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند، و بر وحدت و همدلی همت گماشتند و یکدیگر را به وحدت واداشته به آن سفارش کردند».
ایشان در ادامه علل شکست را چنین به روشنی بیان میکنند: «و از کارهایی که پشت آنها را شکست و قدرت آنها را در هم کوبید، چون کینه توزی با یکدیگر، پرکردن دلها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن و دست از یاری هم کشیدن، بپرهیزید».
مؤمنان متحد چنیناند
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام ما را به اندیشه کردن در احوالات مؤمنان پیشین دعوت میکنند: «پس اندیشه کنید که چگونه بودند آنگاه که وحدت اجتماعی داشتند، خواسته های آنان یکی، قلبهای آنان یکسان، و دستهای آنان مدد کار یکدیگر، شمشیرها یاری کننده، نگاهها به یک سو دوخته و اراده ها واحد و همسو بود آیا در آن حال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشوای همه دنیا نشدند. پس به پایان کار آنها نیز بنگرید در آن هنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آوردند، و مهربانی و دوستی آنان از بین رفت، و سخنها و دلهایشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزبها و گروهها پیوستند، خداوند لباس کرامت خود را از تنشان بیرون آورد، و نعمتهای فراوان شیرین را از آنها گرفت و داستان آنها در میان شما عبرت انگیز باقی ماند».
گرانقدرترین ارزش و والاترین کرامت
امام علی علیه السلام که نعمت وحدت را ارمغان بعثت پیامبر اسلام صلی اللّه علیه و آله میدانند، در همین خطبه در ادامه نکوهش کوفیان، وحدت را والاترین کرامت میخوانند: «آگاه باشید که شما هم اکنون دست از رشته اطاعت کشیدید و با زنده کردن ارزشهای جاهلیت، دژ محکم الهی را در هم شکستید، در حالیکه خداوند بر این امت اسلامی بر وحدت و برادری منت گذارده بود که در سایه آن زندگی کنند، نعمتی بود که هیچ ارزشی نمیتوان همانند آن تصور کرد، زیرا از هر ارزشی گران قدرتر و از هر کرامتی والاتر بود».
در نگاه حضرت علی علیه السلام تفرقه و پراکندگی پیآمدی جز شکست ندارد، آنگاه که خطاب به کوفیان فرمود: «به خدا سوگند! شکست برای کسانی است که دست از یاری یکدیگر میکشند».
امام علی علیه السلام در وصیت خود به امام حسن و حسین(علیهم السلام) در نامه 47 در کنار توصیه به امور مهمی همچون تقوی، نظم در امور زندگی، حقوق یتیمان، همسایگان، قرآن، نماز جهاد و ..، به ایجاد صلح و آشتی و پیوستن به یکدیگر سفارش میکنند: «بر شما باد به پیوستن با یکدیگر و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی گردانید، و پیوند دوستی را از بین ببرید».