کد خبر: 3305823
تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۰

صدای گام‌های ظهور

گروه اندیشه: صداى‏ گام‌هاى آمدنت توانمان مى‌‏بخشد‌،از عمق ناپیداى مظلومیت صدای آمدنت را می‌شنویم و ما تحمل کردیم هر آنچه جفا در حق خاندان منور تو شد.

در کشاکش ‏تازیانه‌‏ها و چکاچک شمشیرها، برق‏ نگاه تو، تابمان مى‌‏دهد و در زیر سهمگین‌‏ترین پنجه‏‌هاى‏ شکنجه تاب مى‏‌آوریم؛ چرا که صداى‏ گام‌هاى آمدنت که همان ظهوراست توانمان مى‌‏بخشد‌، از عمق ناپیداى مظلومیت صدای آمدنت را می‌شنویم و ما، تحمل کردیم هر آنچه جفا در حق خاندان منور تو شد.

سنگینى بار انتظار بر پشت ما، سنگینى یک سال و دو سال نیست‏، سنگینى یک قرن و دو قرن نیست، تاریخ انتظار و شکیبایى ما به آن‏ ظلم که در عاشورا بر ما رفته است‏ برمی‌گردد، به آن تیرها که از کمان ‏قساوت برخاست و بر گلوى‏ مظلومیت نشست، به آن سم اسب‌هاى‏ کفر که ابدان مطهر توحید را مشبک‏ کرد، به آن جنایتى که دست و پای‌ مردانگى را برید.

اما تاریخ صبر و انتظار ما، به‏ دورترها برمى‏‌گردد، به مظلومیت عیسى، به غربت موسى، به ‏استقامت نوح و گذر می کند کوچه‌های تاریخ تا به اخلاص هابیل می‌رسد،آرى و در آن زمان هستى حیات‏ خواهد یافت، عشق پر و بال خواهد گشود و در رگ‌هاى خشکیده علم، خون تازه خواهد دوید.

پشت هیولاى ‏ظلم و جهل با خاک، انس جاودان‏ه خواهد گرفت، شیطان خلع سلاح‏ خواهد شد، انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه‏ خواهد کرد؛ اى حبیب من! من که باید مدام به انتظار تو باشم، چشمانم باید همیشه اشک‌آلود نیامدنت باشد، من که باید بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگیرد آسوده، دور از تو به خود مشغول شدم.

به نماز ایستادیم و نفهمیدیم که او شرط نماز؛ یعنى قبله ما در کجا مانده است، نفهمیدیم نماز بدون تکبیر پیشواى محبت، نماز نیست و از اینرو همه نمازهایمان رنگ عادت به خود گرفت، آرى رفتیم به طواف حرم و نفهمیدیم که خورشید، ماه و ستاره و همه مخلوقات، طواف وجود او مى‏‌کنند، به پرده کعبه چنگ زدیم و نفهمیدیم که این همه حاجیان راه صفا گم کرده‌‏اند.

چه مدت‏ها که در هنگام اشک او ما بى‏‌خبر بوده‌‏ایم! چه ساعت‏‌ها که در هنگام حزن او ما بى‏‌خیال بوده‌‏ایم، مولاى من!  آنقدر روزها و شب‏‌ها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه‌نشین شده‏‌اى، چرا دور از مردمان زندگى مى‏‌کنى؟ ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدوارى که ما به سویت برگردیم، تو هر روز چشم انتظارى که ما براى نیکبختى خودمان، براى سعادت، به سوى تو برگردیم.

مولاى من! اى خسته سال‏‌هاى طولانى غیبت، همه گذشته‏‌هایم را، همه بدى‏‌هایم را، مى‌‏بخشى، نادیده مى‏‌گیرى، صداى شکستن دلم را اول از همه تو شنیده‏‌اى، دل نگران من، قبل از همه تو بوده‏‌ای‌، نواى گرم و صمیمى‏‌ات در بند بند وجودم شنیده مى‏‌شود که‌ مى‏‌فرمایى: خداوندا! از درگاهت مى‏‌خواهم که از ثواب‏‌هاى من مهدى بردار و در نامه اعمال شیعیانى قرار ده که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشته‏‌اند.

سعیده مجتهدی/استان مرکزی

captcha