
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) مناطق بکر فرهنگی و طبیعی مقصد مهم گردشگری در همه جای جهان است و گردشگران با صرف هزینههای هنگفت به این مناطق رفته با بافت فرهنگی اصیل و دست نخورده و مناطق طبیعی آن آشنا میشوند.
علاوه بر این مناطق طبیعی، در جهان محلها و حتی شهرهای ویژهای برای گردش و تفریحات خاص ساخته شده است که خوشگذرانی و حتی افراط در خوشگذرانیهای خاص از مشخصههای این شهرها است اما فرهنگ این دو نوع گردشگری کاملاً از هم متفاوت است.
در بکرترین منطقه فرهنگی و طبیعی ایران رخدادی تلخ در جریان است!
در حالی که شبنشینیهای طولانی، موزیک و بهره جستن از هر نوع خوردنی، نوشیدنی و حتی هر انسانی برای کسب بیشترین لذت از مشخصههای گردشگری در شهرهای خاص گردشگری است، طبیعتگردان با تفکر و فرهنگ خاصی وارد مناطق بکر طبیعی میشوند و با نهایت دقت برای حفظ بافت طبیعی منطقه به آشنایی با فرهنگ بومی آنجا میپردازند. اما در بکرترین منطقه فرهنگی و طبیعی ایران رخدادی تلخ در جریان است!
جنگل ابر شاهرود قسمتی از قدیمیترین و زیباترین جنگل های هیرکانی است با گونههای گیاهی و جانوری نادر. این جنگل با ۳۵ هزار هکتار وسعت در ادامه جنگلهای سرسبز شمال کشور به دلیل این که در اغلب مواقع فضای آن را اقیانوسی از ابر فراگرفته به این نام مشهور است. در این جنگل ابرها آنقدر به درختها نزدیک اند که بهنظر میرسد جنگل بر روی ابرها سوار است و میتوان در میان ابرها گشت و گذار کرد و به باور بسیاری از گردشگران یکی از زیباترین چشماندازهای طبیعت ایران محسوب میشود.
در این منطقه روستایی با نام «روستای ابر» وجود دارد با مردمانی غنی از فرهنگ اسلامی، اما نگران از آنچه در حال رخ دادن برای روستایشان است.
شنیدن آنچه در جریان است از زبان مردم این منطقه بهترین راه برای درک اتفاقی است که نه مسئولان فرهنگی و نه مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری گویی توجه چندانی به آن ندارند!
عبدالله مهدوی، ساکن روستای ابر که تلاش های زیادی برای رساندن سخن مردم روستا به گوش مسئولان کرده است در گفتوگو با ایکنا مشکلات این منطقه که البته قدر مسلم مشکلات مشترک بسیاری از مناطق بکر گردشگری است را اینگونه بیان می کند: قبلاً روستا و منطقه ما شناخته شده نبود اما با معرفی آن در سایت ها کم کم توجه گردشگران به این منطقه جلب شد.
گردشگرانی که ادب و آداب گردشگری را نمی دانند
وی با اشاره به رفتارهای بد غیرفرهنگی که از گردشگران این منطقه سرمی زند، عنوان می کند: ما این افراد را توریست نمیدانیم چون توریستها هم ادب دارند و هم آداب محیطی را که به آن وارد میشوند رعایت میکنند، اما افرادی که اینجا میآیند اغلب اینگونه نیستند.
این فرد ساکن روستای ابر اضافه می کند: اینجا جنگلی به نام جنگل ابر وجود دارد که گونههای نادر گیاهی در آن رشد می کنند و بخش قابل توجهی از این گیاهان نیز دارویی هستند. محیط طبیعی این منطقه نیز بکر بود اما پس از معرفی این منطقه در سایتها افراد و گروههای مختلفی علاقهمند شدند تا به این منطقه بیایند، و این روند گسترش تعداد توریستها در حال افزایش است.
ما معترضیم!
وی به ایجاد ناهنجاریهایی توسط برخی از گردشگران اشاره و عنوان می کند: علاوه بر گونههای کمیاب درخت و گیاه که در این منطقه وجود دارد، خود روستا یک سابقه سلامت، تدین، مهمانوازی، ساده زیستی و ... دارد که با حضور توریستها در این منطقه، افعالی از این افراد صادر می شود که خواه ناخواه اثر وضعی در نسل آینده ما خواهد گذاشت که ما به این امور معترض هستیم و در 15 خرداد ماه سال 93 نامه ای برای وزارت کشور ارسال و نسبت به ناهنجاریهای ایجاد شده اعتراض کردیم. وزارت کشور دستور پیگیری توسط استانداری را صادر و اقدامات اولیهای صورت گرفت اما این پیگیریها ادامه پیدا نکرد و موضوع به فراموشی سپرده شد.
تورهای گردشگری بدون مجوز؛ هیچکس پاسخگو نیست
وی با اشاره به اینکه در سال جاری هم مشکلات ایجاد شده همچنان ادامه دارد، گفت: تورهای گردشگری که به این روستا میآیند اغلب دارای مجوز نیستند و به همین دلیل مشکلاتی هم که توسط این افراد ایجاد میشود را نمیتوان پیگیری کرد. آنها خود را موظف به رعایت حدود و صغور هنجارهای فرهنگی اجتماعی منطقه نمیدانند.
مهدوی ادامه می دهد: رفتارهای دخترها و پسرها در کنار هم در این روستا و منطقه بکر به نحوی است که گویی در یک کشور غربی حضور دارند و حتی بدون روسری اقدام به تردد میکنند. اینجا یک روستا است و مانند شهر دارای نیروی انتظامی و پلیس و ... نیست و اکثر مردم روستا نیز کارگر و کشاورز هستند و صبح زود همه به دنبال کارهای معمول خود میروند و نوجوانان و سایر افراد در روستا میمانند و به هر نحو تحت تأثیر رفتارها قرار میگیرند.
گردشگرانی مخرب محیط زیست و فرهنگ منطقه ابر
وی ادامه میدهد: از سوی دیگر این افراد وارد باغها و زراعتهای مردم شده و به محصولات و باغهای مردم خسارت وارد می کنند. این افراد هم فرهنگ صداقت، سلامت و ساده زیستی مردم مسلمان این منطقه را خراب می کنند و هم محیط زیست طبیعی این منطقه را، و در جنگلها به حدی اشغال و آلایندگی ایجاد میکنند که به محیط زیست صدمه زده میشود. ما خواستار رسیدگی به این مسائل هستیم.
این ساکن روستای ابر به مسئله شب نشینیها و رقص و آوازهای شبانه گروههای گردشگر نیز اشاره کرده، میگوید: کشاورزان همیشه شبها زود میخوابند تا صبح زود عازم کار و کشاورزی خود شوند اما این مزاحمتهای شبانه آسایش را از مردم سلب کرده است و بدتر از همه اینکه این برنامهها در ملاء عام صورت می گیرد.
وی تأکید کرد: اصل حضور توریست را منکر نیستیم ما مردم میهمان نوازی هستیم از سوی دیگر با حضور گردشگرهم تأثیر اقتصادی بر منطقه دارد و هم مبادله فرهنگی صورت می گیرد اما آنچه مهم است رعایت عرف و مسائل ارزشی و فرهنگ این روستا است. اردیبهشت تا اوایل آبان ماه بیشترین زمان حضور گردشگران در این منطقه است و دهدار و شورای اسلامی روستا نیز مسئولیت روستا را بر عهده دارند اما توان آنها محدود است، ما به میراث فرهنگی هم گله کردهایم اما کار عملیاتی صورت نگرفته است.
مهدوی به ناهنجاریهایی که گروههای گردشگری در تعطیلات خرداد ماه سال گذشته در این منطقه ایجاد کردهاند نیز اشاره و تصریح کرد: ما خواستار ساماندهی حضور گردشگران برای حفظ فرهنگ دینی و محیط طبیعی این منطقه هستیم اما مسئولان فقط قول دادهاند و خبری از اجرا نیست.
فرهنگ گردشگری مردم ایران را تعریف کنید
در پایان فقط میتوان یک سؤال مطرح کرد: چرا مردم هنوز فرهنگ گردشگری در مناطق بکر فرهنگی و زیستی را نمیدانند؟ آیا به راستی فرهنگ عمومی ما تا به این حد روبه زوال گذاشته است؟ آیا به راستی لازم است آموزش رسمی در این خصوص داده شود؟ اگر آری مسئول این آموزشها کیست؟ لازمه حضور پیوست فرهنگی در برنامهها و طرحها را چه کسی پیگیری میکند؟