کد خبر: 3306965
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۲

توجه فرمایید... ایران تولدی دیگر یافت... خرمشهر آزاد شد

گروه اجتماعی: سوم خرداد هیچگاه از حافظه تاریخ ملت ایران پاک‌شدنی نیست؛ سوم خرداد در تاریخ نیست، سوم خرداد خود تاریخ است، تاریخی سرشار از عزت و مردانگی زنان و مردان ایران همیشه سربلند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، دو سال از حضور بی‌شرمانه دشمن در بخشی از خاک کشورمان گذشته بود که ملت ایران تاریخی جاودانه را در تقویم رقم زدند؛ 3 خرداد سال 61. ایران دوباره متولد شد.

دکتر فریدون حسینی‌زاده جانباز هشت سال دفاع مقدس که در زمان آزادسازی خرمشهر با گردان تثبیت‌کننده خط حضور داشته است در گفت‌وگو با ایکنای خوزستان از مقدمات این پیروزی بزرگ می‌گوید: 10 روز پس از عملیات فتح‌المبین اعلام شد که برای مأموریت جدید اعزام شویم. البته نوع این مأموریت اعلام نشد فقط گفته شد که با گردان نور اهواز باید به مأموریت برویم.

وی ادامه می‌دهد: پس از آموزش‌های لازم به منطقه‌ای به نام آلفا آلفا رفتیم که پس از جنگ برای مدتی بیمارستان بقایی شد که در جاده گلستان است. با توجه به آنکه عراق در حدود 10، 12 کیلومتری اهواز بود پس از عملیات فتح‌المبین نیاز بود که عملیات گسترده‌ای انجام شود و اهواز از تیررس دشمن خارج شود و در صورت پیشرفت عملیات بتوانیم شهرهای دیگری مثل خرمشهر که در دست دشمن بود و آبادان که در تیررس دشمن قرار داشت را آزاد کنیم؛ در آن زمان گردان مأموریت داشت در مرحله اول عملیات شرکت کند و خط‌ شکن باشد.

حسینی زاده که در آن عملیات بیسیم‌چی گردان بود، ادامه داد: در منطقه دب‌حردان عملیات ما انجام شد. شب عملیات بر اساس دستور و با رمز یا علی بن ابیطالب عملیات آغاز شد. در مکان عملیات آبراهی قرار داشت و باید از مسیر باریکی برای پیشروی عبور می‌کردیم که البته آنجا هم مین‌گذاری شده بود. باید اول میدان مین خنثی می‌شد که خنثی‌سازی آن میدان سخت بود چون عراقی‌ها بر همان مسیر میدان تیربار قرار داده بودند و مسلط بر مسیر بودند، هر کدام از بچه‌ها می‌رفت با تیربار مورد هدف قرار می‌گرفت.

جانباز هشت سال ذفاع مقدس از فرمانده خود یادی کرد و گفت: خدا رحمت کند حاج اسماعیل فرجوانی که فرمانده گردان نور بود. به فرمانده گردان جلوتر از ما می‌گفت که چرا خط را نمی‌شکنید و حمله نمی‌کنید و آنها می‌گفتند که تیربار مشکل‌ساز شده است. به خاطر دارم که تیربارچی داشتیم که تیربار (ژ3) داشت و همیشه این تیربار گیر می‌کرد و خوب کار نمی‌کرد. اسم تیربارچی مهدی عباس‌پور بود. یکی از فرماندهان او را صدا زد مهدی تیربارت را بیاور و عجیب آن شب تیربار او کار کرد و در نتیجه مقداری تیربار دشمن خاموش شد و تا تیربار عراقی خاموش نشد نتوانستیم خطی که شکست آن به عهده ما بود را بشکنیم. سپس بچه‌ها با نارنجک توانستند پیشروی کنند.

وی گفت: یکی از دلایل شکست خط دلاوری حاج اسماعیل بود. در زمانی که در تیررس دشمن بودیم به چشم خودم دیدم که حاج اسماعیل بالای خاکریز رفت الله اکبر گفت و بچه‌ها به دنبال آن خط را زیر آتش شدید توپخانه عراق شکستند. این منطقه حساس بود و وقتی که منطقه بازپس گرفته می‌شد مقداری از تسلط دشمن روی جاده خرمشهر کمتر می‌شد و این باعث شد که ما آن خط را بگیریم و پیشروی خوبی داشته باشیم.

حسینی‌زاده می‌گوید به دلیل تلفات در مرحله اول مجبور شدیم پس از تثبیت خط به عقب بازگردیم اما در مرحله سوم عملیات برای تثبیت دژهایی که قبل از خرمشهر به سمت حسینیه وجود دارند اعزام شدیم؛ مرحله اول عملیات اردیبهشت 61 شروع شد و تا نزدیک‌های خرداد و آزادسازی خرمشهر ادامه یافت.

وی بیان کرد: در زمان فتح خرمشهر گردان ما، مأموریت تثبیت دژهای مرزی میان ما و عراق را بر عهده داشت؛ خط شکسته شده بود و ما به عنوان تثبیت کننده جلو رفتیم؛ وقتی که نیروهای عمل‌کننده در عملیات موفق شدند ما به عنوان جایگزین در آن منطقه مستقر شدیم. البته در آن زمان که ما تثبیت کننده بودیم بچه‌ها از مسیرهای دیگر رفته بودند و به ما خبر رسید که خرمشهر آزاد شده است.

حسینی‌زاده گفت: مردم خرمشهر در اول جنگ 45 روز مقاومت کردند و شهر را به عراق نداند. بنی‌صدر در زمان خود  اجازه نداد نیروهای کمکی به خرمشهر وارد شود. می‌دانید که فاصله آبادان و خرمشهر 10 کیلومتر است؛ عراق در سال 59 حصری دورتادور آبادان ایجاد کرد و در آن زمان امام خمینی(ره) فرمودند: «باید حصرآبادان شکسته شود» که در سال 60 و در عملیات ثامن‌الائمه که یکی از مهم‌ترین عملیات‌ها بود این حصر شکسته شد. پس از شکست حصرآبادان مسیر عراق برای دور زدن ما بسته شد. اگر آبادان را عراق می‌گرفت آزادی آن به راحتی میسر نبود و به گفته امام خمینی(ره) بر اساس فرمایش حضرت علی(ع): «برای مقابله با دشمن بیرون از شهر مقابله کنید.»

این بیسیم‌چی دوران جنگ از حضور بسیار نیروهای عراقی می‌گوید که عراقی‌ها در خرمشهر 11هزار و 500 نیرو داشتند و نیروهای وارد شده ما کمتر از 6 هزار نفر بودند اما دشمن بدون هیچ مقاومتی تسلیم شد و ما توانستیم مهمات زیادی از خرمشهر ذخیره کنیم و به غنیمت بگیریم که در چندین عملیات از این مهمات‌ها استفاده کردیم. عراق از نیروی مردمی ترسید و عقب‌نشینی کرد.

فتح بزرگی در پیش است که قابل شمارش نیست

این جانباز جنگ تحمیلی به اندکی قبل از فتح خرمشهر بازمی‌گردد: برای از دست ندادن خرمشهر مردم تلاش زیادی کردند اما برای فتح خرمشهر مردم کمبود نیرو و تدارکات جبهه را تأمین می‌کردند و هر چه که نیاز بود چندین برابر آن را به جبهه اعزام می‌کردند. به گفته یکی از همرزمان قبل از عملیات فتح‌المبین نیروها به مانع برخورد کردند، محسن رضایی ظرف سه ساعت با جت‌های نیروی هوایی به تهران و خدمت امام(ره) رسید. با مراجعه امام خمینی(ره) به قرآن سوره فتح می‌آید و حضرت امام به محسن رضایی می‌گوید: «فتح بزرگی در پیش است که قابل شمارش نیست» و پس از آن عملیات بیت‌المقدس به وقوع پیوست.

وی در مورد تاکتیک‌های جنگی در فتح خرمشهر گفت: یکی از تاکتیک‌های جنگی ما گمراه کردن عراق بود. زمانی که ما به سمت حسینیه رفتیم عراق فکر می‌کرد به سمت بصره برای فتح آن می‌رویم که به همین دلیل تعدادی از نیروهای خود را به آنجا منتقل کرد اما بهترین نیروهای خود را در خرمشهر نگهداشت. مهمات عراق از بهترین نوع بود؛ سیستم جنگ‌افزار آنها بیشتر روسی بود، هواپیماهای عراق میگ روسی بود.

حسینی‌زاده اضافه کرد: تاکتیک جنگی عراق بمباران هوایی بود و پس از آن از نیروی زمینی خود استفاده می‌کرد اما ما اول در شب حمله می‌کردیم. آنها عملیات شبانه نداشتند. در واقع تاکتیک نظامی ما یکی از جدیدترین نوع جنگ متقابل بود که فرماندهان ارشد دنیا برابر فرماندهان ما زانو می‌زنند که از روش‌های جنگی خود برای ما بگویید؛ ما حمله می‌کردیم بعد توپخانه عمل می‌کرد.

وی ادامه داد: پس از عملیات بزرگ فتح‌المبین که شمال چذابه تا به فکه و دشت عباس(اندیمشک) آزاد شد، عملیات طریق‌القدس باعث آزادسازی بستان و سوسنگرد و چذابه شد؛ اینها همه دست عراق بود اما در این عملیات‌ها بعضی از بچه‌ها تونل زده و پشت عراق در شهرهایمان درآمدند، عراق غافلگیر شد و هیچ کس چنین عملیات‌های بزرگی را نمی‌تواند توجیح کند.

این جانباز هشت سال دفاع مقدس بیان کرد: عراق تا 10 کیلومتری اهواز و تا نزدیکی نورد لوله رسید. آقای شمخانی نامه‌ای به امام خمینی(ره) نوشت و حضرت امام فرمود: «مگر جوانان اهوازی مرده‌اند که شهر از دست برود.»

حسینی‌زاده افزود: عملیات‌های خود را از کوچک مثل شکست حصرآبادان و طریق‌القدس آغاز کردیم تا به عملیات‌های بزرگ‌تر رسید. پس از آن نیز سازماندهی نیروهای ما شکل گرفت تا متوجه شدیم چگونه با دشمن بجنگیم.

این جانباز قدرت معنوی رزمندگان را دلیل اصلی این پیروزی‌ها می‌داند.

خرمشهر زمانی همه ایران بود؛ نمادی از وحدت و یگانگی. شهری که با سقوط دوباره برخاست به پا ایستاد و دشمن را  در این قیام نابود کرد. شهری در همه روزهای تجاوز و اشغال دشمن بعثی عراق با همه مظلومیت، آهنین گونه و خلل‌ناپذیر ایستادگی کرد.

و خرمشهر همان ایران است...

سیما محسنی
captcha