
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، شهر دزفول در روز چهارم خردادماه سال 66 از سوی مقام معظم رهبری به سبب پایداریها و دلاوریهای و رنجهایی که در طول جنگ تحمیلی متحمل شد، شهر نمونه مقاومت معرفی شد.
سرهنگ عبدالرحیم حسینی، سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان دزفول در گفتوگو با ایکنای خوزستان، پیرامون تعیین روزی به نام مقاومت و پایدرای دزفول، اظهار کرد: حوادثی وجود دارد که در دوران هشتساله جنگ تحمیلی و حتی قبل از جنگ اتفاق افتاده که موارد قابل ملاحظهای است و شاید در عناد و کینهای که دشمن نسبت به دزفول داشت، بیتأثیر نبود.
وی اظهار کرد: این موارد را میتوان در چند موضوع جای داد؛ سوابق و مبارزات مردم دزفول در انقلاب، نقش ویژه دزفول پس از انقلاب و جنگ تحمیلی، عملکرد ویژه رزمندگان دزفول در دفاع مقدس و بحث دیگر اینکه بر مردم دزفول چه گذشت و چه سختیهایی متحمل شدند. بحث عمده دیگر ما جنگ در دو جبهه بود؛ مردم دزفول همیشه دو اضطراب عمده داشتند؛ از یک طرف بچههایشان در جبهههای جنگ بودند و از طرفی زن و بچههایشان در شهر مورد حمله بودند.
شهری با جلسات متعدد قرآنی در مساجد
حسینیفر درباره وضعیت دزفول قبل از انقلاب اسلامی گفت: اگر ملاحظهای به سوابق مردم دزفول قبل از انقلاب و جنگ داشته باشیم جایگاه ویژه مساجد، روحانیت و جلسات قرآن در دزفول را مشاهده میکنیم . از قدیم الایام جلسات دورهای که اکنون بهعنوان طرح صالحین شکل گرفته در دزفول شکل گرفته بود. این حلقات قرآنی در مساجد دزفول پررونق بود و بچههای دزفول عادت به حضور در مسجد داشتند و این برنامه همیشه همراه با جلسات قرآن و نهجالبلاغه بود.
سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان دزفول گفت: بافت شهر دزفول را که نگاه کنید تعداد مساجد در آن قابل ملاحظه است. همانطور که معروف است شهر فقها و مراجع از آن یاد میشود. در دوران انقلاب اسلامی، مبارزات سخت مردم دزفول در مقابله با رژیم شاه قابل توجه است، بحث کشف حجاب، خانههای فساد و ... در دزفول هیچ جایگاهی نداشته است؛ یعنی مردم دزفول به سختی با کشف حجاب مبارزه کردند و با مظاهر بی دینی مقابله کردند.
وی تصریح کرد: وقتی انقلاب شروع شد، مردم دزفول از افرادی بودند که مشابه مردم ورامین مبارزه سختی با عوامل شاه داشتند؛ یعنی با سلاحهای سرد و گرم به جان عوامل شاه میافتادند و رسماً با آنها وارد مبارزه میشدند و میتوان گفت مبارزه در این دوره در دزفول بسیار جدی بود.
سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان دزفول ادامه داد: پس از انقلاب که شاهد مانور گروهها و احزاب چپ بودیم، این گروهکها در دزفول هیچ طرفداری نداشتند و فعالیت آنها در این شهر با ناکامی مواجه شد. بین دوره انقلاب و شروع جنگ تحمیلی، یک بحث جدی که وجود داشت و میتوان گفت مقدمه جنگ تحمیلی بود، بحث شروع تجزیهطلبی برخی از عوامل در خوزستان بود که طبق تحقیقات نقشه استعمار با سرکردگی عراق این بود که میخواستند خوزستان را از ایران جدا کنند. تمام تلاش خود را کردند که خوزستان جدا شود به گونهای رئیس جمهور و وزرا و مسئولان آن را هم تعیین کرده بودند که پس از آن در شهرهای مختلف هجومی شروع شد.
حسینیفر ادامه داد: قبل از جنگ، دزفول با نیروهای نظامی سپاه و فرماندار و ... سرکشیهای مرتب و اعزام نیرو به مرزها داشتند و تحرکات دشمن پیش از آغاز جنگ در مرزها رصد میکردند و گزارش آن را میفرستاند. در این دوره دزفول نقش قابل توجهی داشت.
وی در مورد نقش رزمندگان دزفول در دفاع مقدس گفت: گفته شده قبل از دستور امام برای تشکیل بسیج، این اتفاق در دزفول به شکل نظامی آن اتفاق افتاده بود. در سال 59 بسیج نوجوانان سپاه در دزفول شکل گرفت که نیروهای زیادی در جنگ تربیت کردند و حماسههای ماندگاری بهوجود آوردند، شکل گرفته بود.
حضور نیروهای سپاه در فرماندهی مردم دزفول
حسینی ادامه داد: نقش قابل ملاحظه نیروهای سپاه دزفول در تشکیل فرماندهی نیروهای قابل توجهی از شهرستان برای تشکیل سپاه در یگانهای رزمی سایر استانها در خوزستان بهطور خاص و خارج از آن شد؛ این باعث شد که اول دزفول مورد تهدید قرار گیرد.
سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان دزفول با اشاره به نقش محوری سپاه دزفول و نیروهای مردمی در محور عملیاتی غرب دزفول، توضیح داد: اولین عملیات ما عملیات فتحالمبین بود. تقریباً تا قبل از این کل این منطقه عملیاتی دست نیروهای از دزفول بود؛ یعنی به صورت نیروهای مردمی رفته بودند و توسط سپاه سازمان دهی شده و در آن جا مستقر شده بودند به گونه ای که تمام نیروهای اطلاعاتی عملیات فتحالمبین از نیروهای دزفول بود. یکی از کارهای عمده آنها سقوط توپخانه دشمن بود که توسط لشکر 27 انجام شد.
حسینی ادامه داد: پس از تشکیل لشکرها و عملیات فتحالمبین تنها شهری که با آن جمعیت کم لشکر داشت دزفول بود. نیروهای سپاه دزفول در تشکیل شورای فرماندهی در سپاه شهرستانها نقش قابل ملاحظهای داشتند. نیروهای قابل توجهی از شهرستان اوایل جنگ برای تشکیل سپاه در یگانهای رزمی سایر استانها در خوزستان به طور خاص و خارج از آن مأمور شدند. شاید این عوامل باعث میشد صدام در تهدیدات خود میگفت: الف - دزفول، ب- تهران ج-اصفهان و به این شکل اول دزفول مورد تهدید بود.
وی گفت: در سالهای قبل از عملیات فتحالمبین یعنی در سال 60 دزفول مورد گلولهباران مستقیم توپخانه دشمن بود. از نظر نظامی گفته میشود شهری که در تیررس توپخانه قرار گرفت عملا سقوط کرده است و اغلب شهرهایی که در تیررس توپخانه قرار میگرفتند خالی میشدند؛ ولی دزفول حضور غالب مردم را داشت و به طور کامل سقوط نکرد. حادثه موشکباران دزفول را پس از عملیات فتح المبین داریم که پس از اینکه دشمن به عقب رانده شد و شهر از تیررس توپخانه خارج شد، 176 موشک 9 متری و 12 متری به دزفول اصابت شد.
حسینیفر ادامه داد: در این میان خانههایی بودند که در طول 8 سال جنگ، بیش از یک بار و گاه سه بار تخریب و دوباره بازسازی شد که قسمت عمده آن توسط مردم بازسازی شد. اینها به سفارش آیت الله قاضی بود که فرموده بودند شهر باید زنده بماند. در این مدت فشار روانی زیاد بود. تمام تلاش دشمن برای تخلیه شهر دزفول بود و به خاطر موقعیت استراتژیکی که داشت نوع تهدیدها برای تخلیه شهر بود.
وی با اشاره وضعیت نابسامان اقتصادی شهر در این دوران اظهار کرد: در طول این سالها، فشارهای شدید اقتصادی و روانی به مردم وارد میشد. یعنی نفت و گاز و مصالح ساختمانی و .. در دزفول نبود و حتی روغن و کبریت را مردم با گرفتن صف تهیه میکردند. کمبودهای اقتصادی بسیار به مردم فشار میآورد. وضع نابسامانی در دزفول وجود داشت. علیرغم اینها مردم حضورشان را در دزفول کم نکردند.
قبرستانی برای دفن دست و پاهای ناشناخته
سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان دزفول در مورد جنگ در دو جبهه خاطر نشان کرد: شنیدن مارش پس از پایان عملیات برای مادران سخت بود؛ چون این صدا یعنی شنیدن خبر شهادت فرزندشان که به جبهه فرستاده بودند. تصاویر دردناکی از حملات موشکی به دزفول در خاطر مردم شهرستان باقی مانده است؛ ماشین نیسانی که با انفجار بمب روی پشتبام یک خانه پرتاب شد، بچه کوچکی که با موج انفجار به دیوار پرت شد... . طی حملاتی که به شهر میشد، دستها و پاهایی پیدا میشد که قابل شناسایی نبود، برای همین در دزفول قطعه منحصر به فردی در شهیدآباد دزفول وجود دارد که پر قبرهایی است که در آن دست و پاهای ناشناخته به خاک سپرده شده است.
حسینیفر با اشاره به دفاع تمام عیار مردم از شهر، بیان کرد: موقعی که دزفول مورد هجوم قرار گرفت به گونهای که احتمال تصرف آن را میدادند، 600 نفر داوطلب از دزفول عازم خط مقدم شدند. در شهر هم مردم مسلح شدند، یعنی سپاه به نیروهای مردمی که در شهر بودند اسلحه داده بودند و در شهر سنگر سازی کردند. مردمی هم که اسلحه نداشتند روی پشتبام خانههای خود سنگ جمع میکردند و یک دفاع تمام عیار تا پای جان انجام دادند.
وی با اشاره به صدمات روحی و تبعات فشارهای وارد شده در این دوران به مردم دزفول گفت: هنوز هم این تبعات به طور غیرمحسوس دیده میشود. دید امام(ره) به خوزستان و دزفول که دین خود را به اسلام ادا کردند، بیانگر این مقاومتها است.
سرپرست مرکز فرهنگی دفاع مقدس شهرستان گفت: از آیتالله واعظ طبرسی نقل شده است که وقتی امام را برای زیارت به مشهد دعوت کردند، امام نپذیرفتند و فرمودند: اگر قرار باشد من از جماران بیرون بروم، به دزفول میروم. دید امام و بزرگان ما نسبت به دزفول بیانگر بسیاری از وقایع درباره مقاومت این شهر است.
قرآن؛ منشأ مقاومت مردم دزفول
حسینیفر در پایان با تأکید بر اینکه باید مدارک این مقاومت جمعآوری و مستند شود، در مورد منشأ غیرت و مقاومت مردم دزفول در سالهای جنگ گفت: شاید بتوان گفت 90 درصد رزمندههای دزفول، بچههایی بودند که در مساجد بدور قرآن حلقه زده بودند.