کد خبر: 3315236
تاریخ انتشار : ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۴

دستان بریده و بسته؛ حکایتی به بلندای تاریخی از کربلا تا ایران

گروه اجتماعی: مردم ایران چه غم... شهدایمان دست در دست مولایشان عباس بن علی دارند... . دستان بریده و بسته؛ حکایتی به بلندای تاریخی از کربلا تا ایران.

شعار نیست، به یقین نوشتن سخت است... چه می‌توان گفت در برابر بزرگی مردانی که بزرگ آمدند.

چه حکایت غریبی شده است، «دست»؛ گویی حقیقت آن همچنان ادامه دارد... به سال 61 هجری قمری محدود نمی‌شود... دستانی بریده در هزار سال پیش برای خدا و اینک دستانی بسته... عشق با آدمی چه می‌کند که اعضای بدن نیز از آن بهره‌مندند... .

دستان بسته چه حکایتی است خدایا... از چه باید گفت ازشجاعت و دلیری مخلوقانی که خدا هنگام افرینش فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ‬‎ را بلندتر گفت یا از پستی انسان‌هایی که شیطان برابر آنها تسلیم شده است... .

ایران آماده شده است... اما دست‌هامان شرمسارند... .

امروز زینب(س) نیز با مادران و خواهران ایران نوحه‌سرایی می‌کند در رثای شهدای پیرو برادر... .

شاید دل‌های پاک و خالی از زنگار نفسانیات میانه جمعیت فرزندان علی(ع) را ببینند... یاحسین(ع) شاگردان مکتبت را به آغوش گیر... یا ابوالفضل(ع) عاشقان دستان بریده‌ات، دست بسته‌اند، دستشان گیر... .

نمی‌دانم هنوز هم رازی ناگفته از اروند مانده است... نمی‌دانم هنوز هم غمی بر دل این رود پر از تاریخ مانده است... خدا کند که نباشد... .

captcha