
یکی از صفات مؤمنان، پرهیز از سخنچینی و نمامی است زیرا این صفت زشت، همه روابط انسانی و اجتماعی را در هم میریزد و رشته دوستی و مهربانی و ایمان را از هم میگسلد.
سخنچین در باطن خود حقارت و ذلت را احساس میکند و برای جبران شکستهای درونی و رسیدن به اهداف شوم خود، متوسل به این حربه (سخنچینی) میشود.
شک نیست که سخنچین، گاهی راست میگوید اما روشن است که او اگر در مطالبی که از این و آن منتقل میکنند، راست هم بگوید، کاری فتنهانگیز انجام داده است این راستگوییها به هیچ وجه از مقوله انسانی و نشانه صداقت و راستی نیست، بلکه نشانه آشکاری بر بدذاتی اوست.
نمونه بارز سخنچینی در صدر اسلام این بود که، وقتی منافقین از مقابله رودررو با دین اسلام و پیامبر نتیجهای نمیبردند بهوسیله چاپلوسی و نفاق سعی میکردند به اهداف شوم خود برسند که خداوند متعال نفاق آنان را همیشه آشکار میساخت.
خداوند متعال در آیه 47 سوره توبه فرموده است: «لَوْ خَرَجُواْ فِیکُم مَّا زَادُوکُمْ إِلاَّ خَبَالًا ولأَوْضَعُواْ خِلاَلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ؛ اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمیافزودند و بهسرعت خود را میان شما میانداختند و در حق شما فتنهجویى میکردند و در میان شما جاسوسانى دارند [که] به نفع آنان [اقدام میکنند] و خدا به [حال] ستمکاران داناست».
همچنین، در آیه ششم سوره حجرات آمده است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ؛ اى کسانىکه ایمان آوردهاید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد] از آنچه کردهاید پشیمان شوید».
همچنین خداوند متعال در آیه 12 سوره حجرات فرموده است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛ اى کسانىکه ایمان آوردهاید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پارهاى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مردهاش را بخورد از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبهپذیر مهربان است».همچنین در آیه چهارم سوره مسد آمده است: «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ؛ و زنش آن هیمهکش [آتش فروز]».
قرآن کریم در آیه اول سوره همزه در رابطه با سخنچینی فرموده است: «وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ؛واى بر هر بدگوى عیبجویى»
و نیز در آیات یازده تا 13 سوره قلم در این رابطه آمده است: «هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِیمٍ﴿۱۱﴾مَنَّاعٍ لِّلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ ﴿۱۲﴾عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ؛ [که] عیبجوست و براى خبرچینى گام برمیدارد، مانع خیر متجاوز گناه پیشه، گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است».
سعدی در باب هشتم گلستان در رابطه با آداب صحبت و همنشینی بخشی را به بحث «سخنچینی» اختصاص داده و فرموده است: «سخن میان دو دشمن چنان گوی که گر دوست گردند شرمزده نشوی» و در این رابطه آورده است: «میان دوکس جنگ چون آتش است/سخن چین بدبخت هیزمکش است/کنند این و آن خوش دگرباره دل/وی اندر میان کوربخت و خجل/میان دو تن آتش افروختن/
نه عقل است و خود در میان سوختن/در سخن با دوستان آهسته باش
تا ندارد دشمن خونخوار گوش/پیش دیوار آنچه گویی هوش دار
تا نباشد در پس دیوار موش».
مرحوم فیض کاشانی از عبدالله بن مبارک نقل میکند: زنیم کسی است که از زنا متولد شده و همه چیز را در همه جا بازگو میکند سپس میگوید: عبدالله بن مبارک این تفسیر را از ایه شریفه «عتل بعد ذلک زنیم» برداشت کرده است.
پیشوایان معصوم(ع) به پیروی از قرآن، نمامی را نکوهش کردهاند رسول خدا(ص) در این رابطه فرموده است: آیا شما را به بدترین افرادتان آگاه نکنم؟ عرض کردند چرا ای رسول خدا، فرمود: بدترین افراد آنهایی هستند که سخنچینی میکنند و در میان دوستان جدایی میافکنند و در جستوجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامناند.
امام صادق(ع) فرمود: «چهار گروه از رفتن به بهشت محرومند؛ کاهن، منافق، دائمالخمر و سخنچین».
در زمان حضرت موسی(ع) در میان بنیاسرائیل، خشکسالی شدیدی روی داد، حضرت موسی(ص) برای دعای باران به همراه عدهای دیگر بیرون رفت، ولی هرچه دعا کرد اثری نبخشید و باران نیامد حضرت در اینباره، مناجات کرد.از جانب پروردگار به او وحی شد در میان شما یک نفر هست که زیاد سخنچینی میکند و بهخاطر او دعای شما را مستجاب نمیکنم حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی کن تا وی را از میان خویش بیرون کنند.
خدای متعال فرمود: من شما را از نمامی نهی میکنم چگونه او را به شما معرفی کنم و خود مرتکب نمامی شوم حضرت موسی این مطلب را با قوم خود در میان گذاشت، کسیکه نمام بود متنبه شد و توبه کرد آنگاه خداوند باران رحمت خود را بر آنها فرو فرستاد.
امام صادق(ع) در این رابطه میفرمایند: «اِنَّ مِن اَکبَرِ السِّحرِ النَّمیمَةَ یُفَرَّقُ بِها بِینَ المُتَحابَّینِ وَ یُجلَبُ العَداوَةُ عَلَى المُـتَصافِیَینِ وَ یُسفَکُ بِها الدِّماءُ وَ یُهدَمُ بِها الدُّورُ وَ یُکشَفُ بِها السُّتورُ وَ النَّمّامُ اَشَرُّ مَن وَطىءَ عَلَى الرضِ بِقَدَمٍ؛ از بزرگترین جادو، سخنچینى است؛ زیرا با سخنچینى، میان دوستان جدایى میافتد، دوستان یکدل با هم دشمن میشوند، بهواسطه آن خونها ریخته میشود، خانهها ویران میگردد و پردهها دریده میشود. سخنچین، بدترین کسى است که روى زمین راه میرود».
همچنین، نبی مکرم اسلام(ص) در این رابطه فرموده است: «ثَلاثٌ یَقْبَحُ فیهِنَّ الصِّدْقُ: اَلنِّمیمَةُ، وَ اِخبارُکَ الرَّجُلَ عَنْ اَهلِهِ بِما یَکْرَهُهُ، وَ تَکذیبُکَ الرَّجُلَ عَنِ الخَبَرِ؛ در سه چیز راستگویى زشت است: سخنچینى، خبر ناخوشایند دادن به مردى درباره زن و فرزندش و تکذیب کردن خبر کسى» و نیز فرموده است: «لا یُـبَلِّغُنى اَحَدٌ مِنْکُم عَنْ اَحَدٍ مِن اَصحابى شَیئا، فَاِنّى اُحِبُّ اَنْ اَخْرُجَ اِلَیکُم و اَنَا سَلیمُ الصَّدرِ؛ کسى از شما حق ندارد از هیچ یک از یارانم چیزى به من بگوید؛ زیرا دوست دارم در حالىکه چیزى از شما در دلم نیست به سویتان بیایم».
سخنچنیی یعنی خبرکشی دلایلی دارد که از جمله میتوان به حسادت و بدخواهی، عداوت و دشمنی، طمع و چشم دوختن به اموال مردم، پرگویی و هرزهگویی و عامل وراثتی اشاره کرد.
از آثار دنیوی سخنچینی میتوان به آلودگی گناه، دوری از رحمت الهی، منفوریت نزد خدا و خلق و اختلاف و دشمنی اشاره کرد و از آثار اخروی آن نیز میتوان از عذاب قبر و عذابهای اخروی نام برد.
راههای درمان سخنچینی
سخنچینی مانند بسیاری از صفات رذیله تدریجاً بهصورت یک بیماری روانی درمیآید بهگونهای که سخنچین از کار خود لذت میبرد و از اینکه پیوسته دو بهمزنی میکند، احساس خشنودی میکند و این یکی از مراحل بسیار خطرناک اخلاقی است.
سخنچین باید قبل از هر چیز به درمان انگیزههای درونی که در اعماق روح است بپردازد و باید از طریق خودسازی و تفکر در عواقب سوء این صفت رذیله و نتایج شومی که به بار میآورد، خود را از این معصیت کبیره نجات دهد.
درمان سخنچینی توسط خود فرد سخنچین
این درمان از دو راه علمی و عملی صورت میپذیرد، اما درمان عملی آن این است که کسیکه گرفتار این گناه کبیره است برای اصلاح و رهایی خود اولاً باید در مفاسد و پیامدهای شوم سخنچینی بیندشید. ثانیاً: در آیات قرآن کریم و روایات اسلامی که درباره کیفر و عذابهای سخنچینی وارد شده دقت کند. ثالثاً: بیاندیشد که در روز قیامت آن زمانیکه در درگاه عدل الهی در حضور انبیاء و اولیاء برای رسیدگی به اعمال او حاضر میشوند چه جوابی خواهد داد. انسان باید در این دنیا به حساب خود رسیدگی کند تا در آخرت رسوا و مفتضح نگردد.
اما درمان عملی سخنچینی این است که فرد سخنچین باید بکوشد تا علل و عوامل سخنچینی را بشناسد تا بتواند باید از بین بردن علت، معلول را از میان بردارد (به علل و عوامل سخنچینی اشاره شده است).
مهناز عالینژادیان از ایکنای لرستان