
قلب تاریخ، امین گوهرهای ناب توست که به پای ترویج دین محمد(ص)، از همه آنها گذشتی و پیشکش آئین اسلام نمودی، که شاید اگر ثروت فراوان تو، مهر و مرهمهای بیبدیل تو نبود، رسول خدا(ص) در راه ناهموار تبلیغ رسالتش بسیار دشواری متحمل میشد.
دهمین روز از دهمین سال رسالت محمد(ص) است و ملائک، بیتاب و اشکریزان بر گرد حجرهای کوچک، در اطراف بستری محقر، یکی از غمبارترین لحظههای تاریخ را به نظاره نشسته بودند،
قارونهای عرب، خواستار تو بودند، اما تو خواستار امانت و حیای محمد(ص) شدی.
چه سرزنشها که گل نازک خیال تو از این پیوند مقدس، شنید که میگفتند: چرا ثروتمندترین زن جهان عرب باشی و با یتیم عبدالله، عقد یگانگی ببندی؟چه مصیبت جانکاه و جراحت داغی است، زخم وفات تو برای روح بزرگوار محمد (ص)!،اما تو ای خدیجه، هرگز رنج تنهایی را بر محمد بر نمیتابی و دختر کوچک خویش را به تیمارداری پدر میگماری، زین پس، فاطمه(س) تیماردار و غمخوار پدر خواهد بود، در لحظههای خاکستر و سنگ و دشنام.
ای وفادارترین همسرمحمد(ص)! چه خوش آرام گرفتهای نزد پروردگارت بر بلند جایگاه بهشت، که همسر رسول خدا را جز این جایگاه نشاید؛ پروردگارا ! همسر فداکار محمد(ص) به سوی تو میآید، زنی که برای دین تو و در راه رسول تو، از دنیا چشم پوشیده و غرق در جمال نور است، کولهباری از زخم زبان قبیله قریش را له کرد و پر افتخار، خود را همسر وفادار محمد امین نامید تا یار و یاور رسالت او باشد و نامش در پیشگاه حق، در صف اولین زنان بزرگ عالم درآید.
پاینده باد واژه زیبای مادر، که از آغاز تا پایان خلقت، نقش دلهای مهربان است؛ چه زیباست تکرار نام مادر بر لبان دختری که خود مادری درد آشناست، رفتنت ای بزرگ مادر! غمی است بر دل و اشکی است در چشم فاطمه(س) و محمد(ص).
ای مهربانترین مادر! ببین، بازار اشک در چشمان فاطمه رونق گرفته است و رسول خدا، خود، دل شکسته و نالان، دل جوی فاطمه(س) غمگین است، و چه دلسوزانه جبرئیل در جواب اشکها و بیقراریهای دردانهات به محمد(ص) اینچنین گفت: «ای رسول خدا! پروردگارت میفرماید سلام مرا به فاطمه برسان و بگو: مادرت در خانهای بهشتی است که بند بند آن از طلا و ستونهایش از یاقوت سرخ است و در کنار آسیه همسر فرعون و مریم دختر عمران به سر میبرد».
تو رفتی تا سال نبودنت را عامالاحزان بنامند و خانه امین تو را بیتالاحزان.
سعیده مجتهدی/استان مرکزی