
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، هفتم تیرماه یادآور مردی است که در اوج مدیریتهای کلان سیاسی و قضایی هیچگاه از اخلاق و انصاف فاصله نگرفت و چون نامش، رفتارش نیز رنگ بهشتی داشت.
شهید دکتر سیدمحمدحسینی بهشتی از آن دسته انسانهایی است که هیچگاه به حدأقلها راضی نشد و همواره برای رشد و پیشرفت در عرصههای مختلف علمی و معنوی تلاش میکرد. در این نوشتار سعی داریم گوشههایی از رفتار و منش این مرد بزرگ را بیان کنیم.
تبلیغ برای دین خدا از هامبورگ تا کوچکترین روستا در یاسوج
حجتالاسلام قرائتی نقل میکند: تقریباً 26 سال پیش مرحوم بهشتی سی نفر از طلبههای فاضل را جمع میکند و برای اینها کلاس میگذارد و میگوید: هر طلبهی فاضلی باید یکی از زبانهای دنیا را بلد باشد. به مرحوم شهید باهنر میگوید: که باید با تبلیغ صدای اسلام را به همه دنیا برسانیم. به مرحوم باهنر میگوید: تو به ژاپن برو. بعد شهید باهنر برای معرفی اسلام به ژاپن میرود و مرحوم بهشتی به آلمان میرود.
جالب این است که این قدر بزرگوار هستند که در عین اینکه حرف ژاپن و هامبورگ است، در یک جلسه با مرحوم مطهری و آیتاللّه یزدی جمع میشوند و میگویند: بیایید امسال ماه رمضان به یک روستا برویم. به یک جایی برویم که کسی رغبت نمیکند به آنجا برود. یعنی همان فکری که به فکر ژاپن و هامبورگ است، همان فکر به فکر روستای عشایر یاسوج هم هست.
امروز برای خانواده
خانواده برای همه بزرگان یک رکن اساسی و مهم است که هیچ چیز نباید باعث شود حق و حقوق اعضای خانواده پایمال شود. سید محمد حسینی بهشتی نیز از این قاده مستثنی نبود.
همه جمع شده بودند برای جلسه. آقای باهنر را فرستادند که بهشتی را بیاورد. حجتالاسلام محمدجواد باهنر آمد و گفت که آماده شوید برویم؛ همه منتظر شما هستند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است گردش برویم. اخم مرحوم باهنر را که دید، گفت: بچهها منتظرند، سلام برسانید، بگویید فردا در خدمت هستم.
و یا در جمعهای دیگر آمده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی میخواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعهام متعلق به خانواده است. نرفته بود. آری این است خانوادهداری انسانهای بهشتی.
توبیخ قاضی مغرور
وقتی مسئولیت قوه قضائیه را پذیرفت، تمام تلاش خود را برای ایجاد یک نظام قضایی مبتنی بر تعالیم دینی انجام داد و از جمله نسبت به رفتار و منش قضات و کارکنان دستگاه قضایی بسیاری حساس بود.
در یکی از خاطرات ایشان نقل شده است که ایشان به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت میروی ساک خود را به همراهت میدهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی».
قاضی را توبیخ کرده بود. بسیارحساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...
آری اگر بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دستگاه قضایی به مؤلفههای دینی برای قضاوت نزدیکتر شد مرهون تلاشها و مجاهدتهای خستگیناپذیر شهید سید محمد حسینی بهشتی است.
میخواهم مستقل باشم تا بتوانم نقد کنم
طلبه جوان هر روز میرفت دبیرستانها درس انگلیسی میداد. پولش هم میشد مایه امرارمعاش. میگفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر میفهمم و با شجاعت بیشتری میتوانم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی میکرد.
خدا از ما دفاع میکند
شهید مظلوم ما با آن که همواره در معرض شدیدترین حملات دشمنان اسلام قرار میگرفت و هر روز توهینی و ناسزایی و تهمت و افترایی متوجه او میشد راه خویش را میرفت و ملامتها را به جان میخرید و میدانست که بالاخره حق پیروز است. دوستان و آشنایان شهید بهشتی اصرار داشتند که او در برابر حملات ناجوانمردانه دشمنان از خود دفاع کند. ولی میدانید شهید بهشتی در جوابشان چه میگفت؟ جواب آن شهید بزرگوار را از زبان یکی از دوستانش میشنویم:
یادم هست که یک روز در مجلس خبرگان به ایشان گفتم که خیلی به شما توهین میکنند، مخصوصا آن روزهایی که قانون اساسی داشت بحث ولایت فقیه را مطرح میکرد شعارهای تندی علیه ایشان داده میشد و گروهکها شدید این عزیز را مورد انتقاد بلکه بهتر بگویم مورد انتقام خودشان قرار داده بودند. من به او اعتراض کردم که شما چرا از خودتان دفاع نمیکنید؟! جملهای گفت که بسیار راهگشا بود. فرمود که این آیه قرآن را خواندهای؟ «ان الله یدافع عن الذین آمنوا» عرض کردم بله.
فرمود: ببین در آیه خداوند یک وظیفهای برای ما مقرر کرده و یک وظیفهای برای خودش مقرر فرموده است. آن وظیفهای که برای ما بیان فرموده این است که حرکت ما باید از جوهره ایمان سرشار باشد و وظیفهای که برای خودش مقرر کرده این است که اگر دیدید که عمل ما توأم با ایمان است از ما دفاع کند. بنابراین دفاع به عهده من نیست، ایمان و جوهره ایمان به عهده من است.
یکی از شاگردان شهید بهشتی تعریف میکند که وقتی به او میگفتم که شما با وسایلی که در دست دارید چرا از طریق مثلاً رادیو و تلویزیون از خودتان دفاع نمیکنید، آن شهید در پاسخ گفت در عمل ثابت خواهد شد که حق با کیست و حقانیت ما در عمل به اثبات خواهد رسید...»
منبع: کتاب «صد دقیقه تا بهشت» از مجید تولایی