
رمضان که شروع میشود، حال و هوای شهر عوض میشود و مردم سبک جدیدی از زندگی را شروع میکنند. برنامههایشان را بهگونهای تنظیم میکنند تا بتوانند بهترین استفاده را از فرصت این ماه عزیز ببرند.
آنانی که برایشان مقدور است مانند دانشآموزان و دانشجویانی که ایام فراغت تابستان را میگذرانند گاه تا سحر بیدارند و روز را به استراحت اختصاص میدهند تا شاید گرسنگی و تشنگی ناشی از روزهداری کمتر به سراغشان بیاید، مادرها در تدارک ضیافتهای افطاریاند و بسیاری دیگر نیز سفرههای معنوی ماه رمضان یعنی جلسههای جزء خوانی قرآن را راهاندازی میکنند.
یکی از برنامههای مسلمانان و بهویژه ایرانیان در این سی روز عزیز از ماه مبارک افطاری دادن به دوستان و آشنایانی است که در دیگر روزهای سال شاید فرصت دیدار پیش نیاید تا به بهانه افطاری هم صله رحم صورت گیرد و هم میزبان از ثواب افطاری دادن روزه دارد بهرهمند شود.
سادگی؛ سنت همیشگی سفرههای افطار ایرانی
این سنت دیرین که از گذشته در میان مردم ما رسم بوده نشان از این دارد که ایرانیان هیچگاه نخواستهاند شادیهایشان ولو شادی معنوی حاصل از یک روز روزهداری و اطاعت از معبود را به تنهایی داشته باشند، بلکه میخواهد در پایان یک روز اطاعت از معبود، شب را در کنار عزیزان و دوستانشان باشند.
زولبیا و بامیه، آش رشته یا سوپ جو و نان و خرما و گردو تمام آن چیزهایی بود که معمولاً ایرانیها برای سفره افطارشان تدارک میدیدند و بعضیها که میخواستند تنوعی در سفرهشان ایجاد کنند گاه فرنی و یا شیر برنجی اضافه میکردند.
اما آیا سفرههای افطار ایرانی هنوز هم هنوز همان سفرههایی است که در عین رنگارنگی و تنوع سادگی خود را حفظ کرده بود، هستند؟ یافتن پاسخ به این سوأل چندان سخت نیست کافی است در این روزها هنگام افطار سری به رستورانها و هتلهای اطراف شهر بزنیم تا دریابیم که سفرههای ایرانی چگونه تبدیل به سفرهها یپر زرق وبرق ِگرانقیمت شده است.
سفرههایی که از خانهها جمع شد
نکته اول اینکه این سفرهها از خانهها جمع شده و اکنون خیلی از خانوادهها ترجیح میدهند مراسم افطاری را در رستورانها و یا هتل بگیرند. شاید برای خیلی از خانوادهها که تمایل به گرفتن افطاری و دعوت دوستان و آشنایان دارند و فضای خانهشان کوچک است افطاری گرفتن در رستوران یا هتل قابل قبول باشد اما در غیر اینصورت آیا حضور مهمان در منزل رونق و صفای دیگری به خانه نمیدهد؟
در هتلها و رستورانها افراد معمولاً افراد برای صرف افطاری و شامی میآیند و پس از گذشت ساعتی از سایرین خداحافظی میکنند و می روند، اما اگر همین مهمانی در خانه بود فامیل و آشنایان فرصتی مییافتند تا با یکدیگر صحبتی داشته باشند و از احوال یکدیگر باخبر شوند.
مسئله دیگر اینکه سفرههای افطاری که در رستورانها و هتلها و گاه حتی در خانهها پهن میشود دیگر آن سادگی قبل را ندارند و بسیاری از خانوادهها برای یک افطاری ممکن است متحمل پرداخت چند میلیون تومان شوند که اگر این سفرهها تبدیل به یک رسم و عادت شود کم کم شرایطی به وجود میآید که سنت زیبای افطاری دادن مختص افراد توانمند جامعه به لحاظ مالی شود و افراد کم درآمد و در بسیاری از موارد متوسط جامعه نیز نتوانند چنین مهمانیهایی ترتیب دهند.
میهمانیهایی که بیش از آنکه رنگ و بوی سادگی و صمیمیت دهد جلوههایی از چشم و همچشمی و فخرفروشی که همین فخرفروشیها گاه در هنگامه افطار که یکی از ملکوتیترین لحظات است، زبانها را به غیبت و یا حتی خدای نکرده تهمت باز کند.
سفرههایی که موجودی بیتالمال را کسر میکند
همه آنچه گفتیم برای کسانی بود که از درآمد شخصی خویش سفرههای رنگین و پر زرق و برق پهن میکند، اما متأسفانه آنچه امروز معمول شده و خیلیها با بیتفاوتی از کنار آن میگذرند افطاریهای میلیونی است که با هزینه بیتالمال داده میشود.
آیا اگر قرار است کارمندان یک اداره و سازمان در یک غروب ماه رمضان به بهانه افطار در کنار یکدیگر باشند، هزینهاش باید از بیت المال پرداخت شود؟؟ آیا در شرایطی که همه ادارات و سازمانها میگویند برای انجام برنامههای رسمی و موظفی سازمان خود با مشکل اعتبار و بودجه مواجهاند منطقی است که یک سازمان و اداره برای ضیافت افطار کارکنان خود چندین میلیون تومان پرداخت کند؟؟
این اقدام چقدر با منش و روش مولا علی(ع) که وقتی فهمید یکی از استانداران او بر سر سفرههای رنگین حاضر شده او را توبیخ کرد تطابق دارد؟
ای کاش برای دقایقی بیندیشیم
درست یا نادرست هر کسی خودش برای سبک زندگیاش تصمیم میگیرد و نمیتوان کسی را اجبار کرد که چگونه مهمانی بدهد؟؟ اما کاش قبل از آن یک افطاری میلیونی بدهیم اندکی بیندیشیم و با صداقت در برابر وجدان خویش به این سؤال پاسخ دهیم که آیا نیت این افطاری ما جلب رضایت خداست؟
اندکی بیندیشیم و به چهره کودکان معصوم سرطانی را پیش چشم بیاوریم که منتظر ساختن بیمارستان شیمی درمانی شهرمان هستند؟ به پدری فکر کنیم که دوست دارد یک افطار گرم و متفاوت برای همسر و فرزندانش مهیا کند اما برایش مقدور نیست؟ اگر به این مسائل فکر کنیم شاید تصمیم متفاوتی بگیریم.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی