
ماهی که آروزها در آن نزدیک بود و کارهای نیک در آن سرشار، بودنش گرانقدر، نبودنش غمانگیز، نقطه امیدی که دوری از آن دردناک و مونس و همرازی که سرور انگیز بود. همسایهای که دلها را مهربان کرد، یاوری که ما را در چیرگی بر شیطان یاری کرد و دوستی که نیکیها را برایمان هموار کرد؛ این رمضان در کلام علی بن الحسین(ع) است.
خداوند در قرآن کریم سی روز، روزهداری را بر بندگان مؤمن خود مقرر کرد و حکمت و دستاورد نهایی این روزهداری را به صراحت بیان کرد؛ «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»:اى مؤمنان بر شما روزه مقرر گردیده است همچنانکه بر کسانى که پیش از شما بودند نیز مقرر شده بود، باشد که تقوا پیشه کنید(بقره، 183).
بنابر این آیه شریفه، روزه میگیریم برای اینکه تقوی خط مشی زندگی و ویژگی رفتاری و گفتاری ما شود. اگر تقوی خدا مداری در زندگی باشد، روزه و رمضان مبارک، تلاشی برای آن است که توجه انسانی که در دنیای مادی زندگی میکند و همواره در معرض خطر فریفتگی نسبت به این جهان(وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُور) است، جهت اصلی هدف آفرینش خود قرار گیرد.
روزه از پرهیزهای مادی آغاز میشود؛ نخوردن و نیاشامیدن حداقل پرهیزی است که یک مسلمان باید در ماه رمضان رعایت کند؛ اما آموزههای دینی ما در این نقطه متوقف نمیماند، این پرهیز کم کم برای جهتگیری اخلاقی و تربیتی انسان به سمت عالیترین نقطه آفرینش(بندگی) دستوراتی را در مرحله بالاتر، در نظر گرفته؛ کنترل چشم، زبان، گوش و جوارح از ارتکاب اعمالی که خارج از محدوده الهی است، مصداق این دستورات است.
پرهیز از غیبت، دروغ، نگاه حرام و ... همه و همه برای ساختن انسانی است که اسلام برای آن تلاش میکند؛ انسانی که از ابدیتی سعادتمند برخوردار شود؛ انسانی که از محدوده افکار تنگنظرانه و منافع دنیایی که تنها مقدمهای برای یک حیات ابدی تلقی میشود، فراتر برود و به سبک زندگی برسد که در آن برای چشم و گوش و زبان و دست و دیگر ابعاد وجودی خود برنامهریزی ابدی داشته باشد.
رمضان برای اعضای ما برنامهریزی کرد و هدف آن منتهی به آن جهان بود؛ رمضان وقتی بود تا نگاهمان را از زمین برداریم و فرصت وسیع آسمان را به چشمهایمان بدهیم، رمضان فرصت وسعت یافتن جان انسان تا ابدیت است.
این فرصت چنان گرانقدر است که پیشوایان ما برای رونق بخشیدن به این فرصت، درسهای عمیق و روشنی برجای گذاشتند. دعای ابوحمزه فرصتی است که امام سجاد(ع) سخاوتمندانه به سحرهای ما میبخشد. ابوحمزه دعایی است که باید هر عبارت و سطر آن را با تمام وجود احساس کرد تا به چشمهایمان، به گوشها، اندیشهها و امیدهایمان نفوذ کند تا خوشبخت و آرام زندگی کنیم.
اگر قدری در عبارات شگفتانگیز این دعا به تأمل بنشینم و خداوند به ما مهربانی کند تا در افق والای آن قرار گیریم، آن را درس و مدرسهای برای تمام عمر میبینیم.
رمضان فرصتی است که هر مقدار بهرهگیری انسان از نورانیت آن غنیمت است؛ اما بهرهگیری کامل از آن همان عید بندگی است. پایان این فرصت نورانی، عید است؛ عید خدا مداری؛ جشن رسیدن به نقطهای است که همه پیامبران و معصومان برای آن تلاش کردند؛ جشن بنده خدا شدن و رسیدن به هدف خلقت؛ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُون؛ و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند»(ذاریات، 56).
کامله بوعذار/