
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از قزوین، در احکام سالهای اخیر صادرشده از سوی رهبر معظم انقلاب برای رؤسای محترم پیشین و فعلی رسانه ملّی، «خانواده» نهادی حسّاس و مهم خواندهشده که بایستی بنیان آن بر اساس چهار شاخص «دین، اخلاق، امید و آگاهی» تقویت بشود.
در این راستا، علیرغم پیچیدگیها، حساسیت ها و ظرافتهای کار در حوزه «خانواده و رسانه» بحمدالله روند تولید و پخش برنامهها و سریالهای خانواده محور نسبت به گذشته از جنبه کیفی و کمی توسعه چشمگیری داشته که بهعنوان مثال سریال «پایتخت» به لحاظ ساختار و محتوا، نمونه بارزی ازایندست برنامهها و بازنمایی خوبی از آسیبشناسی خانواده امروزی است.
امروزه آفتها و آسیبهای زیادی، بنیان خانوادههای ایرانی را دچار تزلزل کرده و اختلاف و درگیری و بعضاً حتی طلاق و جدایی را پیش کشیده است. مهمترین این آسیبها عبارتاند از: زناشویی ناموفق، ناتوانی جنسی، نازایی، مشکلات معیشتی و مالی، سهلانگاری دینی و ایمانی زوجین؛ کمرنگی اخلاق در زندگی مشترک، اثرگذاری منفی ماهوارهها و شبکههای اجتماعی، تجمّل گرایی و مصرفگرایی افراطی و پرداختن به نیازهای غیرضروری و غیر حیاتی (زندگی لوکس، ماشین مدلبالا، مبلمان گرانقیمت، ویترین، وسایل بلااستفاده و ...) و بهتبع آن زندگی چشم و همچشمی و به رخ کشیدن مالومنال، ثروت، قدرت، مدرک، قیافه و به دنبال آن حسرتآفرینی در دلها و نهایتاً ترغیب دیگران به انجام کارهای نامشروع و حرام، معضلات اجتماعی (اعتیاد، بیکاری، مشروبات الکلی، قمار، دزدی) عدم تفاهم میان زوجین به دلیل همکفو نبودن در سن و سال، فرهنگ، میزان تحصیلات، اصالت خانوادگی و ... .
در این میان، به نظر میرسد به بعضی از این عوامل تضعیف خانواده ازجمله «کثرت اشتغال زنان» و «جابجایی نقش و جایگاه زن و مرد در خانواده»، در سریال پایتخت به خوبی پرداختهشده است.
بر اساس آموزههای عقلانی و وحیانی، و مطابق نیازهای فطری و تفاوتهای طبیعی زن و مرد، غالباً در خانواده مطلوب ایرانی، «تأمین» بر عهده مرد و «تمکین» بر عهده زن بوده است.
در فرهنگ اسلامی و ایرانی - که برگرفته از مبانی قرآنی و ملاصدرایی است نه ژان پل سارتری و نیچهای - مرد موظّف است با سعی و تلاش فراوان و با تکیه بر عقل و خرد و اندیشه و تدبیر، معاش خانواده را تأمین و مشکلات معیشتی و مالی زندگی را رفع نماید و در مقابل، زن مکلّف است با اولویت بخشی بهکارها، امور خانه و خانواده را مقدّم دانسته و در برابر زحمات شوهرش از او تمکین کند و خواسته و ناخواسته با کثرت مشغله کاری و تن دادن به هر شغلی، کانون گرم خانواده را که بناست محیط مناسبی برای رشد و تعالی انسانی باشد، از هم نگسلد.
بنابراین، خانواده تراز اسلامی، خانوادهای است که اعضای آن با شناخت عمیق از نقش و جایگاه یکدیگر، هرکدام وظایف خویش را به نحو احسن انجام داده و در فضایی توأم با صلح و صفا در جهت سعادت، کمال و خوشبختی دنیا و آخرت، باهم و در کنار هم، روابطی محبت آمیز و زندگیای سرشار از آسایش و آرامش داشته باشند.
مسلماً بههراندازهای که این تراز، در اثر عوامل مختلف بههمخورده و خدایناکرده نقش و جایگاه زن و مرد در زندگی جابجا شود، به همان میزان خانواده مطلوب اسلامی– ایرانی دچار آسیب شده و بنیان آن تضعیف خواهد شد.
آسیبی که عوامل محترم سریال پایتخت بخصوص غفوری تهیهکننده محترم به خوبی بازنمایی شده است. در این سریال بهویژه در قسمتهای آغازین «هما» بهعنوان زن خانه با راهیابی به شورای شهر، کار و اشتغال در بیرون خانه را تجربه و در اولین جلسه رسمی شورا در مقام تنها زن عضو، با تمام استرس و اضطرابی که حتی روی کاغذ هم میآورد، شرکت میکند و از آنطرف، «نقی» مرد خانواده، خانهنشین شده و به کمک ارسطو عضو دیگر مرد، به امور خانه، تر و خشککردن بچه و تربیت فرزند پرداخته و زیر لب با غرولندهای ارسطو بهنوعی غیرمستقیم لگدمال شدن اقتدار مردانگی و ابهت به باد رفته خویش را به رخ خود و مخاطب میکشاند و این، همان آسیبشناسی اشتغال زنان و عوض شدن جایگاه زن و مرد در خانواده امروزی است که متأسفانه همین جابجایی نقش، آسیبها و پیامدهای فراوانی ازجمله بروز اختلاف میان زن و شوهر، ناسازگاری زوجین نسبت به همدیگر، بروز حسادت میان همسران یا یکی از ایشان، وقوع نزاع و بگومگو های بیخود و بیجهت، بهانهگیریهای بیمورد، درگیریهای لفظی، از بین رفتن همکفوی و همسانی میان زوجین، نبود گفتگوی باحوصله و آرامش، همفکر و همرأی نبودن اعضای خانواده، اختلال و اختلاف در تصمیمگیریها، مراسم خیر و شر، دعوتها و مهمانیها، از میان رفتن اصل صلح و سازش و خوشخلقی و مهربانی و بالاخره فقدان آسایش و آرامش در خانوادههای ایرانی را به دنبال داشته که همه و همه در تزلزل بنیان خانواده و تضعیف کانون گرم آن نقش بسزایی داشتهاند.
این سریال در کنار پرداختن به مسائل مهمی همچون حمایت از تولید داخلی و کالای ایرانی، ترجیح زندگی شهرنشینی و روستانشینی بر پایتختنشینی، تعظیم شعائر دینی و مذهبی و اهتمام به احکام شرعی بهویژه نماز و روزه، ساده زیستی و پرهیز از اسراف، تشویق شهروندان به حفظ محیطزیست و جلوگیری از هدر رفت منابع طبیعی بهویژه آب، تأکید بر امر ازدواج و ترغیب جوانان به تشکیل خانواده؛ اشتغال زنان در جامعه ایران اسلامی را آسیبشناسی کرده و حضور ساعات طولانی اغلب ایشان در بیرون از خانه را مانع مهمی برای تحکیم بنیان خانواده و ازدیاد جمعیت معرفی میکند.
در این میان بعضی نامگذاری ها و اسمها در خانوادهها را نیز موردنقد قرار داده و بهطور مثال انتخاب فامیلی «افشین»برای خانم و «فریبا» برای مرد را نیز مورد مداقّه قرار میدهد. البتّه «پیرمرد پرحاشیه» عبارتی که بعضاً از زبان ارسطو خطاب به عمو پنجعلی چندین بار تکرار شده نیز قابلتأمل است که به نظر، عبارت پسندیدهای نبوده و به لحاظ اخلاقی بهتر است تکرار نشود، چراکه ممکن است اشخاص خاصی در جامعه اعم از رجال سیاسی و غیرسیاسی را به ذهن مخاطبان محترم متبادر سازد که این امر باروح کلی مجموعه پایتخت که پاسداشت ارزشهای اخلاقی و انسانی است، در تضاد است.
حسن خودروان
پژوهشگر و کارشناس حوزه خانواده