
هلال ماه شوال از اتمام ماه میهمانی خدا خبر میدهد، ماهی که به فرموده پیامبربزرگوار ابتدایش رحمت و میانهاش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم است، به یمن ماه رمضان، جان، حلاوتی تازه یافته است موسم رمضان، موسم عبادت و شستشوی جان در نهر پاک دعا بود وهمچون کورهای، هستی آدمی را سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر برآورد.
رمضان با سحرها و افطارهایش، با شبهای قدر و مناجاتهایش، با ابوحمزهها و ربناهایش و... به پایان رسید و حالا ما ماندهایم و دعای وداع و نمازی که به شکرانه مقبولیتمان نزد محبوب اقامهاش میکنیم.
دریغ، اگر از این مهمانى، تهیدست برگشته باشیم! هزاران افسوس اگر قدر شبهای قدرمان کم باشد و قرآنی که بر سرگذاشتیم را در دل نگه نداریم، چتر گناه را در بارانِ رحمت رمضان بستیم تا تمام وجودمان خیس شود از نیایش، وای بر ما اگر قدر این مهمانی را ندانسته باشیم و منتظر دعوتی دگر بمانیم.
افسوس که خیلیها آخرین ماه رمضانشان را تجربه کردند و شاید این بار نوبت ما باشد که آخرین مهمانی ماه رمضان را تجربه کنیم، در عید فطر از نو متولد میشویم، تازگی را در روح خود احساس میکنیم و وقت عیدی گرفتن از خالق یکتاست، به نماز میایستیم و پنج تکبیر میزنیم بر دنیا و هر آنچه ما را از نوازش نسیم رحمت الهی دور میسازد، حسن ختام میهمانی خدا، ابتدای آشنایی تازه با پروردگار است، اکنون به مدد عبور از باغ صیام، عطر گلهای تازه عبودیت را میتوان بیدارتر از همیشه دید.
چه شیرین است طعم میوههای آسمانی، آن هنگام که دست بر قنوت نماز عید بر میداریم و او را زمزمه میکنیم: «اَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیر...»، آیا میتوانیم حاصل دسترنج یک مـــــــاه خود در رمضــان را، از ایــن به بعــد هم حفــظ کنیم؟ آیا میتوانیم به عهد و پیمان خود با پروردگار وفادار بمانیم؟ و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم...
سعیده مجتهدی/استان مرکزی