کد خبر: 3335150
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۵

بررسی مفهوم شفاعت از دیدگاه قرآن

گروه اندیشه: شفاعت مقامی است که خدای متعال به برخی از اولیا و بندگان صالح خوداعطا می کند و از مجموع آیات قرآن نیز چنین برمی‌آید که منحصراً حقی الهی است، مگر اینکه این حق از سوی صاحب آن به دیگری اعطا شود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از اردبیل، معـنای شفاعـت، طلـب و درخـواسـت چیزی از صاحب شفاعـت برای شفاعـت‌شـونده است. فرد به‌دلیل مقام و منزلتی که نزد خدای متعال دارد، اجازه می‌یابد که برای افراد گنه‌کار وساطت کند و از او بخواهد که از تقصیر وی بگذرد. شفاعت مقامی است که خدای متعال به برخی اولیا و بندگان صالح خود اعطا می‌کند و ایشان در دنیا، عالم برزخ و آخرت می‌توانند در حق بندگان گنه‌کار مؤمن طلب مغفرت نمایند. خدای متعال هم در صورت وجود مصلحت، از سر تقصیر وی می‌گذرد. در آیاتی از قرآن شفاعت مطلق نفی شده، در آیاتی دیگر، شفاعت مختص خدا دانسته شده است و در آیاتی نیز، شفاعت غیرخدا به اذن خدا ثابت گردیده است. وجه جمع این آیات، این است که شفاعت منحصراً حقی الهی است، مگر اینکه این حق از سوی صاحب حق به دیگری اعطا شود. پس شفاعت مأذون مجاز است. این نوع شفاعت، در عرض فعل خدا نیست، بلکه در طول آن است.

معنای لغوی شفاعت
شفاعت از واژه «شفع‏» و در اصل به معنى جفت گرفته‌شده، است. و در واقع مثل این است که شخص شفیع با شفاعت ‏شده، ضمیمه مى‏شود و تشکیل یک زوج مى‏دهد که با آن جلب منفعت ‏یا دفع ضرر از خود مى‏کند. البته نه هر نفع و ضررى، زیرا در مواردى که اسباب طبیعى، ایجاب خیر و شر مى‏نمایند، مانند گرسنگى و تشنگى، هرگز شفاعت نمى‏طلبیم بلکه به‌دنبال اسباب طبیعى مى‏رویم و فقط در مورد سود و زیان‌ها که از ناحیه اجراى قوانین عمومى یا خصوصى اجتماع به ما متوجه مى‏شود، شفاعت مى‏طلبیم، با این توضیح که میان مولا و بنده و هر حاکم و محکومى احکامى وجود دارد که اگر به آن عمل شود مستوجب پاداش خواهد بود(3).

مفهوم شفاعت
معـنای شفاعـت، طلـب و درخـواسـت چیزی از صاحب شفاعـت برای شفاعـت‌شـونده است. در این صـورت، شفاعـت پیامبر یا غیر او، به‌معنای دعا و نیایش او به درگاه الهـی است که بخشش گناه و برطرف کردن نیازها را از خداوند خواهان است. پس شفاعت نوعی دعاست. جواز طلب دعـا از ضروریات دین است. با این سخـن، طـلـب شفاعـت و یا دعا از هر مؤمنی جایز می‌باشد، چه رسد به پیامبران، به‌ویژه رسول گرامی(ص). در شفاعت، شفیع به‌خاطر مقام و مرتبه‌ای که نزد خدا دارد، اجازه می‌یابد تا برای مجرم‌ها و گنه‌کاران وساطت کند و از طریق دعا و نیایش از خداوند بخواهد که از تقصیر آنها درگذرد. البته این نکته را نباید فراموش کرد که شفاعت در گرو یک رشته شرایطی است و بدون تحقق یافتن آن‌ها امکان‌پذیر نیست. با نگاهی به زمان پیامبر گرامی اسلام(ص) و دوره‌های بعد، مسلمانان در شرایط و مناسبت‌های مختلف اقدام به درخواست شفاعت می‌کردند و سیر تاریخ اسلام نیز این مطلب را تایید می‌کند(1). مرحوم علّامه امینی(ره) در توضیح توسل و شفاعت می‌فرماید:
«توسـل بیش از این نیست که شخصی با واسطه قراردادن ذوات مقدسه(ائمه اطهار(ع)) به خدا نزدیک شود و آنان را وسیـلۀ برآورده شدن حاجات خود قـراردهد؛ زیرا آنان نزد خدا آبرومندند، نه اینکه ذات مقدس آنان را به‌طور مستقـل در برآورده شدن حاجت‌هایـش دخیـل بداند، بلکه آنان را مجـاری فیض، حلقه‌های وصل و واسطه‌های بین مولی و بندگان می‌داند...، با این عقیده که تنها مؤثر حقیقی درعالم وجود خداوند سبحان است و تمام کسانی که متوسل به ذوات مقدسه می‌شوند، همین نیت را دارند، حال این چه ضدیتی با توحید دارد؟(2).

اقسام شفاعت
شفاعت‏بر دو قسم است: شفاعت تکوینى و شفاعت تشریعى
شفاعت تکوینى عبارتست از وساطت علل وجودى در میان خداوند و موجودات دیگر. از این نظر تمام اسباب و علل وجودى، شفیع محسوب مى‏شوند.
شفاعت تشریعى نیز خود بر دو قسم است: یکى شفاعت کنندگان در دنیا که سبب مغفرت، آمرزش و قرب الهى مى‏شوند. موارد زیر را مى‏توان از جمله این شفاعت کنندگان برشمرد: توبه، قرآن، ایمان، عمل صالح، مساجد، مکان‌هاى متبرک، روزهاى شریف، انبیاء، ملائکه و مؤمنان. دیگرى شفاعت کنندگان در جهان آخرت و قیامت، یعنى ملائکه، انبیاء و شهدا می‌باشند. البته از آیه‏143 سوره بقره، این گونه استفاده مى‏شود که منظور از شهدا، شاهدان اعمال هستند نه کشته‌شدگان در راه خدا(3).

مبحث شفاعت در قرآن
در ذیل، به برخی از آیات شفاعت اشاره می‌‏شود:
1. آیه نفی‌کننده شفاعت: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّه وَلا شَفاعَه وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی، و نه شفاعت و کافران خود ستمگرند.» (بقره: 254).
* ازآنجایی‌که آیات دیگر به وجود شفاعت به اذن خداوند متعال صراحت دارد، این آیه شفاعت(بدون اذن خداوند متعال را) نفی می‌کند.
2. ابطال عقیده یهود در شفاعت: «یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعالَمِینَ* وَاتَّقُوا یَوْماً لا تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لایُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا یُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَلاهُمْ یُنْصَرُونَ*» «ای بنی‌اسرائیل! نعمت‌هایی را که به شما ارزانی داشتم به‌خاطر بیاورید و(نیز یاد آورید که) من شما را بر جهانیان برتری بخشیدم و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و از او شفاعت پذیرفته نمی‌شود و نه غرامت از او قبول خواهد شد و نه یاری می‌شوند.»(بقره،47-48).
*قرآن اعتقاد به یک نوع شفاعت باطل را که در یهود بوده رد می‌کند، شفاعتی که هیچ‌گونه شرطی در شفیع یا کسی که شفاعت‌شده قرار نمی‌دهد و هیچ نوع ارتباطی با اذن خداوند ندارد. این مطلب با آیات دیگر، که اصل شفاعت به اذن خدا را ثابت دانسته و نیز با روایاتی که بیان خواهد شد، به دست می‌آید.
3. نفی شفاعت از کافران: «وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ* حَتَّیَ أَتانَا الْیَقِینُ* فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِینَ*»«و همواره روز جزا را انکار می‌کردیم تا زمانی که مرگ ما فرا رسید، پس در آن روز، شفاعت شفاعت‌کنندگان به حال آن‌ها سودی نمی‌بخشد.»(مدثر، 46- 48).
* ازآنجاکه مورد آیه، کسانی است که روز قیامت را تکذیب می‌کرده‌اند، مراد آیه، نفی شفاعت از کافران است، که آن‌ها مشمول شفاعت نخواهند شد.
4. نفی صلاحیت شفاعت از بت‌ها: «وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ ما لایَضُرُّهُمْ وَلایَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلاءِ شُفَعَآؤُنا عِنْدَ اللهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللهَ بِما لایَعْلَمُ فِی السَّمَاواتِ وَلا فِی الأَرْضِ سُبْحانَهُ وَتَعالیَ عَمَّا یُشْرِکُونَ»«آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد و می‌گویند: اینها شفیعان ما نزد خدا هستند! بگو: آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمان‌ها و زمین سراغ ندارد؟ منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند.»(یونس، 18).
* این آیه بیان می‌کند بت‌ها هیچ نفعی از نظر شفاعت ندارند.
5. اختصاص شفاعت به خداوند: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِیعاً لَهُ مُلْکُ السَّمَاواتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ»«بگو: تمام شفاعت از آن خداست؛ (زیرا) حاکمیت آسمان‌ها و زمین از آن اوست و سپس همة شما را به سوی او باز می‌گردانند.» (زمر،44).
* این آیه شفاعت را منحصراً از آن خدا می‌داند.
6. شفاعت مشروط برای غیرخدا: «ما مِنْ شَفِیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ...»«هیچ شفاعت‌کننده‌ای جز به اذن او نیست...» (یونس: 3)؛  و نیز در آیه 23 سوره سبا می‌فرماید: «وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ...» «هیچ شفاعتی نزد او (خدا) جز برای کسانی که اذن داده، سودی ندارد...».
* این آیات شفاعت غیر را مشروط به اذن خدا می‌داند. ازاین‌رو، می‌توان گفت: مقتضای جمع بین آیات در زمینه شفاعت این است که طبق عقیده توحید افعالی، و اینکه مؤثری بالاصاله در عالم به جز خدا نیست، و هر تأثیری به اذن و اراده اوست. برخی آیات، شفاعت را منحصراً برای خدا قرار داده است، ولی منافات ندارد که این حقّ اختصاصی خود را به کسی بدهد، تا با اجازه او(خداوند متعال)، آن را اِعمال کند. همان‌گونه که به پیامبر(ص) و اولیای خود چنین اجازه‌ای داده است(1). علّامه طباطبائی در همین زمینه می‏فرمایند: در آیاتی شفاعت به‌صورت مطلق از دیگران نفی شده، در آیاتی شفاعت مختص خداوند شمرده شده و در برخی دیگر، شفاعت غیر خدا به اذن الهی، ثابت گشته تا مشخص گردد که شفیع در عرض خداوند نیست و شفاعت مقامی است که خداوند آیات به او اعطا کرده و هیچ‌گاه مستقل از خدا نخواهد بود(4).

اهمیت شفاعت پیامبران نزد خداوند
خداوند در آیه 159 سوره آل عمران تأثیر وساطت و شفاعت پیامبران در پیشگاه خداوند برای آمرزش گناهان را مطرح نموده و در آیه 97 و 98 سوره یوسف نیز نمونه‌ای از آن را بیان می کند. در آیه 64 سوره نساء خداوند توضیح می‌دهد که چگونه شفاعت پیامبران می‌تواند تأثیرات شگرفی به‌جا بگذارد، به این معنا اگر مردمانی که گناه پیشه کرده و بر خود ستم روا داشته بودند، اگر پیامبران خویش را واسطه می‌کردند تا آن‌ها در پیشگاه خداوند واسطه می‌شدند، دچار عذاب و خشم الهی نمی‌شدند. از این رو از امت اسلام می‌خواهد که پیامبر(ص) را واسطه قرار دهند و شفاعت وی را همانند سخن خویش نشمارند. زیرا طلب و درخواست استغفار پیامبر(ص) در پیشگاه خداوند از ارج و قرب بسیاری برخوردار است و هرگز رد نمی‌شود. در آیه 79 سوره اسراء مقام شفاعت به عنوان مقامی والا و ارجمند در پیشگاه الهی مطرح می‌شود و در تفسیر نورالثقلین روایت می‌شود که مراد از مقام محمود، که پیامبر(ص) با تهجد شبانه بدان دست می‌یابد، مقام شفاعت امت است. بنابراین مقام شفاعت و کاربردهای آن نشان می‌دهد که مقامی مهم و بلندی است که کسی جز برخی از اولیای الهی بدان دست نخواهند یافت(8).

شرایط تأثیر شفاعت
شفاعت، شرایط و قیود زیادی دارد که بدون آنها امکان‌پذیر نیست. چنانکه قرآن عظیم می‌فرماید: «شفاعتِ شفاعت‌کنندگان به حال مجرمان هیچ سودی ندارد»(سوره مدثر، آیه 48). صریحاً آمده است که درباره گروهی از مجرمان شفاعت تمام شفیعان بی‌اثر است، چراکه شفاعت نیاز به زمینه مساعدی دارد و این مجرمین زمینه‌های شفاعت را به کلی نابود ساخته‌اند و به تعبیر بعضی از بزرگان، شفاعت همچون آب زلالی است که بر پای نهال ضعیفی ریخته می‌شود و بدیهی است که اگر نهال به کلی از بین رفته باشد آب زلال آن را زنده نمی‌کند و به عبارت دیگر مهم این است که قابلیت قابل همچون فاعلیت فاعل موجود باشد؛ زیرا فاعلیت فاعل بدون قابلیت قابل کار ساز نیست.
البته مفهوم آیه فوق این نیست که شافعین به شفاعت این مجرمان برمی‌خیزند، بلکه معنای آیه این است که چون شفاعت به حال آن گروه سودی ندارد، آنها شفاعت نمی‌کنند. چون اولیاء خدا کار لغو و بیهوده انجام نمی‌دهند(5).

شرایط شفاعت‌کننده
1ـ اولین شرط این است که شفاعت‌کننده باید به یگانگی خداوند و بندگی خویش گواهی و شهادت دهد. و در غیر این صورت شفاعت تأثیری ندارد. چنان‌که در قرآن می‌خوانیم«... الّا من شهد بالحقِّ»«(هرگز مالک شفاعت نمی‌شوند)، مگر کسانی که به حق و یگانگی خداوند شهادت بدهند.» (زخرف، 86).
2ـ دومین شرط این است که درخواست شفاعت متعلق کسی است که خداوند به او اجازه داده و از گفتار او راضی است. چنانکه در قرآن کریم می‌خوانیم: «یَومئذٍ لاتنفَعُ الشفاعةُ الّا مَن إذنَ لَهُ الرحمانُ و رضیَ لَهُ قَولاً»«در آن روز، شفاعت(هیچ کس) سودی نبخشد مگر کسی‌که خداوند رحمان به اجازه داده و از گفتار او راضی است».
منظور این است که شفاعت‌کنندگان شفاعت کسانی که شایستگی شفاعت را ندارند نمی‌کنند و در غیر این صورت شفاعت او اثری ندارد. چنانکه خداوند در قرآن می‌فرماید: «مَن ذَالذی یَشفعُ عندهُ الّا باذنهِ...»، یعنی هیچ ‌کس بدون اذن خدا شفاعت نمی‌کند، که معنایش این است شفاعت‌کنندگان باید با اذن خدا شفاعت کنند.

اجماع امّت اسلام در تایید امر شفاعت
شفاعت یکی از اصول اعتقادی مسلم اسلامی است. اصل آن مورد پذیرش تمام فرقه‏های مسلمانان می‏باشد. آنچه اختلافی است، مسائلی از این قبیل است: آیا شفاعت برای رفع عقاب است؟ یا برای ارتقای درجه؟ یا هر دو؟ آیا مرتکب گناه کبیره مشمول شفاعت می‏گردد، یا نه؟ شافعان چه کسانی هستند؟ و... . برای مثال، ‌معتزله برآنند که شفاعت صرفاً براى زیادت ثواب است، نه دفع عقاب، و کسانى‌که گناه کبیره کرده‏اند، مشمول شفاعت واقع نمى‏شوند (جرجانى، 1325ق، ج8، ص312ـ313؛ محقق حلّى، 1414ق، ص 126؛ ایجى، بی‌تا، ص 380)(1).
در این زمینه ماتریدی ذیل آیه شریفة «وَلایَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضی» (انبیاء: 28) می‌گوید: «این آیه اشاره به شفاعت مقبول در اسلام دارد» (ماتریدی، 1391ق، ص 148). کلاباذی (متوفای 380ق) می‌گوید: «علما اجماع دارند که اقرار به تمام آنچه خداوند در مورد شفاعت ذکر کرده و روایات نیز بر آن توافق دارد، واجب است...» (کلابازی، 1412ق، ص54). ابوحفص نسفی (متوفای 538 ق) می‌گوید: «شفاعت رسولان و خوبان از امت اسلامی، در حق گناهکاران کبیره، با اخبار مستفیض، ثابت است» (به نقل از: تفتازانی، 1407ق، ص 148).
سیدمرتضی علم‏الهدی در این‏باره می‏نویسد: «امت اسلام اتفاق دارند که شفاعت پیامبر اکرم(ص) در حق امتش مورد پذیرش واقع می‏شود» (مرتضى، 1405ق، ص 150). طبرسی نیز می‏گوید: «امت اسلام بر اینکه شفاعت پیغمبر اکرم(ص) در نزد خداوند مقبول می‏افتد، اتفاق‏نظر دارند، گو اینکه در کیفیت آن اختلاف دارند» (طبرسى، 1408ق، ج1، ص151؛ بحرانى، 1398ق، ص166). جرجانی از متکلمان بزرگ اهل‏سنّت می‏نویسد: امت بر ثبوت اصل شفاعت مقبول پیامبر اکرم(ص) متفقند (جرجانى، 1325ق، ج8، ص312). ایجی، دیگر متکلم بزرگ اهل‏سنت نیز می‏نویسد: «اجمع الامة علی اصل الشفاعة» (ایجى، بی‌تا، ص380). ابوحیان اندلسی مفسر بزرگ اهل‏تسنن از کتاب المنتخب نقل می‏کند که «اجمعت الامة علی ان للمحمّد(ص) شفاعة فی الاخرة» (تفتازانى، 1409ق الف، ج5، ص158). شیخ مفید می‌فرماید: امامیه اتفاق‌نظر دارند که رسول‌خدا(ص) در روز قیامت برای جماعتی از مرتکبان گناهان کبیره از امت خود، شفاعت می‌کند و نیز امیرالمؤمنین و امامان دیگر برای صاحبان گناهان کبیره از شیعیان شفاعت می‌کنند و خداوند بسیاری از خطاکاران را با شفاعت آنان از دوزخ نجات دهد» (مفید، 1372، ص15). شعرانی حنفی می‌گوید: «همانا محمّد(ص) اولین شفاعت‌کننده روز قیامت است...» (الشعرائی المصری، 1959، ص170). علّامه مجلسی می‌فرماید: «در مورد شفاعت، بین مسلمانان اختلافی نیست که از ضروریات دین اسلام است؛ به این معنا که رسول‌خدا(ص) در روز قیامت برای امّت خود، بلکه امت‌های پیشین شفاعت می‌کند...» (مجلسی، 1362، ج8، ص29)(1).
با استناد به مدارک فوق که بخشی از آن‌ها در متن فوق آمده، اصل شفاعت مورد اتفاق مسلمانان بوده و تنها در برخی خصوصیات آن اختلاف‏ نظر وجود دارد. بنابراین، تمام علمای شیعه و اکثر علمای اهل تسنن می‌گویند شفاعت یک نوع وساطت در مغفرت و عفو و بخشیدن گناهان است، یعنی شخص قوی از ضعیف دست‌گیری می‌نماید و او را به مقامی برساند یا از عذابی برهاند. همان‌طوری که رسول خدا(ص) فرموده است: من شفاعتم را برای گناهکاران از امتم که مرتکب گناهان کبیره شده‌اند ذخیره نموده‌ام، اما نیکوکاران مورد مؤاخذه قرار نمیگیرند(7).
اما در این میان که بحث شفاعت مورد قبول کیله مسلمانان می‌باشد و شفاعت به‌صراحت در قرآن کریم و روایات فراوانی بیان و اصل شفاعت اولیای الهی در آخرت، امری مسلم و مورد قبول همه مسلمانان است (و برخی علمای اهل‌سنت، به تفصیل در مورد آن سخن گفته و بر آن تأکید کرده‌اند)، اما به اعتقاد وهابیون شفاعت فعل خداست و حق اوست و درخواست فعل وی از غیر او، عبادت او بوده، شرک محسوب می‌شود. آنها همین سخن را عیناً درباره درخواست شفای بیماران از اولیا الهی و مشابه آن تکرار ‌کرده، می‌گویند: «این درخواست‌ها، درخواست فعل خدا از غیر خداست و طبعاً چنین درخواستی شرک است.»(1).

نتیجه‌گیری
در کل می‌توان نتیجه‌گیری نمود شفاعت مفاهیم اسلامی شبیه یک نوع سفارشات بی‌دلیل اجتماعی و به اصطلاح پارتی‌بازی نیست و به‌عبارت دیگر معنای شفاعت این نیست که افراد هر آنچه می‌توانند گناه کنند و هنگامی‌که تا سر و گردن غرق گناه گردیدند، دست به دامن اولیایی از اولیاء خدا بزنند و خود را از عذاب خداوند نجات بدهند، بلکه معنای شفاعت این است که ولی از اولیاء برای کسانی که خود دارای دین صحیح و اعمال شایسته‌اند، ولی گناهان قابل عفو و بخشش دارند دستگیری نماید و آن‌ها را از عذاب الهی برهاند و این خود محتاج به یک نوع ارتباط تنگاتنگ معنوی میان شفاعت‌کننده و شفاعت‌شونده دارد و به این ترتیب کسی‌که امید شفاعت دارد، موظف است که ارتباط خود را با شفاعت‌کننده محکم سازد. در نتیجه شفاعت یک نوع تربیت و سازندگی است، نه یک وسیله فرار از زیر بار مسؤولیت و به اصطلاح یک نوع پارتی‌بازی نیست. پس شفاعت هیچ‍گونه تحول در اداره خداوندی نسبت به گناهکاران به‌وجود نمی‌آورد، بلکه این گناهکار است که به‌وسیله این ارتباط معنوی تکامل پیدا می‌کند و به سرحدی می‌رسد که شایستگی عفو و بخشش الهی می‌گردد.
شفاعت‌کنندگان نیز افرادی متفاوتند که با اذن و اجازه‌ پروردگار عالم شفاعت می‌نمایند. بعضی از اولیاء خدا(همانند ائمه اطهار(ع)، افراد بی‌شمار و بی‌حسابی را شفاعت می‌نمایند و برخی دیگر افراد محدود یا محدودتری را شفاعت می‌نمایند.
بنابراین در موضوع شفاعت توجه به نکات زیر امری ضروری‌است:
1. فرد به‌دلیل مقام و منزلتی که نزد خدای متعال دارد، اجازه می‌یابد که برای افراد گنهکار وساطت کند و از او بخواهد که از تقصیر ایشان بگذرد.
2. شفاعت مقامی است که خدای متعال به برخی اولیا و بندگان صالح خود اعطا می‌کند و ایشان در دنیا، عالم برزخ و آخرت می‌توانند در حق بندگان گنه‌کار مؤمن طلب مغفرت نمایند. خدای متعال هم در صورت وجود مصلحت، از سر تقصیر ایشان می‌گذرد.
3. در آیاتی از قرآن شفاعت مطلق نفی شده، در آیاتی دیگر، شفاعت مختص خدا دانسته شده است و در آیاتی نیز، شفاعت غیرخدا به اذن خدا ثابت گردیده است. وجه جمع این آیات، این است که شفاعت منحصراً حقی الهی است، مگر اینکه این حق از سوی صاحب حق به دیگری اعطا شود. پس شفاعت مأذون مجاز است. این نوع شفاعت، در عرض فعل خدا نیست، بلکه در طول آن است.
4. اصل شفاعت مورد اجماع و اتفاق عالمان اسلام بوده و تنها در برخی خصوصیات اختلاف‌نظر وجود دارد.
5. به اعتقاد وهابیون، شفاعت فعل خداست و حق اوست. درخواست فعل وی از غیر او، عبادت و شرک محسوب می‌شود اما برخلاف پندار وهابیون، درخواست شفاعت در شرک نیست، بلکه به اذن الهی است و حقی است که خدای متعال به برخی از بندگان خود واگذار می‌کند. در این موضوع، تفاوتی بین عالم برزخ و غیربرزخ وجود ندارد.
6. سرزنش درخواست شفاعت مشرکان از غیرخدا در قرآن، به این دلیل است که مشرکان غیرخدا را عبادت می‌کردند و برای ایشان، مقام شفاعت قائل بودند. این موضوع در شفاعت منتفی است.
7. ازآن‌جایی‌که روح انسان جاویدان و پس از مرگ نیز همچنان در حال حیات است و بین حیات مادی و حیات برزخی ارتباط وجود دارد، و مردگان در عالم برزخ با عالم دنیا نیز در ارتباطند، شفاعت و دعا در حق ایشان مؤثر می‌باشد.
یادداشت از: تقی قاسمی خادمی، فعال و پژوهشگر قرآنی
منابع:
1. فولادی، محمد و محمد، درویش. جستاری در شفاعت از منظر وهابیت،
2. امینى، عبدالحسین(بی‌تا)، الغدیر، ج3، ص403، تهران، دارالکتب الاسلامیة.
3. قره‌داغی، معصومه. شفاعت از دیدگاه قرآن.
4. طباطبائى، سیدمحمدحسین، المیزان فى تفسیر القرآن، طباطبائى، 1393ق، ج1، ص 157، ط.الثالثة، قم، اسماعیلیان.
5. عباسی جامه، مسعود، شفاعت در قرآن.
6. تفتازانی، مسعود‌بن عمر (1407ق)، ص 148، شرح العقائد النسفیة، محقق احمد سقا، مصر، مکتبه الکلیات الازهریة.
7. بحار الانوار، ج/8 ص 34.
8. تفسیر نور الثقلین ج 3 ص 211 حدیث 402.

captcha