
حجتالاسلام علی رضایینیا، مدرس حوزه علمیه ایلام در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از ایلام، خداوند راه رسیدن به مراتب عالی انسانیت را برای همه باز گذاشته است، اظهار کرد: این حتی برای جمادات هم صدق میکند وگرنه خداوند نمیگفت، «لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَتِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ؛ اگر این قرآن را بر کوهی نازل میکردیم، میدیدی که در برابر آن خاشع میشود و از خوف خدا میشکافد! اینها مثالهایی است که برای مردم میزنیم، شاید در آن بیندیشید!» (حشر/ ۲۱) مقام خلیفةالهی به کوه هم عرضه شد، اما کوه تحمل آن را نداشت بپذیرد، «إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، (چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد)» (احزاب/ 72).
وی ادامه داد: خدای تبارک و تعالی این امانت را بر همه عرضه کرد اما سایر موجودات غیر از انسان نپذیرفتند و این به صورت قوه در نهاد انسانها به ودیعه گذاشته شد و همه بشر این استعداد را دارند که این قوه را در خود فعال کنند، البته عدهای بالفعل آمدند مثل رسولالله(ص)، 14 معصوم(ع) و عدهای از اولیاء خدا به حدی از آن رسیدند مثل حضرت ایوب(ع)، حضرت ابراهیم و ... یعنی به توحید اسماء و صفات رسیدند اما نتوانستند آن را در خودشان تجلی دهند.
رضایینیا افزود: توحید ذات برای اولین بار در حضرت محمد(ص) تجلی کرد و سپس در 14 معصوم(ع) و بعد در امت پیغمبر(ص) به وفور مثل بزرگان اهل عرفان، مرحوم آیتالله قاضی، علامه طباطبایی، آیتالله بهجت و ... اما چه کنیم که ما به این مقامات و یا حداقل به بعضی از آنها برسیم؟ تا تجلی اسماء و صفات الهی در ما هم صورت بگیرد. باید تأکید کنم که اگر کسی در این مسیر قرار نگیرد با حیوانات هیچ فرقی نمیکند، بایستی اگر به آن توحید نرسیدیم لااقل در مسیر رسیدن به آن قدم برداریم. در مسیر دوست بمیریم بهتر است یا غیر از آن؟ اگر در این مسیر قرار بگیریم و بمیریم بهتر از آنهایی هستیم که در این راه نبودند.
این کارشناس مذهبی با اشاره به آیه 72 سوره اسرا، «وَمَن کَانَ فِی هَٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِیلًا؛ اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!»، گفت: آیه مذکور این مفهوم را میرساند کسانی که چشمان آنها در این دنیا بر روی حقایق و جلوههای الهی بسته باشد و در واقع باطن آنها کور باشد در آخرت نیز نابینا محشور میشوند؛ لذا قرار گرفتن در مسیر قرب الی الله با توجه قلبی به همه امور در این دنیا خیلی مهم است و با سرنوشت انسان و کسب مقامات والاتر در آخرت رابطهای مستقیم دارد.
فاصله انسان تا خدا؛ گامی که باید از خود گذشت
وی اضافه کرد: علمای عرفان و اخلاق برای قرار گرفتن در راه سعادت، 2 دستورالعمل را تجویز کردهاند، یکی همانی که در «جامعالسعادات» مرحوم نراقی موجود است که استاد بزرگوار مرحوم آیتالله پهلوانی فرمودهاند، «اگر کسی بخواهد به آن عمل کند 300 تا 400 سال عمر میخوهد!» اگر بخواهیم یک رذیله اخلاقی را در خود پاک کنیم گاهی باید 20-30 سال تلاش کرد؛ این راه دشوار، راه تزکیه و پاکسازی درون است، باید آئینه قلب را طوری جلا داد تا انوار قدسی حق در آن انعکاس پیدا کند، باید خود را در این جسم رقیق کرد و خالی از خود شد، یک گام بیشتر فاصله نیست از ما تا خدا! و آن گامی است که باید از خود بگذریم، یعنی همه «منها» را از خودمان دور کنیم. اگر جای همه منها را خدا گرفت آن وقت تمام صفات خلیفةالهی در انسان جلوهگر میشود. اگر به خدا توکل کرد و پا در این مسیر گذاشت، قطعاً خداوند یاریرسان است.
این مدرس حوزه ادامه داد: راه دوم، راه محبت و عشق است که نزدیکترین مسیر را برای وصال دوست میسر میسازد، هیچ انسانی عاشق پایینتر از خودش نمیشود، حتی در این عشقهای زمینی انسان عاشق طرف مقابل خود را تهی از هر نوع نقصی میداند، اما آن چیزی که در حقیقت عشق را میطلبد، قدرت محض و مطلق، علم مطلق، ثروت مطلق وحیات مطلق، این انسان را به سوی خودش میکشاند مثل پروانهای که به سمت نور و آتش میرود و این آتش اتفاقاً جذاب است و سوختن در این آتش انسان را اذیت نمیکند، «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید؛ ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی»(دیوان حافظ) یعنی ما برای عشق خلق شدیم، باید عاشق شد در غیر این صورت باختیم و به آن هدف والا نخواهیم رسید.
لزوم بهرهمندی از استاد راهنما در راه رسیدن به سعادت
وی گفت: اگر عاشق شدی بین تو و امام زمان تو اتحاد نفسانی به وجود میآید و بالاتر از او به حضرت حق خواهی رسید، اگر عاشق معبود شدی، آنچه را که خدا دارد تو هم داری! تنها تفاوت این است که او خالق و تو مخلوق و عبد او هستی؛ این نالهها و گریههای امیرالمؤمنین(ع) از سر گناه نیست، از سر این است که انسان عاشق همواره در مقابل معشوق احساس بدهکاری میکند، هرچه تلاش میکند خودش را مفلستر مییابد، هر چه به معشوق نزدیکتر میشود در خود احساس عطش بیشتری میکند، در مقابل معبود خود احساس گناه میکند، به جایی میرسد که از وجود خودش استغفار میکند، استغفار از اینکه «من چرا هستم؟» یعنی جایی که معشوق است من جایگاهی ندارم باید فقط معشوق باشد.
رضایینیا، خاطرنشان کرد: وقتی که انسان عاشق شد دیگر مجالی برای گناه کردن ندارد، یعنی نمیتواند کاری که بر خلاف میل معشوق است انجام دهد، عاشق که شدی راه صد ساله را میتوان یک شبه طی کرد، به جایی میرسی که این داستانهایی را که از کرامات بزرگان نقل میکنند خودت به عینه میبینی. خداوند خمیر مایه فطرت ما را از عشق خلق کرده است، عشق به معبود. اگر در ما محبت به پروردگار ایجاد شد این نماز و روزه معنای دیگری پیدا میکند، نزدیکترین راه رسیدن به جایگاه حقیقی خود، یعنی مقام خلیفةالهی، محبت و عشق به پروردگار است، باید تلاش کرد در طریق الی الله قرار گرفت این راه رسیدن به سعادت ابدی است. البته در این راه باید از استاد طریقی راهنمایی گرفت تا به بیراهه نرفت و زودتر به مقصد رسید؛ «قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن؛ ظلمات است بترس از خطر گمراهی» (دیوان حافظ).